قدرت خرید چگونه کار می‌کند؟


کارآفرینی و سرمایه‌داری از مباحث بسیار با‌اهمیت در هر اقتصادی هستند. معمولاً در تمامی اقتصادهای دنیا کارآفرینی به عنوان یک فاکتور بسیار مهم اقتصادی شناخته می‌شود و تسهیلاتی برای کارآفرینان در نظر گرفته می‌شود زیرا فرصت شغلی برای افراد دیگر ایجاد می‌کند و ارزش افزوده اقتصادی دارد. خلاقیت در کارآفرینی وجود دارد و باعث رشد و پیشرفت اقتصادی می‌شود. از طرف دیگر سرمایه‌داری مساله‌ای بحث‌بر‌انگیز است. با وجود اینکه تمامی اقتصادها از جذب سرمایه‌ها برای توسعه فعالیت‌های اقتصادی و صنعتی خود دم می‌زنند ولی بارها شنیده می‌شود که در تقبیح سرمایه‌داری یا کاپیتالیسم سخن می‌گویند و به نظریات مارکسیستی در این زمینه استناد می‌کنند. مارکس از جمله اقتصاددانان مطرح دنیاست که سرمایه‌داری را مردود می‌داند. او سرمایه‌داری را به دو دسته تقسیم می‌کند و در یک بخش سرمایه‌دارانی را در نظر می‌گیرد که سرمایه خود را برای آغاز یک کار تولیدی و صنعتی به کار می‌گیرند و با استفاده از نوآوری زمینه را برای ایجاد ارزش افزوده اقتصادی فراهم می‌کنند. ولی در طرف دیگر سرمایه‌دارانی قرار دارند که اقدام به انجام مبادلات در بازارهای مالی و کالایی می‌کنند و از قبل این معاملات اقتصادی سود به دست می‌آورند و افرادی که در بازار سهام وارد می‌شوند یا در خرید اوراق قرضه دولتی سهیم می‌شوند یا حتی اقدام به خرید ملک و کالاهای دیگر با قیمت پایین‌تر و فروش آن با قیمت بالاتر بعد از مدت زمان مشخصی می‌کنند. از نظر مارکس این کار که تنها با هدف کسب سود اقتصادی برای سرمایه‌داران صورت می‌گیرد و به زعم وی باعث ایجاد درآمد بادآورده و سودهای کلان در مدت کوتاه می‌شود برای اقتصاد آسیب‌رسان است. او که کاملاً مخالف این نوع از سرمایه‌داری است معتقد است سودی که این افراد به دنبال مبادلات خود در بازار مالی و کالا به دست می‌آورند معادل هزینه‌ای است که واحدهای صنعتی و تولیدی به دلیل نبود منبع قدرت خرید چگونه کار می‌کند؟ مالی برای توسعه کار خود متحمل می‌شوند و در واقع این مبلغ از جیب صنعتگران و تولید‌کنندگان می‌رود. حال آنها برای اینکه بتوانند هزینه‌های خود را متناسب با درآمدشان کنند مجبور هستند قیمت تمام‌شده محصولات تولیدی را افزایش دهند یا اینکه اقدام به کاهش دستمزد کارگران خود کنند که در هر دو حالت به افراد طبقه متوسط و پایین اقتصادی فشار وارد می‌شود. مارکس با این دیدگاه در زمره اصلی‌ترین منتقدان سرمایه‌داری قرار گرفته و معتقد است سرمایه در صورتی می‌تواند در اقتصاد نقش سازنده‌ای داشته باشد که به عنوان نهاده تولید استفاده شود و ارزش‌ افزوده‌ای که ایجاد می‌کند از طریق دستمزد نیروی کار و ایجاد فرصت‌های شغلی و افزایش قدرت خرید مردم بین تمامی افراد جامعه تقسیم شود. برخی بر این باورند که سرمایه‌داری نوعی از کارآفرینی است و یک سرمایه‌دار خوب قطعاً می‌تواند کارآفرین خوبی هم باشد ولی کارآفرینی و سرمایه‌گذاری دو مقوله کاملاً جدا هستند که تفاوت‌های بسیار زیادی با هم دارند. سرمایه‌داری که غالباً در زمره تعریف دوم مارکس قرار دارد با سرمایه‌گذاری در بازارهای مالی و کالایی و کسب سود در نتیجه معاملات در بازار ارتباط دارد و کارآفرینی به معنای استفاده از منابع مالی در کنار خلاقان برای ایجاد شغل تازه و ایجاد ارزش افزوده در اقتصاد است. کارآفرینان افرادی هستند که با سرمایه‌های شخصی یا مجموعه‌ای از سرمایه‌های گروهی اقدام به راه‌اندازی کاری می‌کنند که برای تعدادی هر چند اندک فرصت شغلی فراهم می‌کند. آنها نسبت به آینده و تحولات اقتصادی آن خوش‌بین هستند و تا حد امکان به تمامی افرادی که با آنها کار می‌کنند اعتماد دارند. بسیاری از اقتصاددانان کلید رشد کارآفرین در عرصه اقتصادی را اعتماد به دیگران و تقسیم کار می‌دانند. آنان اغلب از نیروی خلاقه خود برای آغاز کار استفاده می‌کنند و با تقسیم کار و مدیریت صحیح اقدام به توسعه کار می‌کنند. تکیه اغلب کارآفرینان به منابع مالی اندک است هرچند که برای آغاز کار یا توسعه آن بدون شک به سرمایه نیاز دارند. کارآفرینان افرادی اجتماعی هستند که در انجام کارشان با دیگران همکاری می‌کنند و به تعبیر دقیق‌تر هیچ کاری را به تنهایی انجام نمی‌دهند بلکه با همکاری گروهی که خود انتخاب کرده‌اند در جهت تحقق اهداف‌شان گام بر‌می‌دارند. شاید مهم‌ترین ویژگی یک کارآفرین موفق مردم‌داری و فعالیت در کنار دیگر افراد است. کارآفرینان برجسته اغلب دارای روابط اجتماعی بسیار گسترده و سازنده هستند و همین مساله باعث متمایز شدن آنها نسبت به دیگران شده است. به عنوان مثال شمار زیادی از افراد هر‌ ساله وارد دانشکده‌های هنری می‌شوند و به تحصیل در رشته عکاسی می‌پردازند. ولی از میان فارغ‌التحصیلان این رشته عده بسیار اندکی هستند که موفق می‌شوند شغلی متناسب با رشته تحصیلی خود پیدا کنند و از میان همین قشر هم تعداد معدودی درآمد بالا به دست می‌آورند. آنها افرادی هستند که وارد گروه عکاسان حرفه‌ای از هنرمندان و مکان‌های تاریخی و هنری می‌شوند و هزاران دلار بابت هر عکس دستمزد می‌گیرند. تفاوت این عکاسان با عکاسان کم‌درآمد یا افرادی که در این رشته تحصیل کرده‌اند ولی شغلی متناسب با رشته تحصیل‌شان پیدا نکرده‌اند در کجاست؟ مطالعات انجام‌شده نشان می‌دهد این تفاوت در مهارت آنها در عکاسی نیست بلکه تفاوت در بازاریابی، روابط اجتماعی و توانایی برای عرضه و فروش هنر و خدمت‌شان به متقاضیان است. اینان در جرگه کارآفرینان موفق قرار می‌گیرند و همین موفقیت باعث گسترده‌تر شدن دامنه دوستان و آشنایان آنها می‌شود.

مشکلات مربوط به خریدهای درون‌برنامه

در برخی برنامه‌ها، می‌توانید محتوا یا سرویس‌های اضافی از درون برنامه بخرید. به این موارد، «خریدهای درون‌برنامه» می‌گوییم. مثال‌ها شامل این موارد هستند: شمشیر قدرتمندی در یک بازی، کلیدی که ویژگی‌های بیشتری را در برنامه‌ای باز می‌کند، یا پول مجازی که برای خرید استفاده می‌شود.

اگر خرید درون‌برنامه‌ای نشان داده نمی‌شود، کار نمی‌کند، یا بارگیری نمی‌شود، می‌توانید:

  • خودتان مشکل را عیب‌یابی کنید؛
  • با برنامه‌نویس برای دریافت پشتیبانی تماس بگیرید؛
  • درخواست بازپرداخت کنید.

اگر می‌خواهید خرید درون‌برنامه‌ انجام دهید، اما تراکنش پذیرفته نمی‌شود یا پرداخت انجام نمی‌شود، سعی کنید مشکلات پرداخت را در Google Play برطرف کنید.

خودتان مشکل را عیب‌یابی کنید

اگر با امتحان این مراحل مشکلتان برطرف نشد، با توسعه‌دهنده تماس بگیرید. مسئولیت ارائه پشتیبانی برای برنامه و مطمئن شدن از عملکرد مناسب آن برعهده توسعه‌دهنده برنامه است.

بررسی اتصال

مطمئن شوید اتصال WiFi یا داده تلفن همراهی دارید که فعال است و کار می‌کند. جستجو در وب روشی ساده برای انجام این کار است. برای جستجوی توله سگ‌ها در Google، روی این پیوند کلیک کنید. اگر اطلاعاتی در مورد توله سگ‌ها مشاهده کردید، احتمالاً مشکل از اتصال اینترنت شما نیست.

اگر جستجو کار نمی‌کند، ممکن است مشکل از اتصال باشد. سعی کنید مشکلات اتصالتان را برطرف کنید.

توقف اجباری و سپس باز کردن مجدد برنامه یا بازی

اگر محصول درون‌برنامه‌ای را که خریداری کرده‌اید دریافت نکرده‌اید، برنامه یا بازی مورداستفاده‌تان را ببندید و بازراه‌اندازی کنید.

  1. برنامه «تنظیمات» اصلی را در دستگاهتان باز کنید؛
  2. روی برنامه‌ها یا مدیریت برنامه‌ها (این گزینه بسته به دستگاه ممکن است متفاوت باشد) ضربه بزنید.
  3. روی برنامه‌ای که در آن خرید درون‌برنامه‌ای انجام دادید ضربه بزنید؛
  4. روی توقف اجباری ضربه بزنید؛
  5. برنامه‌ای را که در آن خرید درون‌برنامه‌ای انجام دادید دوباره باز کنید.
  6. بررسی کنید مورد خریداری‌شده به شما تحویل داده شده باشد.

بررسی اینکه پرداخت انجام شده است یا نه

وقتی تراکنش انجام شد، خرید درون‌برنامه‌تان را دریافت می‌کنید. می‌توانید بررسی کنید که پرداخت ازطریق برنامه «فروشگاه Play» یا صفحه وب Google Play انجام شده است.

بررسی پرداخت با برنامه «فروشگاه Play»

  1. برنامه «فروشگاه Google Play» را باز کنید؛
  2. در بالا سمت چپ، روی عکس نمایه خودتان ضربه بزنید؛
  3. روی پرداخت‌ها و اشتراک‌هابودجه و سابقه ضربه بزنید.

بررسی پرداخت با مرورگر وب

  1. در رایانه، به حساب قدرت خرید چگونه کار می‌کند؟ Google Play خودتان بروید؛
  2. در بالا، روی سابقه سفارش کلیک کنید؛
  3. خرید درون‌برنامه‌تان را پیدا کنید.

بازراه‌اندازی دستگاه

گاهی اوقات بازراه‌اندازی دستگاه می‌تواند به برطرف کردن مشکلات مربوط به خرید درون‌برنامه‌ای کمک کند. برای بازراه‌اندازی:

  1. در دستگاه همراه، دکمه روش/خاموش را پایین نگه‌دارید؛
  2. روی خاموش کردن یا راه‌اندازی مجدد ضربه بزنید (ممکن است بسته به دستگاه، این نوشتار متفاوت باشد)؛
  3. درصورت نیاز، دکمه روشن/خاموش را دوباره پایین نگهدارید تا دستگاه روشن شود؛
  4. صبر کنید تا دستگاه مجدداً راه‌اندازی شود؛
  5. بازی یا برنامه‌ای را دوباره باز کنید و بررسی کنید که خرید درون‌برنامه تحویل داده شده باشد.

به‌روزرسانی برنامه «فروشگاه Play»

خریدهای درون‌برنامه زمانی بهترین کارکرد را دارند که از آخرین نسخه «فروشگاه Play» استفاده کنید. برای به‌روزرسانی برنامه:

  1. در تلفن یا رایانه لوحی Android، برنامه «فروشگاه Google Play» را باز کنید؛
  2. در بالا سمت چپ، روی عکس نمایه ضربه بزنید؛
  3. روی «تنظیمات» دربارهنسخه «فروشگاه Play» ضربه بزنید؛
  4. برنامه به‌روزرسانی می‌شود یا به شما اطلاع می‌دهد که نسخه‌تان به‌روز است.

از درست بودن تاریخ و زمان اطمینان حاصل کنید

اگر اخیراً تاریخ و زمان دستگاهتان را تغییر داده‌اید، مطمئن شوید تاریخ و زمان درست باشند:

  1. در تلفن یا رایانه لوحی Android، برنامه «تنظیمات» دستگاه را باز کنید؛
  2. روی تاریخ و زمان ضربه بزنید؛
  3. «تاریخ و زمان خودکار» و «منطقه زمانی خودکار» را پیدا کنید و ببینید روشن هستند یا نه. سپس مراحل مرتبط‌ زیر را دنبال کنید.

درصورت خاموش بودن «تاریخ و زمان خودکار» و «منطقه زمانی خودکار»

  1. تنظیمات «تاریخ و زمان» و «منطقه زمانی» را روشن کنید؛
  2. چند دقیقه صبر کنید و بررسی کنید که مشکل برطرف شده باشد؛
  3. اگر روشن نیست، سعی کنید دستگاهتان را راه‌اندازی مجدد کنید و دوباره بررسی کنید.

درصورت روشن بودن «تاریخ و زمان خودکار» و «منطقه زمانی خودکار»

  • اگر هر دو این تنظیمات روشن است، احتمالاً مشکل از تاریخ و زمان نیست. اتصالتان را بررسی کنید و دستگاهتان را بازراه‌اندازی کنید یا مراحل عیب‌یابی دیگر را امتحان کنید.

اگر توسعه‌دهنده برنامه، برنامه را برای کشور واردشده در اطلاعات Google Play شما دردسترس قرار نداده باشد، نمی‌توانید خرید درون‌برنامه انجام دهید. اگر به کشور دیگری نقل‌مکان کنید، می‌توانید کشور واردشده در اطلاعات Google Play را تغییر دهید.

تماس با برنامه‌نویس برای پشتیبانی

اگر هنوز هم با خرید درون‌برنامه‌ مشکل دارید و می‌خواهید بازخورد ارائه کنید یا راهنمایی دریافت کنید، می‌توانید با برنامه‌نویس برنامه تماس بگیرید.

برنامه‌نویس بهترین گزینه است برای:

  • دریافت راهنمایی برای رفع مشکل در یک برنامه یا بازی؛
  • کسب اطلاعات بیشتر درباره استفاده از برنامه؛
  • اضافه کردن خرید درون‌برنامه به حساب شما؛
  • سؤال درباره خرید درون‌برنامه‌ای که تحویل داده نشده است؛
  • دریافت راهنمایی برای مشکلات ورود به سیستم با نام کاربری و گذرواژه برای برنامه‌هایی خاص.

درخواست بازپرداخت

بسته به جزئیات خرید و مشکلتان، ممکن است بتوانید بازپرداختی دریافت کنید. درباره برگرداندن و بازپرداخت در Google Play اطلاعات بیشتری کسب کنید.

آشنایی با اصول اقتصاد از دیدگاه منکیو

اصول اقتصاد

اقتصاد علمی است که نشان می‌دهد چگونه افراد، سازمان‌ها و دولت‌ها، در خصوص مدیریت منابع محدود تصمیم‌گیری می‌کنند. اما این جمله دقیقا به چه معناست؟ پروفسور گِرگ منکیو (Greg Mankiw)، استاد دانشگاه هاروارد و نویسنده‌ی کتاب «اصول اقتصاد» که در بسیاری از مدارس اقتصاد تدریس می‌شود، برای پاسخ به این سؤال، ۱۰ اصل را که به اصول اقتصاد منکیو معروف هستند، معرفی می‌کند. ۷ مورد از این اصول، مربوط به اقتصاد خرد و ۳ اصل آخر به اقتصاد کلان اشاره دارد که در ادامه به تشریح آنها می‌پردازیم:

نحوه‌ی تصمیم‌گیری مردم

۱. مردم دائما در حال بده‌-بستان هستند

برای به دست آوردن چیزی باید از خیر چیزی دیگر گذشت. بده‌-بستان‌های میان دو گزینه، در هنگام تصمیم‌گیری آشکار می‌شوند. برای مثال، شخصی که به سینما می‌رود، می‌توانست این پول را برای رفتن به رستوران، خرید کتاب، رفتن به موزه یا خریدن چیزی صرف کند یا می‌توانست این زمان را به کار، بازی، اسکی، دوچرخه‌سواری، مطالعه یا کارهای دیگر اختصاص بدهد.

۲. به دست آوردن یک چیز، به قیمتِ از دست دادن چیزهای دیگر است

تصمیم‌گیری نیازمند مقایسه میان هزینه‌ها و مزایای تمام گزینه‌های پیش رو در یک بده‌-بستان است. هزینه‌ی یک چیز تنها بر حسب قیمت آن تعیین نمی‌شود، قدرت خرید چگونه کار می‌کند؟ بلکه نسبت به ارزش دومین گزینه‌ی شما مشخص می‌شود.

۳. افراد منطقی به منافع حاشیه‌ای توجه می‌کنند

تصمیمات بر این اساس اتخاذ می‌شوند که یک واحد اضافی از چیزی، چه مقدار هزینه و منفعت دربردارد. افراد منطقی، زمانی دست به انتخاب یک چیز می‌زنند که منافع حاشیه‌ای آن از هزینه‌های حاشیه‌ای فراتر رود. علاوه بر این، بهترین تصمیمات را تنها می‌توان با در نظر گرفتن منافع و هزینه‌های حاشیه‌ای اتخاذ کرد. برای مثال، تصمیم‌گیری برای یک فرد شاغل به این صورت نیست که آیا تمام وقتش را کار کند یا اصلا کار نکند؛ بلکه او تصمیم‌ می‌گیرد که روزانه ۱۰ ساعت کار کند یا ۱۵ ساعت. آن فرد تنها زمانی ۵ ساعت بیشتر کار می‌کند که منافع حاصل از اضافه‌کاری، بیشتر از زمانی باشد که کاری انجام نمی‌دهد.

۴. مردم نسبت به مشوق‌ها عکس‌العمل نشان می‌دهند

مشوق معمولا نوعی پاداش یا تنبیه است که شخص را به اقدام مجاب می‌کند. تغییر هزینه یا منفعت باعث القای تغییر رفتاری می‌شود. وظیفه‌ی مشوق ایجاد منفعت و هزینه برای ترغیب مردم به تصمیم‌گیری است. مثلا، وقتی قیمت پرتقال بالا می‌رود مردم به میوه‌‌های دیگر روی می‌آورند؛ چرا که هزینه‌ی خرید پرتقال در مقایسه با سایر میوه‌ها بالاتر رفته است. در همین حین تأمین‌کنندگان پرتقال بر روی تولید این میوه سرمایه‌گذاری بیشتری خواهند کرد؛ چرا که منفعت بیشتری برای آنها به همراه دارد.

مردم چگونه با هم تعامل دارند

۵. مبادله باعث بهبود اوضاع همه می‌شود

اصول اقتصاد از منظر منکیو

تخصصی‌سازی به واسطه‌ی بده‌-بستان حاصل می‌شود به طوری که باعث بهبود تنوع و کاهش هزینه‌ها می‌گردد. تنوع زیاد محصولات و خدمات، می‌تواند باعث مبادله‌ی آنها در ازای هزینه‌های کمتر شود. یک شخص، خانواده، جامعه، استان یا کشور، نمی‌تواند اوضاع خود را در انزوا بهبود ببخشد. برای مثال، فرض کنید در زمینه‌ی مشاوره‌ی مدیریت بسیار ماهر باشید. شما از پولی که از طریق مشاوره‌ کسب می‌کنید، می‌توانید برای ساخت خانه استفاده کنید؛ هر چند که مهارت‌های لازم برای ساخت خانه را نداشته باشید.

۶. بازارها معمولا محل مناسبی برای سامان‌دهی فعالیت‌های اقتصادی هستند

به نظر می‌رسد شرکت‌ها در اقتصاد بازار توسط یک دست نامرئی هدایت می‌شوند. بازار محلی است که تبادل محصولات و خدمات میان مصرف‌کنندگان و تولیدکنندگان با یک قیمت توافقی و بدون مداخله‌ی دولت یا برنامه‌ریزان متمرکز صورت می‌‌پذیرد. مثلا، نظام کمونیسم به این دلیل ناموفق بود که از پیامدهای ناخواسته‌ی برنامه‌ریزی متمرکز اقتصاد بی‌خبر بود. از آنجا که افراد معدودی تصمیم‌های اقتصادی را اتخاذ می‌کردند، تصمیم‌های مربوط به تولید و هزینه‌های آن را نمی‌توان به نحوی کارآمد اتخاذ کرد؛ چرا که این کار منجر به هرج و مرج در تخصیص منابع می‌شود. در حالی‌که در اقتصاد بازار هر یک از تصمیم‌گیران در محل بازار به تعامل می‌پردازند تا به یک نتیجه‌ی قابل انتظار دست پیدا کنند.

۷. دولت گاهی اوقات می‌تواند نتایج بازار را بهبود بخشد

بازارها یک روش ارزشمند برای شکل دادن به اقتصاد هستند، اما استثناهایی در حوزه‌ی قوانین و مقررات وجود دارد. عدم موفقیت بازار برای تخصیص کارامد منابع باعث می‌شود که برای تضمین کارایی و برقراری برابری، دولت وارد عمل شود. عدم موفقیت بازار می‌تواند به علت آثار خارجی مثلا تأثیر یک فرد بر قدرت بازار و خروجی‌های آن اتفاق بیفتد.

اقتصاد در کل چگونه کار می‌کند

۸. استاندارد زندگی یک کشور به توانایی آن در تولید محصولات و خدمات بستگی دارد

استاندارد زندگی یک کشور با میزان بهره‌وری رابطه‌ی مستقیم دارد؛ یعنی هر چه بهره‌وری کشور بیشتر باشد، استاندارد زندگی مردم آن کشور بالاتر است. با رشد بهره‌وری، متوسط درآمد نیز بالا می‌رود و درنتیجه استاندارد زندگی شهروندان آن ارتقا می‌یابد.

۹. قیمت‌ها زمانی بالا می‌روند که دولت پول زیادی چاپ کند

وقتی دولت بیش از حد پول چاپ کند، ارزش پول کاهش پیدا می‌کند و قیمت‌ها بالا می‌رود؛ در نتیجه برای خرید محصولات و خدمات به پول بیشتری نیاز است. مثلا، وقتی دولت زیمبابوه پول هنگفتی را به چاپ رساند، نرخ تورم به ۲۳۱ میلیون درصد رسید. همین امر موجب افزایش سرسام‌آور قیمت‌ها، عدم تمایل مردم به پس‌انداز و همچنین توقف رشد شد.

۱۰. جامعه دائما با بده‌-بستان کوتاه‌مدت میان تورم و بیکاری روبه‌رو است

در کوتاه‌مدت، کاهش تورم غالبا منجر به بیکاری می‌شود. به عبارت دیگر، وقتی میزان پول در گردش افزایش می‌یابد، تقاضا برای محصولات و خدمات بالا می‌رود و همین امر منجر به افزایش فرصت‌های شغلی می‌شود. با این حال، قیمت‌ها بالا می‌رود و پس‌انداز به حداقل می‌رسد. بده‌-بستان میان بیکاری و تورم به خودی خود موقتی است؛ اما می‌تواند چندین سال طول بکشد. مثلا، تزریق پول فراوان به اقتصاد یک کشور، باعث بالا رفتن مصنوعی فرصت‌های شغلی می‌شود؛ اما ارزش پول را کاهش خواهد داد و قدرت خرید را پایین می‌آورد.

تفاوت سرمایه‌داری و کارآفرینی در چیست؟

کارآفرینی و سرمایه‌داری از مباحثبسیار با‌اهمیت در هر اقتصادی هستند. معمولاً در تمامی اقتصادهای دنیا کارآفرینی به عنوان یک فاکتور بسیار مهم اقتصادی شناخته می‌شود و تسهیلاتی برای کارآفرینان در نظر گرفته می‌شود زیرا فرصت شغلی برای افراد دیگر ایجاد می‌کند و ارزش افزوده اقتصادی دارد. خلاقیت در کارآفرینی وجود دارد و باعثرشد و پیشرفت اقتصادی می‌شود. از طرف دیگر سرمایه‌داری مساله‌ای بحث‌بر‌انگیز است.

کارآفرینی و سرمایه‌داری از مباحث بسیار با‌اهمیت در هر اقتصادی هستند. معمولاً در تمامی اقتصادهای دنیا کارآفرینی به عنوان یک فاکتور بسیار مهم اقتصادی شناخته می‌شود و تسهیلاتی برای کارآفرینان در نظر گرفته می‌شود زیرا فرصت شغلی برای افراد دیگر ایجاد می‌کند و ارزش افزوده اقتصادی دارد. خلاقیت در کارآفرینی وجود دارد و باعث رشد و پیشرفت اقتصادی می‌شود. از طرف دیگر سرمایه‌داری مساله‌ای بحث‌بر‌انگیز است. با وجود اینکه تمامی اقتصادها از جذب سرمایه‌ها برای توسعه فعالیت‌های اقتصادی و صنعتی خود دم می‌زنند ولی بارها شنیده می‌شود که در تقبیح سرمایه‌داری یا کاپیتالیسم سخن می‌گویند و به نظریات مارکسیستی در این زمینه استناد می‌کنند. مارکس از جمله اقتصاددانان مطرح دنیاست که سرمایه‌داری را مردود می‌داند. او سرمایه‌داری را به دو دسته تقسیم می‌کند و در یک بخش سرمایه‌دارانی را در نظر می‌گیرد که سرمایه خود را برای آغاز یک کار تولیدی و صنعتی به کار می‌گیرند و با استفاده از نوآوری زمینه را برای ایجاد ارزش افزوده اقتصادی فراهم می‌کنند. ولی در طرف دیگر سرمایه‌دارانی قرار دارند که اقدام به انجام مبادلات در بازارهای مالی و کالایی می‌کنند و از قبل این معاملات اقتصادی سود به دست می‌آورند و افرادی که در بازار سهام وارد می‌شوند یا در خرید اوراق قرضه دولتی سهیم می‌شوند یا حتی اقدام به خرید ملک و کالاهای دیگر با قیمت پایین‌تر و فروش آن با قیمت بالاتر بعد از مدت زمان مشخصی می‌کنند. از نظر مارکس این کار که تنها با هدف کسب سود اقتصادی برای سرمایه‌داران صورت می‌گیرد و به زعم وی باعث ایجاد درآمد بادآورده و سودهای کلان در مدت کوتاه می‌شود برای اقتصاد آسیب‌رسان است. او که کاملاً مخالف این نوع از سرمایه‌داری است معتقد است سودی که این افراد به دنبال مبادلات خود در بازار مالی و کالا به دست می‌آورند معادل هزینه‌ای است که واحدهای صنعتی و تولیدی به دلیل نبود منبع مالی برای توسعه کار خود متحمل می‌شوند و در واقع این مبلغ از جیب صنعتگران و تولید‌کنندگان می‌رود. حال آنها برای اینکه بتوانند هزینه‌های خود را متناسب با درآمدشان کنند مجبور هستند قیمت تمام‌شده محصولات تولیدی را افزایش دهند یا اینکه اقدام به کاهش دستمزد کارگران خود کنند که در هر دو حالت به افراد طبقه متوسط و پایین اقتصادی فشار وارد می‌شود. مارکس با این دیدگاه در زمره اصلی‌ترین منتقدان سرمایه‌داری قرار گرفته و معتقد است سرمایه در صورتی می‌تواند در اقتصاد نقش سازنده‌ای داشته باشد که به عنوان نهاده تولید استفاده شود و ارزش‌ افزوده‌ای که ایجاد می‌کند از طریق دستمزد نیروی کار و ایجاد فرصت‌های شغلی و افزایش قدرت خرید مردم بین تمامی افراد جامعه تقسیم شود. برخی بر این باورند که سرمایه‌داری نوعی از کارآفرینی است و یک سرمایه‌دار خوب قطعاً می‌تواند کارآفرین خوبی هم باشد ولی کارآفرینی و سرمایه‌گذاری دو مقوله کاملاً جدا هستند که تفاوت‌های بسیار زیادی با هم دارند. سرمایه‌داری که غالباً در زمره تعریف دوم مارکس قرار دارد با سرمایه‌گذاری در بازارهای مالی و کالایی و کسب سود در نتیجه معاملات در بازار ارتباط دارد و کارآفرینی به معنای استفاده از منابع مالی در کنار خلاقان برای ایجاد شغل تازه و ایجاد ارزش افزوده در اقتصاد است. کارآفرینان افرادی هستند که با سرمایه‌های شخصی یا مجموعه‌ای از سرمایه‌های گروهی اقدام به راه‌اندازی کاری می‌کنند که برای تعدادی هر چند اندک فرصت شغلی فراهم می‌کند. آنها نسبت به آینده و تحولات اقتصادی آن خوش‌بین هستند و تا حد امکان به تمامی افرادی که با آنها کار می‌کنند اعتماد دارند. بسیاری از اقتصاددانان کلید رشد کارآفرین در عرصه اقتصادی را اعتماد به دیگران و تقسیم کار می‌دانند. آنان اغلب از نیروی خلاقه خود برای آغاز کار استفاده می‌کنند و با تقسیم کار و مدیریت صحیح اقدام به توسعه کار می‌کنند. تکیه اغلب کارآفرینان به منابع مالی اندک است هرچند که برای آغاز کار یا توسعه آن بدون شک به سرمایه نیاز دارند. کارآفرینان افرادی اجتماعی هستند که در انجام کارشان با دیگران همکاری می‌کنند و به تعبیر دقیق‌تر هیچ کاری را به تنهایی انجام نمی‌دهند بلکه با همکاری گروهی که خود انتخاب کرده‌اند در جهت تحقق اهداف‌شان گام بر‌می‌دارند. شاید مهم‌ترین ویژگی یک کارآفرین موفق مردم‌داری و فعالیت در کنار دیگر افراد است. کارآفرینان برجسته اغلب دارای روابط اجتماعی بسیار گسترده و سازنده هستند و همین مساله باعث متمایز شدن آنها نسبت به دیگران شده است. به عنوان مثال شمار زیادی از افراد هر‌ ساله وارد دانشکده‌های هنری می‌شوند و به تحصیل در رشته عکاسی می‌پردازند. ولی از میان فارغ‌التحصیلان این رشته عده بسیار اندکی هستند که موفق می‌شوند شغلی متناسب با رشته تحصیلی خود پیدا کنند و از میان همین قشر هم تعداد معدودی درآمد بالا به دست می‌آورند. آنها افرادی هستند که وارد گروه عکاسان حرفه‌ای از هنرمندان و مکان‌های تاریخی و هنری می‌شوند و هزاران دلار بابت هر عکس دستمزد می‌گیرند. تفاوت این عکاسان با عکاسان کم‌درآمد یا افرادی که در این رشته تحصیل کرده‌اند ولی شغلی متناسب با رشته تحصیل‌شان پیدا نکرده‌اند در کجاست؟ مطالعات انجام‌شده نشان می‌دهد این تفاوت در مهارت آنها در عکاسی نیست بلکه تفاوت در بازاریابی، روابط اجتماعی و توانایی برای عرضه و فروش هنر و خدمت‌شان به متقاضیان است. اینان در جرگه کارآفرینان موفق قرار می‌گیرند و همین موفقیت باعث گسترده‌تر شدن دامنه دوستان و آشنایان آنها می‌شود.

در طرف دیگر طیف سرمایه‌گذار قرار دارد که وضعیتی متفاوت از کارآفرین دارد. سرمایه‌گذاران به اندازه کارآفرینان به اطرافیان خود اطمینان ندارند. آنها اغلب فکر می‌کنند «چگونه ممکن است وضعیت تغییر کند و شرایط من را ویران کند؟ آیا می‌توانم به افراد شاغل در این شرکت اعتماد کنم؟» به تعبیر بهتر در شرایطی که کارآفرینان منتظر فرصت‌های مثبت و سازنده هستند و به همه چیز با خوش‌بینی فکر و نگاه می‌کنند، سرمایه‌گذاران اغلب بدبین هستند و تنها به مسائلی فکر می‌کنند که ممکن است شرایط را خراب کند. اغلب سرمایه‌گذاران موفق دارای قدرت تحلیل بالایی هستند. آنها در مدیریت بسیار موفق هستند و در تصمیم‌گیری‌های اقتصادی تعلل نمی‌کنند ولی کارآفرینان به دلیل ضعیف بودن قدرت تحلیل اقتصادی‌شان اغلب مدیران موفقی نیستند و همین مساله سبب شده است تا در شرکت‌های خود به جای یک مدیر اقدام به ایجاد هیات‌مدیره یا گروه مدیران کنند. یک سرمایه‌گذار موفق فردی است که تنها به سود خود می‌اندیشد، فردی که سریع تصمیم‌گیری می‌کند و قدرت تحلیل و پیش‌بینی بالایی دارد. او می‌تواند در بحران‌های اقتصادی هم سود کند زیرا قبل از دیگران بازارهای آسیب‌ندیده و سودآور را شناسایی می‌کند. یک سرمایه‌گذار یا سرمایه‌دار موفق می‌تواند به یک کارآفرین نمونه تبدیل شود اگر کار با دیگران را یاد بگیرد و به افراد دیگر اعتماد کند. اگر بخشی از وظایف را به دیگران بسپارد و برای تصمیم‌گیری‌هایش به نظریات و دیدگاه‌های افراد دیگر هم توجه کند- مساله‌ای که در مقوله سرمایه‌داری می‌تواند مخرب باشد.
خلاصه اینکه سرمایه‌داری و کارآفرینی نه‌تنها در متون اقتصادی و علمی بلکه حتی از نظر فعالان اقتصادی هم با هم سنخیتی ندارند ولی بدون شک استفاده از درایت و قدرت درک بالا در هر دو کار می‌تواند سود زیادی را نصیب فرد کند. سودی که در حالت سرمایه‌داری تنها به سرمایه‌گذار تعلق می‌گیرد ولی در وضعیت کارآفرینی بین تمامی افرادی که در آن مجموعه کار می‌کنند تقسیم می‌شود و ارزش افزوده اقتصادی دارد.

آشنایی با اصول اقتصاد از دیدگاه منکیو

اصول اقتصاد

اقتصاد علمی است که نشان می‌دهد چگونه افراد، سازمان‌ها و دولت‌ها، در خصوص مدیریت منابع محدود تصمیم‌گیری می‌کنند. اما این جمله دقیقا به چه معناست؟ پروفسور گِرگ منکیو (Greg Mankiw)، استاد دانشگاه هاروارد و نویسنده‌ی کتاب «اصول اقتصاد» که در بسیاری از مدارس اقتصاد تدریس می‌شود، برای پاسخ به این سؤال، ۱۰ اصل را که به اصول اقتصاد منکیو معروف هستند، معرفی می‌کند. ۷ مورد از این اصول، مربوط به اقتصاد خرد و ۳ اصل آخر به اقتصاد کلان اشاره دارد که در ادامه به تشریح آنها می‌پردازیم:

نحوه‌ی تصمیم‌گیری مردم

۱. مردم دائما در حال بده‌-بستان هستند

برای به دست آوردن چیزی باید از خیر چیزی دیگر گذشت. بده‌-بستان‌های میان دو گزینه، در هنگام تصمیم‌گیری آشکار می‌شوند. برای مثال، شخصی که به سینما می‌رود، می‌توانست این پول را برای رفتن به رستوران، خرید کتاب، رفتن به موزه یا خریدن چیزی صرف کند یا می‌توانست این زمان را به کار، بازی، اسکی، دوچرخه‌سواری، مطالعه یا کارهای دیگر اختصاص بدهد.

۲. به دست آوردن یک چیز، به قیمتِ از دست دادن چیزهای دیگر است

تصمیم‌گیری نیازمند مقایسه میان هزینه‌ها و مزایای تمام گزینه‌های پیش رو در یک بده‌-بستان است. هزینه‌ی یک چیز تنها بر حسب قیمت آن تعیین نمی‌شود، بلکه نسبت به ارزش دومین گزینه‌ی شما مشخص می‌شود.

۳. افراد منطقی به منافع حاشیه‌ای توجه می‌کنند

تصمیمات بر این اساس اتخاذ می‌شوند که یک واحد اضافی از چیزی، چه مقدار هزینه و منفعت دربردارد. افراد منطقی، زمانی دست به انتخاب یک چیز می‌زنند که منافع حاشیه‌ای آن از هزینه‌های حاشیه‌ای فراتر رود. علاوه بر این، بهترین تصمیمات را تنها می‌توان با در نظر گرفتن منافع و هزینه‌های حاشیه‌ای اتخاذ کرد. برای مثال، تصمیم‌گیری برای یک فرد شاغل به این صورت نیست که آیا تمام وقتش را کار کند یا اصلا کار نکند؛ بلکه او تصمیم‌ می‌گیرد که روزانه ۱۰ ساعت کار کند یا ۱۵ ساعت. آن فرد تنها زمانی ۵ ساعت بیشتر کار می‌کند که منافع حاصل از اضافه‌کاری، بیشتر از زمانی باشد که کاری انجام نمی‌دهد.

۴. مردم نسبت به مشوق‌ها عکس‌العمل نشان می‌دهند

مشوق معمولا نوعی پاداش یا تنبیه است که شخص را به اقدام مجاب می‌کند. تغییر هزینه یا منفعت باعث القای تغییر رفتاری می‌شود. وظیفه‌ی مشوق ایجاد منفعت و هزینه برای ترغیب مردم به تصمیم‌گیری است. مثلا، وقتی قیمت پرتقال بالا می‌رود مردم به میوه‌‌های دیگر روی می‌آورند؛ چرا که هزینه‌ی خرید پرتقال در مقایسه با سایر میوه‌ها بالاتر رفته است. در همین حین تأمین‌کنندگان پرتقال بر روی تولید این میوه سرمایه‌گذاری بیشتری خواهند کرد؛ چرا که منفعت بیشتری برای آنها به همراه دارد.

مردم چگونه با هم تعامل دارند

۵. مبادله باعث بهبود اوضاع همه می‌شود

اصول اقتصاد از منظر منکیو

تخصصی‌سازی به واسطه‌ی بده‌-بستان حاصل می‌شود به طوری که باعث بهبود تنوع و کاهش هزینه‌ها می‌گردد. تنوع زیاد محصولات و خدمات، می‌تواند باعث مبادله‌ی آنها در ازای هزینه‌های کمتر شود. یک شخص، خانواده، جامعه، استان یا کشور، نمی‌تواند اوضاع خود را در انزوا بهبود ببخشد. برای مثال، فرض کنید در زمینه‌ی مشاوره‌ی مدیریت بسیار ماهر باشید. شما از پولی که از طریق مشاوره‌ کسب می‌کنید، می‌توانید برای ساخت خانه استفاده کنید؛ هر چند که مهارت‌های لازم برای ساخت خانه را نداشته باشید.

۶. بازارها معمولا محل مناسبی برای سامان‌دهی فعالیت‌های اقتصادی هستند

به نظر می‌رسد شرکت‌ها در اقتصاد بازار توسط یک دست نامرئی هدایت می‌شوند. بازار محلی است که تبادل محصولات و خدمات میان مصرف‌کنندگان و تولیدکنندگان با یک قیمت توافقی و بدون مداخله‌ی دولت یا برنامه‌ریزان متمرکز صورت می‌‌پذیرد. مثلا، نظام کمونیسم به این دلیل ناموفق بود که از پیامدهای ناخواسته‌ی برنامه‌ریزی متمرکز اقتصاد بی‌خبر بود. از آنجا که افراد معدودی تصمیم‌های اقتصادی را اتخاذ می‌کردند، تصمیم‌های مربوط به تولید و هزینه‌های آن را نمی‌توان به نحوی کارآمد اتخاذ کرد؛ چرا که این کار منجر به هرج و مرج در تخصیص منابع می‌شود. در حالی‌که در اقتصاد بازار هر یک از تصمیم‌گیران در محل بازار به تعامل می‌پردازند تا به یک نتیجه‌ی قابل انتظار دست پیدا کنند.

۷. دولت گاهی اوقات می‌تواند نتایج بازار را بهبود بخشد

بازارها یک روش ارزشمند برای شکل دادن به اقتصاد هستند، اما استثناهایی در حوزه‌ی قوانین و مقررات وجود دارد. عدم موفقیت بازار برای تخصیص کارامد منابع باعث می‌شود که برای تضمین کارایی و برقراری برابری، دولت وارد عمل شود. عدم موفقیت بازار می‌تواند به علت آثار خارجی مثلا تأثیر یک فرد بر قدرت بازار و خروجی‌های آن اتفاق بیفتد.

اقتصاد در کل چگونه کار می‌کند

۸. استاندارد زندگی یک کشور به توانایی آن در تولید محصولات و خدمات بستگی دارد

استاندارد زندگی یک کشور با میزان بهره‌وری رابطه‌ی مستقیم دارد؛ یعنی هر چه بهره‌وری کشور بیشتر باشد، استاندارد زندگی مردم آن کشور بالاتر است. با رشد بهره‌وری، متوسط درآمد نیز بالا می‌رود و درنتیجه استاندارد زندگی شهروندان آن ارتقا می‌یابد.

۹. قیمت‌ها زمانی بالا می‌روند که دولت پول زیادی چاپ کند

وقتی دولت بیش از حد پول چاپ کند، ارزش پول کاهش پیدا می‌کند و قیمت‌ها بالا می‌رود؛ در نتیجه برای خرید محصولات و خدمات به پول بیشتری نیاز است. مثلا، وقتی دولت زیمبابوه پول هنگفتی را به چاپ رساند، نرخ تورم به ۲۳۱ میلیون درصد رسید. همین امر موجب افزایش سرسام‌آور قیمت‌ها، عدم تمایل مردم به پس‌انداز و همچنین توقف رشد شد.

۱۰. جامعه دائما با بده‌-بستان کوتاه‌مدت میان تورم و بیکاری روبه‌رو است

در کوتاه‌مدت، کاهش تورم غالبا منجر به بیکاری می‌شود. به عبارت دیگر، وقتی میزان پول در گردش افزایش می‌یابد، تقاضا برای محصولات و خدمات بالا می‌رود و همین امر منجر به افزایش فرصت‌های شغلی می‌شود. با این حال، قیمت‌ها بالا می‌رود و پس‌انداز به حداقل می‌رسد. بده‌-بستان میان بیکاری و تورم به خودی خود موقتی است؛ اما می‌تواند چندین سال طول بکشد. مثلا، تزریق پول فراوان به اقتصاد یک کشور، باعث بالا رفتن مصنوعی فرصت‌های شغلی می‌شود؛ اما ارزش پول را کاهش خواهد داد و قدرت خرید را پایین می‌آورد.

روش‌های ترمیم قدرت خرید مسکن

روش‌های ترمیم قدرت خرید مسکن

به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، بانک مرکزی در تازه ترین گزارش خود قدرت خرید چگونه کار می‌کند؟ اعلام کرد که متوسط قیمت فروش هر متر مربع زیر بنای مسکونی معامله شده از طریق بنگاههای معاملات ملکی در بهار سال 1398 شهر تهران حدود 13.1 میلیون تومان بوده که نسبت به فصل قبل 22.7 درصد افزایش داشته است. سوالی که مطرح است این است که حال که قیمت مسکن نسبت به سال قبل رشد نشان می دهد چرا دولت و مجلس هیچ اقدامی در این دو سال انجام نداده اند و برای بهبود قدرت خرید مسکن متقاضیان که هیچگاه در کاهش و افزایش قیمت مسکن نقشی نداشته اند راهکاری ارائه نشده است .

این حد افزایش قیمت مسکن در یک‌سال باز هم بسیاری از معادلات و محاسبات برای تقویت قدرت مالی طرف تقاضا و نیز پس‌انداز و دریافت وام برای خرید خانه را به‌هم زده است.اگر چه تحلیل های متفاوتی برای مدت انتظار خانه دار شدن مطرح می شود اما به عبارت ساده باید گفت که هر روز مدت انتظار بری خانه دار شدن افزایش می یابد و شرایط به‌گونه‌ای شده که مدت زمان انتظار برای خرید خانه در خوشبینانه ترین حالت به بالای 30 سال رسیده است .

البته دریافت وام برای خانه دار شدن را باید به کلی فراموش کرد چرا که تسهیلات کنونی کفاف خرید تا 20 متر یک واحد مسکونی در کلانشهرها را می دهد .

تحلیل‌ها بیانگر این است که قدرت خرید وام اوراق مسکن نیز به سطح سال 92 و 93 سقوط کرده است. آنچه اکنون به‌عنوان تسهیلات انفرادی خرید مسکن از محل اوراق توسط بانک عامل بخش مسکن به متقاضیان پرداخت می‌شود، تنها تکافوی خرید حداکثر 5 تا 8 مترمربع آپارتمان را می‌کند. از این رو فعالان بازار مسکن از این وام در حال حاضر با تعبیر وام خرید متری یاد می‌کنند و آن را به‌عنوان تسهیلات خرید مسکن به رسمیت نمی‌شناسند .

کارشناسان و فعالان بازار می گویند که دولت به هر حال باید برای بالا بردن قدرت خرید مسکن چاره ای اندیشیده و راهکاری را قبل از اینکه فاصله عرضه و تقاضا بیشتر از این شود بیاندیشد .

* تا زمانی که مشکلات اقتصادی حل نشود مشکلات بخش مسکن مرتفع نخواهد شد

فردین یزدانی مدیر سابق بازنگری طرح جامع مسکن معتقد است که نسبت متوسط قیمت یک واحد مسکونی به درآمد خانوار، شاخصی است که به آن توان‌پذیری مسکن می‌گویند. قبل از افزایش قیمت مسکن در سال گذشته مدت زمان انتظار برای خرید خانه که 11 سال بوده با شرایط امروز قطعا به بالای 13 سال رسیده است .

وی ادامه می دهد که این اعداد در شرایطی است که مردم از حقوق و دستمزد خود هیچ مصرفی نداشته باشند، اما اگر خانوار یک‌سوم از درآمد خود – درآمد متوسط جامعه- را مصرف کنند و مابقی را برای خرید مسکن پس‌انداز کنند، مدت زمان انتظار برای خرید مسکن به 33 سال می‌رسد .

یزدانی در گفت و گو با خبرنگار اقتصادی خبرگزاری فارس در پاسخ به این سئوال که دادن تسهیلات مسکن برای بالا بردن قدرت خرید را مناسب ارزیابی می کنید تاکید کرد: افزایش سقف تسهیلات خرید مسکن هم باعث رشد قیمتها می شود اما آنچه که از آینده بازار مسکن مشخص است این است که بازار مسکن دچار یک رکود خواهد شد.پس تا زمانی که مشکلات اقتصادی کاهش نیابد و حل نشود مشکلات بخش مسکن نیز مرتفع نخواهد شد .

* اقدامات مکملی قدرت خرید مسکن را بالا می برد

فرشد پورحاجت دبیر کانون سراسری انبوه سازان کشور در گفت و گو با خبرنگار اقتصادی خبرگزاری فارس در پاسخ به این سئوال که چگونه می توان قدرت خرید مسکن را بالا برد می گوید:قدرت خرید متقاضیان مسکن همواره در سال های گذشته سیکل خاصی را دنبال کرده است اما آنچه که مشخص است این است که نمی توان قدرت خرید را تنها با دادن تسهیلات بالا برد .

وی افزود:باید دولت در کنار دادن تسهیلات بانکی، طرف عرضه مسکن و از سوی دیگر دستمزد مردم را افزایش دهد .

* پرداخت تسهیلات از دوره جنگ تحمیلی هم بدتر است

وی با تاکید بر اینکه دولت باید تسهیلات مسکن با نرخ سود مناسب را در دستور کار خود قرار دهد اظهار داشت:وقتی هزینه های تولید مسکن بالا است اگر تسهیلات مسکن نیز مناسب با قدرت بازپرداخت اقساط هم باشد قطعا قیمت تمام شده مسکن افزایش می یابد و باز هم قدرت خرید مسکن کاهش می یابد .

به گفته وی،دولت باید در کنار این دو اقدام یاد شده حقوق و دستمزدها را بالا ببرد تا متقاضیان مسکن را بدون هیچ واهمه ای به خرید مسکن و بازپرداخت اقساط تسهیلات ترغیب کند .

پورحاجت تصریح کرد:پرداخت تسهیلات مسکن این روزها حتی از دهه 70 و دوران جنگ تحمیلی و دهه 80 هم نامناسبت تر است .

دبیر کانون سراسری انبوه سازان کشور تصریح کرد:وزارت راه و شهرسازی بخش خصوصی را در تصمیم گیریها به بازی نمی گیرد .

* پرداخت تسهیلات مسکن و صنعتی سازی در کنار هم قدرت خرید را بالا می برد

مصطفی قلی خسروی رئیس اتحادیه مشاوران املاک نیز معتقد است که دولت باید در کنار افزایش و پرداخت تسهیلات مناسب مسکن به صنعتی سازی توجه ویژه ای کند .

وی به خبرنگار اقتصادی خبرگزاری فارس گفت که اگر دولت قصد دارد قدرت خرید متقاضیان مسکن را بالا ببرد باید در کنار پرداخت تسهیلات مناسب مسکن به صنعتی سازی به گونه ای توجه کند که باعث شود تا ساخت و ساز از آن حالت سنتی سازی خارج شود چرا که در سنتی سازی متقاضیان مسکن را در انتظار تمام شدن واحدهای مسکونی منتظر نگه می دارد.پس با صنعتی سازی این زمان انتظار کاهش می یابد و عرضه از تقاضای مسکن فاصله نمی گیرد .

خسروی با اشاره به اینکه پرداخت تسهیلات مسکن در حال حاضر به گونه ای است که در کلان شهرها دیگر آن قابلیت را ندارد گفت:دولت باید توجه کند که مسکن ملی را در این دولت به پایان برساند و مثل مسکن مهر که از دولت قبل به دولت یازدهم هدیه شد به دولت بعدی منتقل نشود .

رئیس اتحادیه مشاوران املاک ادامه داد:به هر حال قدرت خرید چگونه کار می‌کند؟ در کنار بالا بردن سرعت ساخت و ساز، دولت و مجلس باید توجه کنند که پرداخت تسهیلات مسکن با نرخ 22 درصد و 18 درصد چاره ساز نخواهد بود و اگر وام 80 میلیون تومانی با نرخ سود 6 تا 8 درصد هم پرداخت می شود کارایی خود را از دست داده و حتی در کلان شهرها هم 20 درصد یک واحد مسکونی را پوشش نمی دهد .

اما حسام عقبایی نایب رییس اتحادیه مشاوران املاک می‌گوید: متاسفانه عزمی برای بالا رفتن قدرت خرید مسکن وجود ندارد.پس اگر از من به عنوان دولت سوال کنند که برای کنترل قیمت مسکن و بالا بردن قدرت خرید مردم چه باید کرد، می‌گویم 60 تا 90 درصد قیمت مسکن را قیمت زمین تشکیل می دهد .

وی عنوان می‌کند: دولت باید ستاد مدیریت زمین تشکیل دهد که زمین را در اختیار انبوه‌سازان و تولیدکنندگان مسکن قرار دهد تا با ساخت مسکن به شکل قابل توجهی قیمت ها را کاهش دهند.پس اگر بانک توسعه‌ای ایجاد شود و جلوی بنگاه‌داری بانک‌ها را بگیریم خیلی از مشکلات مرتفع و آن زمان می‌توان به افزایش تولید مسکن کمک کرد و با افزایش تولید، قیمت‌ها کاهش و قدرت خرید بالا می‌رود .

به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری فارس، بخش مسکن موتور محرکه اقتصاد محسوب می شود پس بهتر است دولت این بخش را با ارائه راهکارهای مناسب و حتی با دادن یارانه به حرکت وادار کند. قطعا پس از رونق بخش مسکن نوبت به متقاضیان مسکن و بالا رفتن قدرت خرید می رسد.برای بالا بردن قدرت خرید نیز تنها نمی توان به تسهیلات مسکن دل بست.پس با دادن تسهیلات بانکی با نرخ سود مناسب،افزایش دستمزدها و افزایش تولید مسکن می توان به خوبی قدرت خرید متقاضیان را بالا برد.چرا که بالا رفتن قدرت خرید موجب ترغیب سازندگان به ساخت و ساز و ایجاد فرصت شغلی مناسب در کشور خواهد شد .



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.