ویژگی افراد دارای هوش مالی


“اگر بخواهم در یک کلمه، ویژگی ‌های یک مدیر موفق را خلاصه کنم، می گویم: قاطعیت.”

نشانه های نابغه واقعی: ۲۵ نشانه‌ که شما واقعا یک نابغه هستید

ممکن است آدم‌های دیگر شما را یک فرد باهوش بدانند، ولی همیشه دل‌تان می‌خواهد واقعا یک نابغه واقعی باشید. انواع مختلفی از هوش وجود دارد، ولی معمولا با آزمون بهره‌ی هوشی یا IQ به عنوان یکی از آزمون‌های استاندارد می‌توان نبوغ را در یک فرد تشخیص دهند. در این نوشتار درباره نشانه های نابغه واقعی بحث می شود.

نشانه های نابغه واقعی

بسته به هوش‌تان، راه‌های چندگانه‌ای برای نشان دادنِ نبوغ‌تان وجود دارد. دکتر هاوارد گاردنر اصطلاح جدیدی به نام “هوش چندگانه” را به وجود آورده است. بر اساس این نظریه، موتزارت و انشتین هر دو نابغه بودند، ولی در راه‌های مختلف.

ممکن است شما نیز یکی از انواع مختلف نبوغ زیر را داشته باشید:

نبوغ زبانی (نویسنده و سخنران)

نبوغ ریاضی (دانشمند، برنامه‌ریز مالی)

نبوغ طبیعت‌گرایی (کشاورز، گیاه‌شناس)

نبوغ تصویری/فضایی (هنرمند، رقصنده)

نبوغ موسیقیایی (آهنگ‌ساز، موسیقی‌دان)

نبوغ فیزیکی (ورزشکار)

نبوغ میان‌فردی (حقوق‌دان، سیاست‌مدار، روان‌شناس)

نبوغ درون‌فردی (پیش‌گو، رهبر دینی، فیلسوف)

نبوغ هیجانی (هنرپیشه و بازیگر)

به گفته‌ی دکتر گاردنر ’هوش تواناییِ خلق محصولاتِ کاربردی و حل همه‌ی مشکلات است‘، که نشان می‌دهد تا چه میزان مهارت‌های‌تان خریدار دارند. اگر بتوانید با کاری که در آن دارای نبوغ هستید، پول درآورید، به این معنی است که سطح هوشیِ بالایی در آن حوزه‌ی خاص دارید.

بر اساس وب‌گاه آموزشی و تحصیلیِ غیرانتفاعیِ infed.org ’ نظریه‌ی هوش‌های چندگانه‌ی هاوارد گاردنر به راحتی موردِ قبول روان‌شناسانِ علمی قرار نگرفت.

با این‌ حال، بسیاری از مربیان و فرهیختگان به این نظریه به شدت واکنش مثبت نشان دادند. این نظریه از جانب بسیاری از نظریه‌پردازان آموزشی مورد قبول واقع شد، و به صورت گسترده‌ای مورد استفاده‌ی معلمان و سیاست‌گذاران مسائل تعلیم و ترتیب قرار گرفت‘. برخی مدرسه‌ها طیِ برنامه‌های آموزشیِ خاصی، روی انواع مختلف هوش دانش‌آموزان کار کردند.

ملاک استاندارد برای آزمون‌های بهره‌ی هوشی، مقیاس هوشی استنفورد بینه یا همان آزمون IQ است. عموما، یک فرد با IQ بالای ۱۴۰ را نابغه می‌گویند. جامعه‌ی بین‌المللی منسا ۲ درصدِ برترِ آزمون استاندارد هوش را به عضویت خود در می‌آورد.

شاید پیش خودتان به انواع هوش‌های‌تان و راه‌های مختلفی که ممکن است شما را به عنوان یک نابغه بشناسند، فکر می‌کنید. بر اساس فهرست انواع هوش که توسط دکتر گاردنر تهیه شده است، اگر فکر می‌کنید نابغه واقعی هستید، ۲۵ نشانه‌ی زیر ار در خودتان پیدا کنید.

اگر نشانه های نابغه واقعی که در زیر آمده است را در خودتان یافتید، پس به خودتان افتخار کنید.

۱. خلاقیت یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های‌شان است.

آموزشِ زودهنگامِ موسیقی در کودکان با ایجاد پیوندهای بیش‌تر در مغزشان باعث می‌شود نسبت به کودکانی که آموزش موسیقی ندیده‌اند، رشد مغزیِ بیش‌تری داشته باشند.

توانایی‌های هنری از نشانه های نابغه واقعی است. تواناییِ تبدیل یک ایده به شاهکاری که تحسین دیگران را برانگیزد، چیزی کم‌تر از نبوغ نیست.

۲. آنها روابط جنسی را دوست دارند ولی بسیار مشکل‌پسند هستند.

مردانی که از هوش بالاتری برخوردار هستند، نسبت به افراد معمولی تمایل کم‌تری به تنوع جنسی دارند. هم‌چنین میزان تنوع جنسیِ افرادی که در دانشگاه‌های سطح بالا در حال تحصیل بودند، پایین‌تر از دانشجویانِ دانشگاه‌های سطح پایین است.

ولی این قبیل نوابغ نسبت به افراد معمولی علاقه‌ی بیش‌تری به استفاده از اسباب‌بازی‌ّهای جنسی دارند. آدم‌های با IQ بالا تمایلِ بیش‌تری به تک‌همسری دارند و اغلب، فرزندان کمی دارند یا کلا فرزندی ندارند.

۳. آدم‌های متفاوتی هستند.

گاهی اوقات نوابغ دوست دارند خلاف مسیر رودخانه شنا کنند. نگاه‌شان به جهان کمی با ما متفاوت است و اندکی دمدمی‌مزاج به نظر می‌رسند. یک نابغه واقعی ممکن است به سرگرمی‌های عجیب و غریبی علاقه‌مند باشد؛ سرگرمی‌هایی نظیر اداره‌ی یک رادیوی آماتور یا جمع‌آوری حشرات.

این گونه افراد معمولا به خاطر ایده‌های غیرمعمول‌شان مورد تمسخر قرار می‌گیرند. از نظریه‌های گرانشی گرفته تا نظریه‌های دی‌ان‌ای‌های فرازمینی، آدم‌های معمولی نمی‌توانند ایده‌های افراطی و بنیادی‌شان را بپذیرند و از نوابغ دوری می‌کنند.

۴. ویژگی‌های جسمانی

با تعجب باید گفت، برخی خصوصیت‌های جسمانی افراد باهوش هم با دیگران متفاوت است. آدم‌هایی که چشمان آبی دارند، لاغر و قد بلند و/یا چپ‌دست هستند، نسبت به افراد دیگر باهوش‌ترند.

آدم‌های چشم‌آبی از لحاظ انجام وظایف و تفکرات راهبردی چنان عملکرد خوبی در مدرسه دارند که می‌توانند یک سر و گردن از بقیه بالاتر باشند. آدم‌های چپ‌دست توانایی دسترسی به آن بخش از مغز را دارند که اغلبِ آدم‌های راست‌دست به آن بخش دسترسی کم‌تری دارند؛ دایره‌ی لغاتِ کامل‌تری دارند و نسبت به افراد راست‌دست مشکلات را بهتر حل می‌کنند. کودکان قد بلند عملکرد بهتری در آزمون‌های شناختی دارند و آدم‌هایی با BMI (شاخص توده‌ی بدنی) ویژگی افراد دارای هوش مالی زیر ۲۰ نسبت به آدم‌های چاق‌تر دایره‌ی لغات بهتری دارند.

۵. می‌شنوند و یاد می‌گیرند.

نشانه‌ی دیگری که می‌توانید به عنوان یک آدم نابغه در خودتان پیدا کنید این است که آیا شنونده‌ی خوبی هستید یا خیر. آدم‌های نابغه شنوندگان فوق‌العاده‌ای هستند و برای اینکه بتوانند اطلاعات زیادی کسب کنند، به دقت به هر منبع اطلاعاتی گوش می‌سپارند.

یکی از بزرگ‌ترین تفاوت‌های آدم‌های نابغه با افراد معمولی، تواناییِ یادگیریِ سریع است. همه‌ی ما تقریبا با مغزهای مشابه‌ای به دنیا آمده‌ایم. از آن‌جایی‌که همه‌ی ما از درصد پایینی از مغزمان استفاده می‌کنیم، اگر شخصی بتواند از مقدار بیش‌تری از مغزش استفاده کند، قطعا شخص نابغه‌ای خواهد بود.آ

۶. ببخشید، ما اجتماعی نیستیم

افراد باهوش‌تر، روابط اجتماعی خوبی ندارند. نوابغ، احساس‌‌می‌کنند مردم آنها را نمی‌فهمند، بنابراین خودشان را از جامعه دورمی‌کنند. علایق و اولویت‌های‌ این افراد با هم‌سالان‌، همکاران و حتی اعضاء خانواده‌شان متفاوت است و همین مسئله، باعث فاصله‌گرفتن این افراد می‌شود.

گاهی وقت‌ها، فردی را می‌بینید که با اعتماد به‌نفس، حرف‌های کاملا بیهوده می‌زند، از طرف دیگر، ممکن است فردی را ملاقات‌کنید که یک‌بار در ماه صحبت‌می‌کند اما وقتی صحبت‌می‌کند، از حرف‌های شگفت‌انگیزی که می‌زند، متعجب خواهیدشد. این، تفاوت میان یک نابغه واقعی و یک فرد عادی است، نابغه، قبل از حرف‌زدن فکرمی‌کند اما بیشتر مردم نه. اما باید با این روابط اجتماعی ضعیف چه‌کرد؟

نوابغ، احتمالا، بسیار فکرمی‌کنند، آنها تمام تاثیرات و عواقب حرفی که می‌خواهند بزنند را درنظرمی‌گیرند، مثلا اگر این را بگویم، این فرد چه فکری می‌کند؟ آیا این صحبت، احمقانه به‌نظرمی‌رسد؟ ممکن است این فرد فکرکند من می‌خواهم خیلی باهوش به‌چشم بیایم و افکاری از این قبیل. همچنین، ممکن است روابط اجتماعی، در مقایسه با دیگر فعالیت‌های‌شان، برای‌شان بسیار خسته‌کننده باشد.

حتی ممکن است برخی نوابغ، مغرور شوند و با افرادی که از نظر ذهنی، در حدشان نیستند، ارتباط برقرارنکرده و حتی شخصیتی ضداجتماعی را بسازند. داروین، به اختلال اضطراب اجتماعی دچار بود و زمان‌هایی بوده که فیزیک‌دان معروف- گالیله- بارها به مردم توهین کرده است.

۷. بله، این مسئله من است!

چون نابغه‌ها، دوست دارند چیزهای جدید را تجربه‌کنند، نسبت به افراد عادی، احتمال بیشتری وجوددارد که در مواد غرق‌شده و معتاد شوند. یک مطالعه، نشان‌داد احتمال مصرف مواد غیرقانونی مانند ماری‌جوآنا، اکستازی، آمفتامین و هروئین در آنها زیاد است.

۸. خوابیدن، بسیار خسته‌کننده است

اگر دوست‌دارید تمام شب را بیدار بمانید چون بدون تمام‌کردن رمان “اسپارک” خواب‌تان نمی‌برد، به باشگاه نوابغ خوش‌آمدید. تکامل، باعث‌شده ما روزها کارکنیم و شب‌ها استراحت، اما ظاهرا این مسئله برای نوابغ مهم نیست.

افراد مبتلا به اختلال دوقطبی که با خلاقیت زیاد در ارتباط است، زمانی‌ که در فاز مانیک خود هستند، کمتر می‌خوابند. یک تحقیق بیان‌می‌کند که بی‌خوابی با IQ بالا در ارتباط است و هرچه هوش بالاتر باشد، نیاز به خواب در شب کاهش‌می‌یابد. همچنین، این احتمال نیز وجوددارد که کانال کلسیم Cav۳.۱ نابغه‌ها برای خواب عمیق، ناپایدار باشد.

خوب، به‌سختی خواب‌تان می‌برد؟ این نشانه نبوغ شماست. جای تعجب نیست که نیکولا تسلا، هرگز بیشتر از ۲ ساعت در شب نخوابید!

۹. توانایی‌های هنری و تخیل بی‌حد و مرز

چه دنیای جادویی هری پاتر که ذهن هزاران نفر را به خود مشغول‌کرد، چه جانی دپ که باعث‌شد فکرکنید جک گنجشکه واقعا وجوددارد یا استعداد شگفت موزارت یا مونا لیزای جاودان داوینچی، نوابغ خودشان را طوری بیان‌می‌کنند که دنیا بتواند آنها را بفهمد.

توانایی طرح افکار و ابراز خود به دنیا، نیازمند ذهنی فراتر از حد متوسط است. افراد با IQ بالا تمایل‌دارند افکارشان را به‌گونه‌ای مطرح‌کنند که برای همه قابل‌فهم و خوشایند باشد مانند شعر، نوشتن، موسیقی و غیره.

۱۰. آزادی‌خواهی- در کار من دخالت‌نکنید

نتایج یک مطالعه نشان‌می‌دهد افرادی که در جوانی آزادی‌خواه هستند، میانگین IQ ۱۰۶.۴ دارند درحالی‌که افرادی که محافظه‌کار، میانگین IQ ۹۴.۸ دارند. این نیز، مثل هرچیز دیگری در نوابغ، به این دلیل است که این افراد می‌خواهند تکامل را به چالش بکشند. نیاکان ما برای خاانواده‌های خود یا افرادی با شباهت‌های ژنتیکی، فرهنگی و جغرافیایی ارزش قائل بودند و منابع خود را با افرادی با نژاد متفاوت تقسیم‌نمی‌کردند، پیوند نژادی، بین آنها معمول نبود و همین، منجر به روشی محافظه‌کارانه برای محافظت از قوانین، ژن و منابع شد. آزادی‌خواهی، یک داستان تکاملی است، بنابراین افراد باهوش‌تر، بیشتر به آن عمل‌کرده‌اند.

۱۱. سرگرمی‌های عجیب

نابغه‌ها به عجیب‌بودن تمایل‌دارند یا از چیزهایی که افراد معمولی عادی می‌دانند، پیروی‌نمی‌کنند. تفکر یک نابغه درمورد سرگرمی نیز عجیب است. می‌توانید حدس‌بزنید سرگرمی آلبرت انیشتین چه بود؟ سرگرمی او خواندن نظرات محققان درباره اشعه‌های الکترومغناطیسی و یا همچنین ساعت‌ها وقت‌گذاشتن برای رابطه میان کمیت‌های فیزیکی نبود، انشتین عاشق قایق‌سواری بود.

۱۲. آنها کارهایی را انجام‌می‌دهند که دیگران آنها را مسخره‌می‌کنند

همه به برادران رایت خندیدند، نخندیدند؟ چون هیچ‌کس هدفی مانند هدف آنها نداشت. داروین، پس از ارائه تئوری تکامل، توسط جامعه علمی به‌ باد انتقاد گرفته شد. سقراط مجببور به خوردن سم شد زیرا یونانی‌ها معتقدبودند که با افکار تند خود، جوانان را فاسد کرده است.

۱۳. بیماری ذهنی- تفاوت زیادی بین نابغه و دیوانه وجوددارد، درست است؟

IQ بالا و اختلالات ذهنی، همراه یکدیگرند. اختلال وسواس با IQ بالاتر از متوسط در ارتباط است، دوقطبی با خلاقیت و اوتیسم با مهارت‌های موسیقی. در تاریخ، هیچ نابغه‌ای ویژگی افراد دارای هوش مالی بدون دیوانگی وجودندارد.

۱۴. فرزند ارشد بودن

والدین، ارتباط عاطفی و روانی بیشتری با فرزند اول خود دارند و این مسئله، باعث‌ رشد ذهنی بهتر کودک می‌شود. IQ کودکان بزرگ‌تر، به‌طور متوسط، ۳ امتیاز، بالاتر از دیگر فرزندان است.

۱۵. شیرمادر و IQ

اگر کودک، نوعی از ژن FADS۲ را داشته‌باشد، شیرمادر، IQ را ۷ تا ۱۰ نمره، افزایش‌می دهد. مطالعه‌ای دیگر، چنین دریافت که کودکانی که در شش ماه اول از شیر مادر تغذیه‌کرده‌اند، IQ کلامی بیشتر از ۱۰.۴۸ دارند.

۱۶. چپ‌دستی

قسمت راست مغز، سمت چپ بدن را کنترل‌می‌کند و بالعکس. افراد چپ‌دست می‌توانند از هردو طرف مغز به اندازه مساوی استفاده‌کنند و بنابراین توانایی پردازش اطلاعات بیشتری را دارند.

محققان مشاهده‌کردند که این افراد، توانایی لغت و حل مسئله بیشتری دارند و همین ویژگی، آنها را باهوش‌تر – معمولا IQ ۱۴۰ و بالا- از افراد راست‌دست می‌کند، اما خبر بد اینکه تحقیقات نشان‌می‌دهد افراد چپ‌دست، مسائل را به‌آسانی فراموش‌می‌کنند و این، به‌دلیل تشکیل نورون در ناحیه هیپوکام مغز است.

به‌همین دلیل است که یادآوری خاطرات کودکی، دشوار است و این مسئله درمورد نوابغ نیز صدق‌می‌کند.

۱۷. آیا همیشه قدبلندترین فرد کلاس بوده‌اید؟

یک مطالعه، دریافت که حتی قبل از اینکه کودک، به مدرسه برود، کودکان بلندقدتر، عملکرد بهتری در تست‌های شناختی دارند.

۱۸. طعنه‌زدن

آیا گفتن لطیفه‌های طعنه‌آمیز، راه موردعلاقه شما برای ابراز علاقه به دوستان‌تان است؟

با استناد به مطالعه‌ای دردانشگاه هاروارد، طعنه و لطیفه، ویژگی افراد دارای هوش مالی می‌تواند فرآیندهای تفکر خلاق را افزایش‌دهد. و توانایی سخنان هوشمندانه و طعنه‌آمیز، نشانه هوش بالاتر است.

گفتن و شنیدن لطیفه‌های طعنه‌آمیز، نیازمند تلاش زیاد گوینده و شنونده، به‌منظور فهمیدن محتوای طنز آن است. این، خلاقیت و عملکرد شناختی هردوطرف را تقویت‌می‌کند.

۱۹. لاغربودن

چاقی، درطول زمان، IQ را کاهش‌می‌دهد. تحقیق انجام‌شده توسط دانشمندان فرانسوی نشان‌داد افرادی با شاخص توده بدن ۲۰ یا پایین‌تر، در تست واژگان، عملکرد بهتری نسبت به افرادی با شاخص توده بدن ۳۰ یا بیشتر دارند.

۲۰. باهوش‌بودن به معنای راستگو بودن نیست

چون افراد باهوش، از توانایی خود آگاهند، برای بیرون‌آمدن از وضعیت سخت، بیشتر از مردم عادی دروغ می‌گویند.

دروغ‌گفتن، نیازمند دقت و پردازش مغز است، دانشمندان نشان‌دادند که بخش‌هایی از مغز که در حافظه فعال نقش‌دارند، در افراد باهوش‌تر، توسعه‌یافته‌ترند و هنگام دروغ‌گفتن، فعال‌می‌شوند.

به‌هرحال، تحقیق انجام شده در دانشگاه آکسفورد ادعاکرد که افر اد باهوش در اعتمادکردن به مردم بهتر عمل‌می‌کنند، بنابراین احتمال‌دارد که اعتماد به مردم، نشانه هوش باشد.

۲۱. به پوشیدن لباس تکراری علاقه‌دارند

اکثر افراد موفق و قوی، هرروز یک لباس تکراری می‌پوشند و این هیچ ربطی به تنبلی و عدم شناخت از مد روز ندارد. بلکه، بر اساس مطالعه، این یکی از ویژگی‌های نوابغ است.

البته، بدون شک، افراد موفق و قوی، نابغه هستند. و همان‌گونه که می‌دانید، زندگی آنها مملو از تصمیمات دشوار است. بنابراین، برای کاهش زمان‌گذاشتن برای تصمیم‌گیری درمورد چیزهای احمقانه، ذهن‌شان را بر مسائل مهم تر متمرکز‌می کنند. بدین منظور، آنها استانداردهایی را برای خود درنظرمی‌گیرند و یکی از آنها پوشیدن لباس تکراری است.

مثلا، استیو جابز، به پوشیدن جین‌های یقه اسکی سیاه و کفش‌های اسنیکر معروف بود. و مارک زوکربرگ را می‌توان هرروز با یک تی‌شرت خاکستری و شلوار جین دید. آلبرت انیشتین نیز چند دست از یک مدل کت و شلوار داشت.

همین! پوشیدن یک لباس، نشانه یک نابغه واقعی است. آیا شما هم چند عدد از یک مدل تی‌شرت دارید؟

۲۲. باهوش مثل مادرتان!

ژن‌ها نحوه رشد مغز را تعیین‌می‌کنند، بنابراین احتمال‌دارد ژن‌های باهوش‌بودن در خانواده‌ها منتقل‌شوند، والدین باهوش، نسبت به والدین معمولی، شانس بیشتری برای داشتن فرزند باهوش دارند. این مسئله، توسط مطالعات انجام‌شده بر IQ دوقلوهای هم‌سان و غیرهم‌سان اثبات‌شد. همچنین، یک مطالعه، ثابت‌کرد به‌طور متوسط، ۲۰ تا ۴۰ درصد هوش کودک، از والدین به ارث می‌رسد.

۲۳. نمی‌توانم فکر خودم را بشنوم!

اگرچه زمانی نشانه دیوانگی بود، اما صحبت‌کردن با خود، باعث افزایش حافظه می‌شود. زمانی که ذهن‌تان پر از فکر است و شما با صدای بلند با خود صحبت‌می‌کنید، به یاد آوردن آن در آینده، آسان است چون برای ذهن‌تان آشنا به‌نظرمی‌رسد.

۲۴. دفعه بعد، به من یک گیتار هدیه‌بده

بخشی از مغز که اطلاعات دریافتی را پردازش‌می‌کند، در موسیقی‌دان‌ها نسبت به فرد عادی، پیشرفته‌تر است. آزمایشات نشان‌داده‌اند که یادگیری ز دن یک وسیله موسیقی، می‌تواند فیزیولوژی عصبی شما را تغییردهد.

۲۵. یک گوش شنوا را دست‌کم نگیرید!

نوابغ، بیشتر گوش‌می‌دهند و این، نحوه یادگیری آن‌هاست، فرآیندهای شنیداری پیچیده، در شنیدن ارادی و ذخیره مسئله در مغز، نقش‌دارند، بنابراین افراد باهوش در آن بهترند.

این‌ها نشانه‌های یک فرد نابغه واقعی بودند، آیا شباهتی میان آنها و شخصیت خود دیدید؟ اگر دیده‌اید، پس شما هم یک نابغه واقعی هستید.

ویژگی های مدیر مالی موفق

ویژگی ‌های یک مدیر موفق

مدیریت کسب و کارها، به افرادی دارای مهارت کافی و با تجربه نیاز دارد. صرف این که یک شخص راهنمای خوبی باشد یا رفتار خوبی با دیگران داشته باشد، نمی تواند دلیل درستی بر مدیریت وی باشد.

یک مدیر موفق باید به برخی از مهارت ها تسلط داشته باشد و بتواند از آنها به درستی استفاده کند. در ادامه این مطلب برخی از ویژگی هایی که برای مدیریت لازم است عنوان شده است.

ویژگی ‌های یک مدیر موفق:

ویژگی هایی وجود دارند که باعث می شوند شخص تعاملات خوبی با دیگران داشته باشد و وی را تبدیل به یک مدیر موفق کند که دیگران از پیروی کردن از او رضایت داشته باشند. در زیر به برخی از مهم ترین این مهارت ها اشاره شده است:

خود انگیزی:

توانایی انگیزه دادن به خود و سایرین، یکی از ویژگی هایی است که برای هر مدیری لازم می باشد.

صداقت:

یک مدیر با صداقت بهتر می تواند با پرسنل ارتباط بر قرار نماید، از حق کارمندانش دفاع کند، از قوانین سرپیچی نکند و به وعده های خود پایبند باشد.

قابل اعتماد:

قابل اعتماد بودن، یکی از ضروری ترین مشخصه های یک مدیر موفق است بنابراین اگر کارمندان نتوانند به مدیر خود اعتماد کنند، قدرت مدیر نادیده گرفته می شود و نمی تواند به وظایف خود به خوبی عمل کند.

دیدگاه لینوس توروالدز:

“راستش را بخواهید، این اعتماد افراد است که به شما قدرت زیادی می‌ دهد. جلب اعتماد دیگران قدرتمندتر از تمام تکنیک‌ های مدیریتی است.”

خوش بینی:

با توجه به نامعلوم بودن آینده و چشم به راه بودن برای اتفاقات، صاحبان کسب و کار با استرس مواجه هستند. لذا داشتن یک نگرش خوشبینانه به مدیران امکان افزایش توان و انگیزه را در پرسنل بیشتر می کند و انجام کارها را برای آنها لذت بخش می نماید.

اعتماد به‌ نفس:

یک مدیر موفق و با تجربه تصمیمات درست و منطقی خود را بر پایه اعتماد به نفس می گیرد. این اعتماد به نفس و اخذ تصمیمات درست باعث می گردد که پرسنل وی نیز دارای اعتماد به نفس باشند و به کاری که انجام می دهند ایمان داشته باشند.

آرامش:

حفظ آرامش مدیر در رویارویی با سختی ها و مشکلات، یکی از ارکان مهم برای مدیران می باشد زیرا باعث ثبات عمل پرسنل و نیروی کار شده و از متشنج شدن شرایط و جو جلوگیری می کند.

انعطاف پذیری:

در برخی مواقع لازم است که در مورد تصمیمات گرفته شده و یا روند سازمان، تجدید نظر انجام شود. اگر مدیر سازمانی از قدرت انعطاف پذیری محروم باشد، باعث می شود که با پیش بردن روند های اشتباه یا ناقص، ضرر های جبران ناپذیری به سازمان وارد گردد و باعث شکست مدیر گردد.

دانش صنعت:

داشتن هوش تجاری یا کسب و کار یکی از ارکان مهم برای یک مدیر موفق می باشد. با این که نیاز نیست میزان هوش یک مدیر در حد هوش یک معامله‌ گر حرفه ‌ای باشد، اما آشنایی با اصول و روال کسب ‌و‌ کار و همچنین آگاهی داشتن از صنعت مورد نظر و درک آن صنعت برای موفقیت در نحوه مدیریت وی مهم و ضروری به شمار می رود.

موسسه مشاوران مطالعه مقاله مدیر مالی و مدیر اجرایی را به شما عزیزان پیشنهاد می نماید.

دانش صنعت

آشنایی با زمان واگذاری:

یک مدیر موفق می داند که انجام برخی از کار ها را باید به دیگران واگذار نماید تا بتواند سایر وظایف خود را انجام دهد و با کمبود زمان و انرژی مواجه نشود. برای واگذار کردن این وظایف، لازم است شخصی انتخاب گردد که در این زمینه مهارت و تجربه لازم را داشته باشد تا بتواند از پس آن به خوبی بر آید.

دیدگاه تئودور روزولت در این باره:

“مدیران موفق کسانی هستند که از درک کافی برخوردارند ویژگی افراد دارای هوش مالی و می‌ دانند چه کسانی را برای انجام خواسته‌ هایشان انتخاب کنند، همچنین از خویشتن‌ داری کافی برخودارند و در کاری که به دیگری واگذار کرده‌ اند، دخالت نمی‌ کنند.”

رویکرد سازمانی:

برای موفقیت در مدیریت، لازم است مدیر مربوطه رویکرد سازمانی را به خوبی بشناسد و از آن برای پیشبرد اهداف سازمان استفاده نماید. بنابراین بایستی یک مدیر موفق توانایی انجام کارها به نحو احسن داشته باشد.

  • بررسی روند پیشرفت پروژه ها
  • تحت نظر داشتن کارمندان و انجام وظایفشان
  • رسیدگی به تمام امور مربوط به کسب و کار

مدیریت مقدماتی مالی:

مسائل مالی در هر سازمانی بسیار مهم و لازم توجه می باشد که یک مدیر موفق ملزم است که حداقل با مقدمات آن آشنایی داشته باشد و بتواند مدیرت مالی پروژه ها را به درستی انجام دهد.

سلسله‌ مراتب کاری:

برای هر کسب و کار سلسله مراتبی وجود دارد که باید از آنها پیروی گردد. مدیر خوب به مدیری گفته می شود که این سلسله مراتب را شناسایی نموده و با درک آنها بتواند مراحل را برنامه ریزی و ابلاغ نماید.

مفاهیم حقوقی:

یکی از ارکان مهم و مورد توجه در کسب و کارها، آشنایی با مسائل حقوقی مورد نیاز کسب و کار می باشد که یک مدیر موفق باید به آنها آشنایی داشته باشد. برخی از این مسائل در زیر ذکر شده اند:

    و اخراج
  • مفاهیم حقوقی آزار و اذیت جنسی در محیط کار
  • محرمانه بودن اطلاعات
  • سایر مسائل مربوط به حیطه کاری مورد نظر

ارتباطات نوشتاری:

نحوه نگارش و املای افراد باعث ایجاد تمایز می شود و این موضوع باعث می گردد که اشخاص بتوانند با دیگران ارتباط درستی برقرار نمایند. استفاده از علائم نگارشی و دستوری به صورت حرفه ای باعث تمایز مدیران با سایرین می شود. نحوه ارتباط نگارشی می تواند به صورت های زیر انجام گردد.

  • ارسال ایمیل
  • پیام رسان های جمعی
  • ارسال نامه و درخواست
  • و سایر راه های ارتباطی با دیگران

دیدگاه باب نلسون در این باره:

“میزان انگیزه یک کارمند نتیجه مجموع تعاملاتی است که با مدیر خود دارد.”

سخنرانی:

سخنرانی شامل مواردی همچون اعلام خبرها به صورت رسمی، بیان ایده ها و برنامه های سازمان و سایر صحبت های جمعی می شود که توانایی انجام آن، یکی از ویژگی های مهم برای یک مدیر موفق به شمار می رود.

موسسه مشاوران پیشنهاد مطالعه مقاله مهارت های حسابدار موفق را به شما عزیزان می دهد.

بازخورد سازنده

بازخورد سازنده:

بازخوردهای سازنده و اعلام آنها به دیگران، یکی دیگر از ویژگی های مهم مدیران موفق به شمار می رود که وینستون چرچیل در این رابطه می گوید:

“بازخورد شاید خوشایند نباشد، اما ضروری است. عملکرد بازخورد مانند احساس درد در بدن انسان است و توجه ما را به محل درد معطوف می کند.”

گوش دادن فعال:

شنونده خوب بودن یکی از ارکان بسیار ضروری است که یک مدیر موفق با داشتن این هنر می تواند اعتماد و رضایت کارمندان خود را جلب نماید و در موفقیت خود و سازمان گام موثری بردارد.

قاطعیت:

قاطع بودن در اجرای دستور العمل ها و کارهایی که باید انجام شوند، لازمه اجرای هر کاری است. لی آیاکوکا می گوید:

“اگر بخواهم در یک کلمه، ویژگی ‌های یک مدیر موفق را خلاصه کنم، می گویم: قاطعیت.”

خدمات مشتری:

هر کسب و کاری، دارای مشتریان مخصوصی می باشد که سازمان ها باید برای ارائه خدمات خود به آنها، این ویژگی ها را ر نظر بگیرند. یکی از این ویژگی ها، ایجاد ارتباط درست با مشتریان می باشد.

قدرت کار تیمی:

تحقیقات ثابت کرده اند که امروزه کار تیمی بسیار بهتر از کار های انفرادی پیش می رود. یک مدیر موفق باید بتواند در یک تیم عضو شود و به خوبی از عهده وظایف خود برآید.

احترام:

با توجه به این امر که احترام یک رفتار متقابل می باشد، اگر یک مدیر انتظار رفتار محترمانه از دیگران دارد، باید خود نیز به دیگران احترام بگذارد و به خوبی رفتار کند.

همکاری:

همکاری با پرسنل سازمان و ادغام ایده های آنها با یکدیگر، لازمه اجرا و پیش بردن کار ها و اهداف هر سازمان می باشد که در این خصوص بایستی مدیر سازمان، جو همکاری را به درستی مدیریت نماید.

ارزش قائل شدن برای دیگران:

اگر کارمندان سازمان، احساس با ارزش بودن کنند، وظایف خود را به خوبی انجام می دهند و نسبت به سازمان وفادار خواهند بود. مدیر موفق به کسی می گویند که به اعمال کارمندان خود مهر تایید می زند و باعث می گردد نیروی کار، احساس مفید بودن داشته باشند.

ویژگی های مهم مدیر مالی موفق:

می توان گفت که یک مدیر مالی موفق با داشتن برنامه هایی نظیر موارد زیر، می تواند موفقیت های بسیاری را کسب کند.

  • داشتن طرح عملیاتی
  • پس ‌انداز کردن ده درصد از درآمد
  • به حداقل رساندن بدهی
  • تعیین اهداف مالی بلند مدت و کوتاه‌ مدت
  • داشتن استراتژی در خرج ‌کردن
  • آگاهی از تمام هزینه ها
  • توصیه‌ گرفتن از متخصصین مدیریت مالی
  • در تعامل بودن با مدیران مالی موفق
  • یادگیری مداوم استراتژی ‌های مالی جدید

اگر این مطلب برای شما رضایت بخش بوده است، مطالعه مقاله استاندارد سازی را به شما پیشنهاد می کنیم.

چگونه هوش مالی را تقویت کنیم؟

چگونه هوش مالی را تقویت کنیم؟

برترين ها / شايد براي شما هم پيش آمده که گاهي از خود بپرسيد چرا بعضي‌ها آنقدر خوب پول در‌مي‌آورند و هر روز ثروتمندتر از روز گذشته مي‌شوند. بايد بگوييم اين افراد داراي هوش مالي يا هوش پولي هستند و با اين ويژگي نه تنها پولشان را از دست نمي‌دهند، بلکه هر روز پول بيشتري به دست مي‌آورند. هوش مالي توانايي مديريت مسائل مالي است. در اين مطلب تعريف هوش مالي و روش‌هاي مهم را براي تقويت و افزايش هوش مالي به شما معرفي مي‌کنيم. هوش مالي يا پولي چيست؟ هوش مالي عبارت است از رويکرد و استراتژي ذهني که با اتخاذ آن مي‌توان بصورت هوشمندانه منابع مالي را مديريت کرد. همچنين راهکار‌هاي کسب درآمد با روشي خاص که ثروت را به زندگي شما وارد کند. بسياري از افراد زمين، مستغلات، سهام و. را بعنوان سرمايه در نظر مي‌گيرند در صورتي که امروزه داشتن ذهن ثروت‌ساز بعنوان سرمايه مطرح مي‌شود. به عبارت مالي هوش مالي يعني قدرت شما در حل مسائل مالي و مجموعه‌اي از اقدامات ناب که منجر به سود مي‌شود. رابرت کيوساکي سرمايه گذار مشهور مي‌گويد: هوش مالي يا هوش پولي رفتاري است که شما با پولتان انجام مي‌دهيد، اگر مي‌خواهيد پولدار شويد بايد بدانيد که با پولتان چه بکنيد. هوشي مالي مهارت مديريت مالي است. پول خرج کردن و پول به دست آوردن نيازمند دانش هوش مالي است. آگاهي و دانش در هوش در کنار آگاهي از ۳ عامل سرمايه، بدهي و جريان مالي در پيشرفت شما تاثير گذار است. هوش مالي بالا يا عالي يعني اينکه تصميمات مالي شما هوشمندانه‌تر بوده و اقدامات صحيح تري جهت بهبود شرايط مالي خود انجام مي‌کنيد؛ و هوش مالي پايين يا ضعيف يعني اينکه شما در برابر مسائل ماليتان اقدامات غيرمسئولانه‌اي اتخاذ مي‌کنيد. راه‌هاي تقويت هوش مالي در اين بخش مهارت‌هايي را براي افزايش هوش مالي به شما معرفي مي‌کنيم. مهارت‌هايي که ميتواند اين توانايي را در شما تقويت کند تا شايد بتوانيد از منابع مالي خود را منطقي‌تر استفاده کنيد و به مرحله پول‌سازي برسيد. ۱. خرج کنيد تا ثروتمند شويد اغلب افرادي که در بحران‌هاي مالي قرار مي‌گيرند، سعي مي‌کنند هزينه‌هاي جاري زندگي را کاهش دهند. آن‌ها کمتر به رستوران مي‌روند و مسافرت‌هاي خارج از کشور را به حداقل مي‌رسانند. همچنين بجاي افزايش درآمد و جاري کردن منابع جديد در زندگي، کمتر خرج مي‌کنند و اين روند گردش پول را متوقف مي‌کنند. رابرت کيوساکي مي‌گويد: بسياري از صاحبان کسب و کار در زمان رکود و کاهش درآمد مالي، شروع به کاهش هزينه‌ها مي‌کنند و اولين کاري که مي‌کنند اين است که دست از تبليغات مي‌کشند و همين امر باعث مي‌شود منابع جديد به سازمان وارد نشود و بناي ورشکستگي بنا شود. يکي از نشانه‌هاي داشتن هوش مالي اين است که بدانيم چه موقع خرج کنيم. کيوساکي در خاطرات خود از زما رکود بعنوان فرصت ياد مي‌کرد و مي‌گفت ما در اين مواقع پرداخت قبوض را به تعويق مي‌انداختيم و با تمام توان به بازاريابي و تبليغات مي‌پرداختيم تا هزينه‌هاي سازمان افزايش يابد. بودجه بندي مناسب راز افراد با هوش مالي بالاست. بودجه عبارتست از طرحي براي هماهنگي بين منابع و هزينه ها. اگر بتوانيم تهديد‌ها را به فرصت تبديل کنيم، در اينصورت مي‌توانيم بگوييم داراي هوش مالي بالايي هستيم. ۲. بدهي خوب و بد بصورت کلي دو نونع بدهي وجود دارد: ۱- بدهي خوب که ما ار ثروتمند مي‌کند و شخص ديگري آنرا پرداخت مي‌کند. ۲- بدهي بد که ما را فقير مي‌کند و براي پرداخت آن بايد جان بکنيم. در اين نوع بدهي بايد قرضي را که مربوط به يک بدهي ديگر است را پرداخت کنيم و فرد را از يافتن فرصت‌هاي جديد بازمي‌دارد. ۳. اطلاعات خود را بروز کنيد کتاب‌هاي بسياري در زمينه هوش مالي در بازار وجود دارد که مي‌تواند در تغيير الگو‌هاي نادرست مالي به ما کمک کند. خواندن کتاب «هوش مالي» يکي از بهترين اقداماتي است که به ذهن ما را در اين زمينه جهت مي‌دهد. بايد قبول کنيم دانش به سرعت در حال کامل شدن و تغيير است. از اين‌رو دانش مالي نيز از اين امر مستثني نبوده و بايد به آخرين تغييرات آن توجه نمود. در اين کتاب چنين آمده ویژگی افراد دارای هوش مالی است که افراد با هوش مالي معمولي همانند دايناسور‌ها منقرض مي‌شوند و افراد موفق به همزيستي با تغييرات دوران خود مي‌پردازند. زماني داشتن سواد خواندن و نوشتن براي اداره زندگي کافي بود، اما امروزه زندگي آنقدر پيچيدگي دارد که اگر کسي در برقراري ارتباط با دنياي پيرامون خود تعلل کند، دير يا زود حذف خواهد شد. سالانه چه ميزان از درآمد خود را براي شرکت در دوره‌هاي آموزشي بورس، سرمايه گذاري و… مي‌پردازيد؟ اگر اين رقم صفر است پس بايد اين عادت پولساز را در خود پديد بياوريد و به يادگيري جذب منابع جديد کنيد. در عصر حاضر دنيا از روند توليد و صنعت به سمت خدمات حرکت کرده و فردي را مي‌بينيد که با کمترين امکانات مانند يک کامپيوتر و تبليغ در شبکه‌هاي اجتماعي به درآمد پايداري دست ميابد. بياد دارم پدر من در سال‌هاي ابتدايي که موبايل وارد جامعه شده بود در استفاده از آن مقاومت مي‌کرد، اما پس از مدتي ديد که نيمي از کار‌هاي روزانه مانند پرداخت قبوض، خريد اينترنتي و حتي رزرو بيمارستان نيز نيازمند بکارگيري گوشي‌هاي هوشمند است؛ بنابراين يک اصل مهم در موفقيت هماهنگ شدن با تغييرات استو واقعيت اينست که قبل از اينکه بتوانيم بدويم، بايد راه رفتن را بياموزيم. ۴. تعيين اهداف مالي همانطور که مي‌دانيد طبق قانون پارکينسون انجام کار‌ها در زماني که براي آن‌ها در نظر مي‌گيريم، گنجانده مي‌شوند. معني اين جمله آنست که اگر فردي براي تايپ کردن يک نامه يک ساعت زمان تعيين کند، در همان يک ساعت به پايان خواهد رسيد در صورتي که اگر زمان بيست دقيقه هم براي آن در نظر بگيرد، ذهن او مکلف مي‌شود در همان زمان به پايان برساند. در هدفگذاري مالي نيز اگر ما براي يک ماه خود يک درآمد ثابت معمولي در نظر بگيريم، بدون دغدغه به آن خواهيم رسيد در صورتي که با کمي تلاش مي‌توانيم هر ماه اين ميزان را کمي افزايش دهيم و ذهن در منطقه امن خود باقي نماند. تعيين استاندارد‌هاي درآمدي در افراد با ميزان رشد آن‌ها رابطه مستقيم دارد. ۵. توليد مازاد بودجه هنگامي که بتوانيد درآمد خود را از هزينه‌ها بيشتر کنيد و بين اين دو فاصله زيادي را ايجاد کنيد به نحوي که در يک منطقه امن قرار گيريد و بدون دغدغه خرج کنيد، مازاد بودجه ايجاد کرده ايد. زماني که درآمد‌هاي يک فرد افزايش ميابد، به سه طريق مي‌تواند براي مازاد بودجه خود تصميم بگيرد. در روش اول ميتواند وام بگيرد و بدين ترتيب اقساط وام خود ار افزايش دهد. در روش دوم ميتواند هزينه‌هاي خود را افزايش دهد و مازاد بودجه را خرج کند. در روش سوم هم مي‌تواند مازاد بودجه خود را سرمايه گذاري کند. نکته جالبي که در اکثر افراد با هوش مالي پايين اتفاق مي‌افتد اين است که بجاي تمرکز بر مازاد بودجه، به کسري بودجه تمرکز مي‌کنند. ۶. وارد بازي ثروتمندان نشويد رابرت کيوساکي اعتقاد دارد نحوه بروز اقتصاد جديد بگونه‌اي است که بسياري از مردم را وارد بازي برد-باخت به نفع ثروتمندان کرده و طي آن مردم چاره‌اي جزء سرمايه گذاري و تبعيت از آنچه در مقابل آن‌ها گذاشته مي‌شود، ندارند. يکي از دلايل مهم اين اتفاق، پايين بودن اطلاعات اقتصادي مردم است. آن‌ها داراي تحصيلات مالي اندک هستند و نمي‌توانند موقعيت‌هاي سرمايه گذاري مناسبي که به آن‌ها پيشنهاد داده مي‌شود را تشخيص دهند. از اين‌رو وارد سيستم سرمايه گذاري مي‌شوند که قوانين آنرا افراد ديگري وضع کرده اند و آن‌ها کنترلي بر آن ندارند، بنابراين در اين ميان يا سود کمي مي‌کنند و يا اصلا سود نمي‌کنند. نمونه‌اي از اين سرمايه گذاري‌ها در کشور خودمان مربوط مي‌شود به خريد اوراق بهادار و سرمايه گذاري در بانک ها. بهترين حالت در اين نوع سرمايه گذاري‌ها اين است که همراه با رشد تورم، سود کمي هم به ما تعلق مي‌گيرد. اين سياست‌هاي مالي زماني آغاز مي‌شود که مقدار زيادي پول سرگردان در دست مردم وجود دارد و آن‌ها به درستي نمي‌توانند براي آن برنامه ريزي کنند. ۷. عادت‌هاي پولساز وارن بافت يکي از ثروتمند‌ترين افراد دنيا در يکي از مصاحبه‌هاي خود مي‌گويد، روزي همسرم را ديدم که مبلغ ۱۵۰۰۰ دلار را براي خريدن يک لباس مجلسي پرداخته بود. او مي‌گويد اگر در آن زمان بجاي خريد لباس آن پول را براي سرمايه گذاري در اختيار من قرار مي‌داد، سرمايه‌اي در حدود ۸۰۰ ميليون دلار داشت. او ادامه مي‌دهد بزرگترين ترس در آمريکا ترس از تروريسم نيست بلکه ترس از بي پول شدن در دوران بازنشستگي است. بسياري از افرادي که کارمند هستند و سغل ثابتي را دنبال مي‌کنند، براي رهايي از کسري بودجه و منابع مالي در سال‌هاي بازنشستگي، بجاي افزودن به منابع و سرمايه گذاري‌هاي خود، آنرا در جايي ذخيره مي‌کنند و سپس به انتظار روز‌هاي پيري مي‌نشينند. به عقيده کيوساکي با تقويت پول خود مي‌توانيد کاري کنيد که با استفاده از پول ديگران، پولتان با شدت بيشتري کار کند و اگر بخوبي پول و سرمايه خود را تقويت کرده باشيد، مي‌توانيد ماليات کمتري پرداخت کنيد و امنيت سرمايه خود را از طريق درآمد مولد تقويت کنيد. تمرين: ابتدا ليستي از عادت‌هاي خود در زمينه برخورد با پول و سرمايه تهيه کنيد. سپس به اصلاح آن عادات بپردازيد. ما باور داريم که «تکرار کار‌هاي قبلي مساويست با نتايج قبلي و انجام کار‌هاي جديد مساويست با نتايج جديد» به مدت يک هفته قبل از هرگونه تصميم‌گيري مالي از خود بپرسيد آيا اين عادت و تصميم مي‌تواند به من کمک کند يا خير؟ اگر جواب منفي است، به تغيير آن بپردازيد. ۸. الگو‌هاي ذهني افراد موفق من عاشق اين جمله ام: «مجاورت، مشابهت مي‌آورد». اين يعني رابطه داشتن با انسان‌هاي موفق و استفاده از استراتژي آن‌ها مي‌تواند روند ثروتمند شدن ما را بيش از پيش سريع‌تر کند. افراد موفق و ثروتمند بخوبي مي‌توانند از منابع مختلف به تقويت پول خود بپردازند. فرض کنيد براي يک سرمايه‌گذاري نياز به ۱۰ ميليون تومان داريد. اگر داراي هوش مالي بالايي باشيد، بايد بتوانيد ۷ ميليون را از بانک و منابع ديگر تهيه کرده و تنها ۳ ميليون و يا کمتر را از منابع خود خرج کنيد. افراد موفق داراي يک الگوي ذهني ثابت هستند که طي آن با کمترين هزينه و سرمايه گذاري و مشارکت دادن سرمايه ديگران به بيشترين رشد اقتصادي مي‌رسند. سازمان‌هاي موفق نيز از مديران مالي و مشاوران خبره جهت کمترين ريسک مالي استفاده مي‌کنند تا بتوانند سرمايه اصلي خود را در امنيت کامل قرار دهند. بطور مثال در سال‌هاي اخير ادغام شرکت‌هاي خودروسازي و همچنين برون سپاري شرکت‌هاي اروپايي در کشور‌هاي آسيايي مانند چين براي توليد قطعات خودرو، متاثر از اين سياست بوده است. ۹. هيچ ميانبري در کار نيست هنگامي که از هوش مالي و سرمايه گذاري سخن به ميان مي‌آيد بيشتر افراد بياد روش‌هاي زودبازده و سطحي مي‌افتند که ادعا دارند پس از چند ماه مي‌توان به ثروت عظيمي رسيد. روند سرمايه گذاري عبارتست از شناخت حيطه درست سرمايه گذاري + ريسک پذير بودن + منعطف بودن + صبر و پشتکار. پس از اين مراحل دانه‌هايي که براي سرمايه گذاري کاشتيد را بداشت خواهيد کرد و درآمد پايدار، پاداش بردباري و حرکت صحيح شما در زندگي مالي خواهد بود. ۱۰. پدر پولدار يا پدر بي‌پول؟ اگر به ديدگاه خود در مورد مسائل مالي توجه کنيد خواهيد ديد بسياري از آن‌ها ناشي از ديد والدين ما به چپول شکل گرفته است. اگر آن‌ها پول را وسيله‌اي براي دوري از خداوند و افتادن در گناه ميدانستند، ما نيز حس خوبي به ثروت نخواهيم داشت اين ديدگاه بطور ناخواسته به فرزندان ما نيز سرايت پيدا مي‌کند. در اينجا منظور من از پدر پولدار شخصي نيست که ثروت زيادي دارد بلکه فردي را تسيم مي‌کنم که ديد مثبتي به پول و تمکن مالي دارد. پدري که از نظر ذهني ثروتمند است، مي‌تواند به تقويت هوش مالي فرزندان خود بپردازد. رابرت کيوساکي در کتاب معروف خود «پدر پولدار پدر بي پول» به اين اصول اشاره مي‌کند که اگر دو کودک را در نظر بگيريد که در شرايط کاملا يکسان و در يک مدرسه بزرگ شوند، کودکي که از پدر او به تقويت هوش مالي او پرداخته و تلاش کرده است که از کودکي به استقلال نسبي برسد، موفقيت بيشتري زا تجربه خواهد کرد. اگر پدران ما پولدار نبودند و حتي ذهنيت فرد پولدار را نيز نداشتند، ما شروع به ساختن خانواده‌اي با هوش مالي بالا کنيم تا در نهايت جامعه و کشوري موفق را بوجود بياوريم. تقسيم‌بندي هوش مالي رابرت کيوساکي هوش مالي را به ۵ دسته تقسيم مي‌کند که در اين بخش از مجله پزشکي آسان طب به آن‌ها اشاره مي‌کنيم: ۱. کسب درآمد بيشتر از اين حيث تقسيم بندي کسانيکه مقدار پولي که بدست مي‌آورند بيشتر است، هوش مالي بالاتري دارند. اگر در آمد سالانه شما ۳۰ ميليون تومان باشد، هوش مالي شما نسبت به فردي که در سال ۱۰ ميليون تومن درآمد دارد، بالاتر است. ۲. حفظ پول کسانيکه قدرت حفظ پول بيشتري دارند نسبت به بقيه هوش مالي بالاتري دارند. زماني که درآمدي را کسب کرديد، بايد آن را حفظ کنيد. حفاظت پول مخصوصاً در مقابل ماليات دومين جنبه هوش مالي مي‌باشد. ۳. بودجه بندي پول کيوساکي مي‌نويسد: «توانايي داشتن زندگي خوب و در عين حال سرمايه گذاري بدون توجه به اينکه چقدر درآمد کسب مي‌کنيد، نياز به سطح بالايي از هوش مالي دارد». اين حوزه از هوش مالي براساس مقدار پولي که پس از پرداخت هزينه‌ها براي شما باقي مي‌ماند، اندازه گيري مي‌شود. ۴. اهرم‌سازي براي پول طبق اطلاعات بدست آمده اهرم‌سازي براي پول براساس بازده سرمايه گذاري اندازه‌گيري مي‌شود. «چگونه مازاد پول خود را به کسب ثروت بيشتر اختصاص داده ايد؟» ۵. بهبود اطلاعات مالي اطلاعات مالي فقط به معني دانش مفاهيم مالي نيست؛ بلکه شامل اطلاعات دقيق و جزئي از سرمايه گذاري‌هاي شما نيز مي‌شود. ما را در کانال «آخرين خبر» دنبال کنيد

هوش مالی مؤثر در حل مشکلات مالی

مشکلات مالی

اولین بار اصطلاح هوش مالی توسط رابرت کیوساکی مطرح شد. هوش مالی تنها بخشی از هوش ذهنی است که برای حل مشکلات مالی از آن استفاده می‌شود.

هوش مالی بخشی از هوش کلی شماست که می‌توانید به وسیله آن بخشی از مشکلات مالی خود را حل کنید. برای استفاده از هوش مالی پیش از هر چیز باید بیاموزید که آن را تقویت کنید تا از وخیم‌تر شدن اوضاع جلوگیری کرده باشید.

حل مشکلات مالی با هوش مالی

با سایت روانشناسی ویکی روان همراه باشید.

داشتن هوش مالی بالا به این معناست که شما می توانید به موفقیت‌های مالی بیشتری دست پیدا کنید و از مشکلات مالی دوری کنید. افراد دارای هوش مالی می‌توانند هوشمندانه عمل کرده و درآمد خوبی بسازند.

مدیرانی که هوش مالی پایینی داشته باشند غیرمسئولانه رفتار کرده و میزان موفقیت خود را پایین می‌آورند، در حالیکه مدیران دارای هوش مالی معمولا تصمیماتی هوشمندانه‌تر می‌گیرند و اقدامات درست‌ تری برای بهبود شرایط مالی به کار می‌بندند. این افراد می‌دانند که برای مدیریت پول‌شان چه کاری باید بکنند و از چه کاری اجتناب کنند.

هوش مالی در افراد مختلف متفاوت است که دو عامل موثر برای تشخیص آن عبارتند از:

کسب درآمد بیشتر

کسب درآمد یکی از عواملی است که می‌توانید هوش مالی افراد را با آن مقایسه کنید. کسی که درآمد ماهیانه بالاتری دارد بی‌شک از هوش مالی بیشتر برخوردار است.

محافظت از ثروت و حفظ آن

بدین معنی که شما تا چه حدی می‌توانید از مال خود در برابر غارتگران مالی (عواملی که باعث از بین رفتن پول شما می‌شود) محافظت کنید.

هوش مالی چیست و راههای افزایش هوش مالی چه هستند؟

هوش مالی یعنی مدیریت درست درآمد و هزینه و داشتن نگرش درست درباره ثروت آفرینی. وقتی شما بتوانید شرایط اقتصادی خود را از روز قبل بهتر نمایید، یعنی دارای هوش مالی هستید و می توانید در مدیریت هزینه های و درآمد خود به خوبی عمل کنید.

افزایش هوش مالی

هر کسی می‌تواند هوش مالی‌ خود را افزایش دهد فقط کافی است تا راههای افزایش هوش مالی را بداند

هوش مالی چیست؟

هوش مالی به طور مشخص درباره مدیریت مسائل مالی صحبت می کند که درباره بهبود وضعیت معاش، پس انداز، مدیریت هزینه ها و ثروت اندوزی در هوش مالی صحبت می شود.

زمانی که شما تصمیم به مدیریت هزینه های خود می گیرید، در واقع قرار است از هوش مالی خود برای گرفتن تصمیمات درست و آگاهانه استفاده کنید تا درآمد را افزایش و هزینه ها را کاهش دهید و به طور قطع بتوانید پس انداز کنید.

هوش مالی نیز مثل بقیه هوش ها در انسان قابل تغییر است. یعنی شما می توانید با کسب آگاهی و دانش خود در این زمینه میزان هوش مالی خود را افزایش دهید و شاید بتوانید با تسلط بر این بحث و رسیدن به هوش مالی یا همان هوش اقتصادی موثر به درآمد کافی و خوبی هم دست پیدا کنید.

راههای افزایش درآمد

رابرت تورو کیوساکی (Robert Toru Kiyosaki) سرمایه‌گذار و نویسنده کتاب پدر پولدار پدر بی‌پول است.

رابرت کیوساکی

بهترین تعریف هوش مالی را آقای رابرت کیوساکی، ارایه کرده اند. رابرت کیوساکی، سرمایه گذار بزرگ، میلیاردر خودساخته و نویسنده کتاب ماندگار «پدر پولدار، پدر بی پول» است.

اندیشه او درباره مفهوم هوش مالی به بسیاری از افراد در سرتاسر دنیا کمک کرده تا با استفاده از ایده های خلاقانه خود ثروت خلق کرده و پولدار شدن را در زندگی تجربه کنند.

رابرت کیوساکی می نویسد: “در نهایت، این دارایی های شما نیست که شما را ثروتمند می کند، بلکه اطلاعات شما را غنی می کند.”

او می گوید: هوش مالی ( هوش مالی به انگلیسی : Financial-Intelligence ) یا هوش اقتصادی یا به زبان خودمان شم اقتصادی، عبارت است از مجموعه تشخیص، تصمیم و اقداماتی که یک فرد در جهت مدیریت مالی زندگی خود و کسب و کارش بکار می گیرد. کیفیت شرایط مالی امروز شما بستگی مستقیم به کیفیت رشد و پرورش هوش مالی شما از کودکی تا کنون دارد.

جالب است بدانید هوش مالی کودک، کپی هوش مالی والدین و نزدیکان است. بعد ها هوش مالی و سرمایه گذاری فرد در واکنش به تجربیات پیش رو دست خوش تغییر و تحول مثبت و یا منفی میشود که نهایتا در بزرگسالی شکل و فرم شخصی و خاصی به خود می گیرد. یعنی هرکدام از ما در هر سنی شخصیت مشخص مالی در خود داریم و بر اساس نظام باورهای مالی خود عمل می کنیم.

راه به دست آوردن هوش مالی

این یک واقعیت است که پول و سرمایه از نیازهای هر فرد برای داشتن یک زندگی آرام می باشد، به همین علت یکی از مسائل مهم در زندگی که باید به آن توجه شود، هوش مالی است

مراحل به دست آوردن هوش اقتصادی چیست؟

همان طور که گفتیم هوش مالی را می توان تغییر داد. یعنی شما می توانید به طور مشخص هوش مالی خود را تقویت کنید. اینکه چطور هوش مالی خود را تقویت کنیم، نیازمند دانستن راههایی است که بزرگان این حوزه به شما توصیه می کنند. بگذارید عنوان این بخش را بگذاریم:

راههای به دست آوردن هوش مالی

طبق گفته رابرت کیوساکی هوش مالی به 5 دسته تقسیم می شود :

  • کسب درآمد بیشتر : این مورد با توجه به مقدار پولی که به دست می آورید سنجیده می شود. اگر در آمد سالانه شما ۳۰ میلیون تومان باشد، هوش مالی شما نسبت به فردی که در سال ۱۰ میلیون تومن درآمد دارد، بالاتر است.
  • حفظ پول : زمانی که درآمدی را کسب کردید، باید آن را حفظ کنید. حفاظت پول مخصوصاً در مقابل مالیات، دومین جنبه هوش مالی است.
  • بودجه بندی پول : کیوساکی می نویسد: “توانایی داشتن زندگی خوب و در عین حال سرمایه گذاری بدون توجه به اینکه چقدر درآمد کسب می کنید، نیاز به سطح بالایی از هوش مالی دارد.” این حوزه از هوش مالی براساس مقدار پولی که پس از پرداخت هزینه ها برای شما باقی می ماند، اندازه گیری می شود.
  • اهرم سازی برای پول : این حوزه از هوش مالی براساس بازده سرمایه گذاری اندازه گیری می شود. ” چگونه مازاد پول خود را به کسب ثروت بیشتر اختصاص داده اید؟ ”
  • بهبود اطلاعات مالی : اطلاعات مالی تنها به معنای دانش مفاهیم مالی نیست – بلکه شامل اطلاعات دقیق و جزئی از سرمایه گذاری های شما نیز می شود.

پولدار شدن

در واقع یادگیری کسب درآمد شما را به پول می‌رساند.برای پول درآوردن بایستی بتوانید احساسات خود را کنترل کنید. بایستی یاد بگیرید لذت و خوشی را به تعویق بیاندازید و آینده مالی خود را برای چند میلیون تومان قربانی نکنید.

همه ما بدون شک رویاهایی در سر داریم که به هدف گذاری ما در کسب و کار برمی گردد. اما آنطور که از سخنان بزرگان و ثروت آفرینان پیداست، برای کسب درآمد بیشتر نیاز داریم تا احساسات خود را کنترل کنیم و برای کسب درآمد بالاتر اهداف بزرگتری را از امرار معاش روزانه داشته باشیم.

صحبت درباره این موضوع آسان است اما عمل به آن در شرایط کنونی جامعه خیلی دشوار است. پس بیاید خیلی منطقی و واقع بینانه باهم یک راه میانه را انتخاب کنیم. درست است که نیاز به امرار معاش داریم، اما هدف گذاری اصلی و داشتن اهداف بزرگ در کسب و کار را هم دنبال کنیم. به این معنی که باید جنگجوی قوی باشید!

راههای پولدار شدن

کیوساکی معتقد است این دارایی شما نیست که شمارا ثروتمند می نماید بلکه داده ها شما نسبت به آن دارایی و بودجه های دیگر است که شمارا ثروتمند می نماید

رابرت کیوساکی می گوید : “بسیاری از مردم نتوانستند ثروتی برای خود بسازند و درآمد بیشتری را کسب کنند، زیرا آن‌ها پول را بدون کار می خواهند. آنچه که بسیاری از مردم نمی فهمند، این است که این فرآیند آن‌ها را به ثروت می رساند، نه پول “. تنها با یادگیری روش های کسب درآمد می توانید پول خود را افزایش دهید.

رابرت کیوساکی از جمله افرادی است که توانست مفهوم ثروتمند شدن و ورود جریان مالی به زندگی را ملموس تر و دست یافتنی تر کند. تا قبل از او هیچکس تصور کاملی از راه ثروتمند شدن نداشت.

همه ثروتمند شدن را حاصل کار زیاد و تلاش و امید و … می دانستند تا اینکه رابرت کیوساکی با کتاب ماندگار «پدر پولدار، پدر بی پول» یکبار برای همیشه، مفهوم ثروتمند شدن را ساده سازی و نقشه راهی برای ثروتمند شدن به خواننده داد.

راههای ثروتمند شدن

بخش اعظمی از مردم نمی‌دانند آنچه آنان‌را ثروتمند می‌سازد , ترازکسب درآمد است نه خود پول!

مسیر ثروت‌آفرینی از نظر رابرت کیوساکی :

  • کارمند (شما بابت ساعاتی که کار می کنید، پول دریافت می کنید)
  • خوداشتغالی (شما کار و زمان تان دست خودتان است؛ راننده تاکسی، آرایشگر، بقال)
  • کسب وکار (شما ایده و فکر تان را تبدیل به پول کردید؛ مثل پودر سوخاری KFC)
  • سرمایه گذاری (شما کاری کردید که پول شما، برای شما کار کند؛ مثل خرید سهام)

راههای پس انداز مالی

اگر تصمیم دارید ۱۰ درصد از درآمد خود را پس‌انداز کنید، این ۱۰% را جزو هزینه‌های ثابت خود قرار دهید. با این ۱۰ درصد پس‌انداز، مانند صورت حساب یا قبض رفتار نمایید.

جمع بندی این مقاله با جمله ای رابرت کیوساکی تمام می کنیم:

«زمانی که می خواهید ثروتمند شوید، نیاز دارید بدانید چه رفتاری با پول نشان دهید. پول مانند سگ دست آموزتان است، اگر بتوانید رفتار صحیحی با او نشان دهید، هر زمانی که برایش تکه چوبی پرت کنید خیلی سریع میرود و آنرا برایتان می آورد… پول هم دقیقا همینطور کار میکند.»



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.