نحوه محاسبه نسبت گردش دارایی


افراد برای اینکه نهایت استفاده را از صورتهای مالی بکنند، باید توانایی تجزیه و تحلیل مالی را از روی ارقام مندرج در صورتهای مالی داشته باشند. بنابراین در این پست این نسبتها و نحوه استفاده از آنها را به کوتاهترین شکل ممکن بیان می شود.

سرمایه در گردش چیست؟

سرمایه در گردش (Working capital)، یکی از مهم ترین شاخص های مالی به شمار می رود که با کسر بدهی های جاری شرکت از دارایی های جاری آن محاسبه می گردد. سرمایه در گردش، اغلب نقدینگی عملیاتی را در اختیار شرکت ها، سازمان ها و یا نهاد های دولتی قرار می دهد. سرمایه در گردش به مجموعه مبالغی گفته می شود که در دارایی های جاری شرکت سرمایه گذاری می گردد.

مدیریت سرمایه در گردش:

مدیریت سرمایه در گردش یعنی تعیین حجم و ترکیب منابع و مصارف سرمایه در گردش، به صورتی که باعث افزایش دارایی های سهامداران در طول زمان شود. بنابراین شرکت ها می توانند با به‌ کارگیری استراتژی های مختلف در رابطه با مدیریت سرمایه در گردش، میزان نقدینگی شرکت خود را تحت تاثیر قرار دهند که این استراتژی ها، مشخص کننده میزان ریسک و بازده آنها می باشد.

لذا می توان گفت که سرمایه در گردش معیاری است که هم برای نشان دادن میزان کارآمدی یک شرکت به کار می رود و هم نشان ‌دهنده سلامت مالی آن شرکت در کوتاه مدت می باشد.

فرمول سرمایه ‌در ‌گردش خالص:

استفاده از اقلام جاری:

بدهی های جاری – دارایی های جاری = سرمایه در‌گردش خالص

استفاده از اقلام غیر جاری:

تغییر در بدهی های نحوه محاسبه نسبت گردش دارایی بلند مدت + تغییرات در دارایی های بلند مدت – تغییر در حقوق صاحبان سهام = سرمایه در گردش خالص

مزیت نسبت سرمایه در گردش:

نسبت سرمایه در گردش (دارایی های جاری تقسیم‌ بر بدهی های جاری) مشخص می کند که آیا شرکت، دارایی های جاری و نقد شونده کافی برای پوشش بدهی های کوتاه مدت خود را دارد یا خیر.

در این خصوص می توان گفت که نسبت سرمایه در گردش کمتر از یک، نشان دهنده سرمایه در گردش خالص منفی است و میزان بدهی های جاری شرکت بیشتر از داشته های آن است و سرمایه گذاری در این شرکت ممکن است ریسک بالایی داشته باشد.

از طرفی نسبت سـرمایه در گردش بیش تر از دو به این معنی است که شرکت دارایی های جاری مازاد زیادی دارد که آنها را در دارایی هایی با بازده بالاتر سرمایه گذاری نمی کند. در واقع نسبت سرمایه در گردش بین ۱٫۲ و ۲٫۰ برای شرکت ها مناسب است. همچنین در کتاب های مالی معمولا از سرمایه در گردش به عنوان «سرمایه در گردش خالص» نیز یاد می شود.

اگر بدهی های جاری یک شرکت از دارایی های آن بیشتر باشد، ممکن است شرکت در پرداخت بدهی های کوتاه مدت خود به مشکل برخورد نماید و بدترین حالت ممکن آن ورشکستگی می باشد. در صورتی که نسبت سرمایه در گردش شرکت ها در حال کاهش باشد، در طولانی مدت می تواند زنگ خطری باشد که شرکت را به سمت بررسی عمیق تر وضعیت خود هدایت می کند.

به عنوان نمونه، ممکن است حجم فروش شرکت در حال کاهش باشد و در نتیجه، مطالبات شرکت به مرور زمان کم و کمتر شود. سرمایه در گردش همچنین نشانه بهره وری عملیاتی شرکت نیز است. دارایی که به عنوان موجودی کالا در ترازنامه شرکت گزارش شده یا پولی که شرکت از مشتریان و خریدارانش طلبکار است، نمی تواند برای پرداخت تعهدات شرکت مورد استفاده قرار گیرد.

پس اگر شرکتی بهره وری خوبی نداشته باشد، این بهره وری پایین خود را به صورت نحوه محاسبه نسبت گردش دارایی افزایش در سـرمایه در گردش نشان خواهد داد. این موضوع را می توان با مقایسه سـرمایه در گردش شرکت از دوره ای به دوره دیگر مقایسه کرد. دقت کنید که بهره وری پایین ممکن است به مشکلات اساسی در عملیات شرکت اشاره داشته باشد.

نکات مهم در مورد سرمایه در گردش:

  • اگر نسبت توضیح داده شده در بالا از یک کمتر باشد، سـرمایه در گردش منفی خواهد بود.
  • سرمایه در گردش زیاد (بیشتر از ۲) همیشه خوب نیست، بلکه ممکن است به این نکته اشاره داشته باشد که موجودی کالا بیش از حدی نگه داشته شده یا شرکت پول نقد مازاد خود را سرمایه گذاری نکرده است.
  • سرمایه در گردش می تواند نشان دهنده امکان نقدپذیری برای یک فرد یا یک کسب و کار باشد.

در پایان مطالعه مقاله آشنایی با معافیت های مالیاتی کسب و کارها به مخاطبین عزیز پیشنهاد می گردد.

سرمایه در گردش خالص: نحوه محاسبه و مثال آن

سرمایه در گردش خالص تفاوت بین دارایی های جاری یک شرکت ، مانند پول نقد ، حساب های دریافتنی (فاکتورهایی که توسط مشتریان پرداخت نشده است) و موجودی مواد اولیه و محصولات نهایی و بدهی های جاری آن مانند حساب های قابل پرداخت است.

سرمایه در گردش خالص معیاری برای کارایی عملکرد شرکت و سلامت مالی کوتاه مدت آن است. اگر دارایی های جاری یک شرکت بیش از بدهی های فعلی آن نباشد ، در این صورت ممکن است در پرداخت طلبکاران مشکلاتی پیش بیاید یا حتی ورشکست شود.

اکثر پروژه ها نیاز به سرمایه گذاری در سرمایه در گردش دارند که جریان نقدی را کاهش می دهد ، اما اگر پول خیلی کند جمع شود یا حجم فروش شروع به کاهش کند ، پول نقد نیز کاهش می یابد حساب های دریافتنی

شرکت هایی که از سرمایه در گردش به طور ناکارآمد استفاده می کنند می توانند با فشار دادن تأمین کنندگان و مشتریان ، جریان نقدی را افزایش دهند.

چیست و برای چه کاری است؟

سرمایه در گردش خالص برای اندازه گیری نقدینگی کوتاه مدت شرکت و همچنین برای ایجاد برداشت کلی از توانایی مدیریتی شرکت در استفاده بهینه از دارایی ها استفاده می شود.

همچنین می توان از سرمایه در گردش خالص برای تخمین ظرفیت رشد سریع تجارت استفاده کرد.

اگر مشاغل دارای ذخایر نقدی قابل توجهی باشد ، ممکن است پول کافی برای بالا بردن سریع تجارت را داشته باشد. در مقابل ، یک وضعیت فشرده سرمایه در گردش بسیار بعید می داند که یک شرکت توانایی مالی برای سرعت بخشیدن به سرعت رشد خود را داشته باشد.

شاخص خاص تر ظرفیت رشد زمانی است که شرایط پرداخت حساب های دریافتنی کوتاه تر از شرایط پرداختنی حساب ها باشد ، به این معنی که یک شرکت می تواند قبل از پرداخت هزینه به مشتریان خود ، از مشتریان خود پول نقد دریافت کند. تأمین کنندگان

رقم خالص سرمایه در گردش وقتی از طریق یک خط روند پیگیری می شود ، بسیار آموزنده است ، زیرا می تواند بهبود تدریجی یا کاهش مقدار خالص سرمایه در گردش را در طول زمان نشان دهد.

قابلیت اطمینان

میزان سرمایه خالص خالص به دلایل زیر می تواند بسیار گمراه کننده باشد:

خط اعتبار

یک کسب و کار ممکن است یک خط اعتباری در دسترس داشته باشد ، که به راحتی می تواند هر شکاف مالی کوتاه مدت مشخص شده در محاسبه خالص سرمایه در گردش را پرداخت کند ، بنابراین خطر واقعی ورشکستگی وجود ندارد. وقتی تعهدی باید پرداخت شود ، از خط اعتبار استفاده می شود.

یک دیدگاه دقیق تر ، بررسی خالص سرمایه در گردش با مانده مانده خط اعتباری است. اگر خط تقریباً تمام شده باشد ، احتمال بیشتری برای مشکل نقدینگی وجود دارد.

ناهنجاری ها

اگر از تاریخ خاصی شروع به اندازه گیری کنید ، اندازه گیری می تواند ناهنجاری داشته باشد که در روند کلی خالص سرمایه در گردش مشخص نشده است.

به عنوان مثال ، ممکن است یک حساب قدیمی و بزرگ پرداخت یکبار مصرف وجود داشته باشد که هنوز پرداخت نشده است و باعث می شود رقم خالص سرمایه در گردش کمتر باشد.

نقدینگی

دارایی های جاری لزوماً خیلی نقدینگی نیستند. از این نظر ، آنها ممکن است برای پرداخت بدهی های کوتاه مدت در دسترس نباشند. به طور خاص ، موجودی فقط با تخفیف زیاد می تواند بلافاصله به پول نقد تبدیل شود.

همچنین ، حساب های دریافتنی ممکن است در کوتاه مدت قابل وصول نباشند ، به خصوص اگر شرایط اعتبار بیش از حد طولانی باشد.

این یک مشکل خاص است که مشتریان بزرگ دارای قدرت چانه زنی قابل توجهی بر روی تجارت هستند. آنها ممکن است به عمد پرداخت های شما را به تأخیر بیندازند.

چگونه محاسبه می شود؟

برای محاسبه خالص سرمایه در گردش ، دارایی های جاری و بدهی های جاری در فرمول زیر استفاده می شود:

سرمایه در گردش خالص = دارایی های جاری - بدهی های جاری. بدین ترتیب:

سرمایه در گردش خالص = معادل نقدی و نقدی + سرمایه گذاری قابل توافق + حساب های بازرگانی قابل دریافت + موجودی - حساب های تجاری قابل پرداخت - هزینه های تعهدی.

از فرمول سرمایه در گردش خالص برای تعیین در دسترس بودن دارایی های نقدینگی شرکت با کسر بدهی های جاری آن استفاده می شود.

دارایی های جاری دارایی هایی هستند که در مدت زمان بیش از 12 ماه در دسترس خواهند بود. بدهی های جاری بدهی هایی هستند که در بازه زمانی 12 ماهه سررسید می شوند.

اگر رقم خالص سرمایه در گردش مثبت باشد ، این نشان می دهد که وجوه کوتاه مدت موجود از دارایی های جاری برای پرداخت بدهی های جاری بیش از سررسید پرداخت ها کافی است.

اگر این رقم به میزان قابل توجهی منفی باشد ، ممکن است کسب و کار بودجه کافی برای پرداخت تعهدات فعلی خود نداشته باشد و در معرض خطر ورشکستگی باشد.

شاخص سرمایه در گردش خالص

شاخص سرمایه در گردش (دارایی های جاری / بدهی های جاری) نشان می دهد که آیا یک شرکت دارایی های کوتاه مدت به اندازه کافی برای پوشش بدهی کوتاه مدت خود دارد.

نسبت سرمایه در گردش خوب بین 1.2 و 2.0 در نظر گرفته شده است. نسبت کمتر از 1.0 نشانگر سرمایه در گردش خالص منفی ، با مشکلات نقدینگی احتمالی است.

از طرف دیگر ، نسبت بیش از 2.0 ممکن است نشان دهد که یک شرکت از دارایی های مازاد خود برای ایجاد حداکثر درآمد ممکن به طور موثر استفاده نمی کند.

کاهش نسبت سرمایه در گردش برای تحلیل گران مالی پرچم قرمز است.

شما همچنین می توانید رابطه سریع را در نظر بگیرید. این یک تست اسید نقدینگی کوتاه مدت است. این فقط شامل پول نقد ، سرمایه گذاری های قابل فروش و حساب های دریافتنی است.

مثال

بیایید به عنوان مثال به فروشگاه خرده فروشی پائولا نگاه کنیم. او یک فروشگاه لباس زنانه دارد که دارایی ها و بدهی های جاری زیر را دارد:

وجه نقد: 10 هزار دلار

حساب های دریافتنی: 5000 دلار

موجودی کالا: 15000 دلار

حساب های قابل پرداخت: 7،500 دلار

هزینه های تعهدی: 2500 دلار

بدهی های تجاری دیگر: 5000 دلار

پائولا می تواند برای محاسبه سرمایه در گردش خالص از یک ماشین حساب استفاده کند:

سرمایه در گردش خالص = (10،000 دلار + 5،000 $ + 15،000 $) - (7،500 $ + 2،500 $ + 5،000 $)

سرمایه در گردش خالص = (30،000 $) - (15،000 $) = 15،000 $

از آنجا که دارایی های جاری پائولا بیش از بدهی های فعلی او است ، خالص سرمایه در گردش وی مثبت است. این بدان معناست که پائولا می تواند تمام بدهی های جاری خود را فقط با استفاده از دارایی های جاری پرداخت کند.

به عبارت دیگر ، فروشگاه شما در کوتاه مدت بسیار روان و از نظر اقتصادی قوی است. شما می توانید از این نقدینگی اضافی برای رونق کسب و کار خود استفاده کنید یا به لباس های اضافی لباس تبدیل شوید.

تجزیه و تحلیل صورت های مالی

استفاده کنندگان از صورتهای مالی عموما استفاده کنندگان برون سازمانی هستند(سهامداران، اعتبار دهندگان،بانکها) این اشخاص برای اینکه بهترین استفاده را از صورتهای مالی رو ببرند باید توانایی تجزیه و تحلیل صورتهای مالی (ترازنامه، سودو زیان، گردش وجوه نقد) رو داشته باشند.

روشهای تجزیه و تحلیل صورتهای مالی

  1. تجزیه و تحلیل درونی( interal analysis)
  2. تجزیه و تحلیل مقایسه ای( comparative analysis)
  3. تجزیه و تحلیل سرمایه در گردش(working capital)
  4. خطر سنجی ( risk analysis)

نسبت های مالی

نسبت های مالی معمولاً در چهار گروه زیر طبقه بندی شده اند:

  1. نسبت های نقدینگی: توانایی و قدرت پرداخت شرکت را در مورد واریز بدهی های کوتاه مدت اندازه گیری می کند.
  2. نسبت های اهرمی: تامین نیازهای مالی از طریق ایجاد بدهی را نشان می دهد. در واقع این نسبتها تعیین می‌کنند که شرکت تا چه حد نیازهای مالی خود را از منابع دیگران تامین نمودهاست .
  3. نسبت های فعالیت: درجه کارآیی شرکت را در کاربرد منابعش اندازه گیری می کند.
  4. نسبت های سود آوری: میزان موفقیت شرکت را در کسب سود و طریق تامین آن از محل درآمد، فروش و سرمایه گذاری را مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهد.

نسبت های نقدینگی(liquidity ratios )

به نسبت های که توانایی شرکت را در پرداخت بدهی های کوتاه مدت نشان می دهد گفته می شود که شامل نسبت های جاری و آنی می شود که این دو نسبت بیشتر در زمان تصفیه شرکت کاربرد دارد زیرا در روال عادی شرکت دارایی های جاری بر اساس بودجه وارد و خارج می شوند و این نسبت ها از اهمیت چندانی در تحلیل ها برخوردار نمی‌باشند.

نسبت جاری از تقسیم دارایی های جاری به بدهی های جاری بدست می آید برای این نسبت عدد ۲ مناسب می باشد

نسبت آنی هم از تقسیم دارایی های جاری منهای موجودی کالا و پیش پرداخت ها بر بدهی های جاری بدست می آید که عدد ۱ مناسب این نسبت می باشد

باز هم تاکید می شود که نسبت ها باید بر اساس سیر گذشته و سایر شرکتها تحلیل شوند و این اعداد فقط توافقی می باشد برای مثال ممکن است شرکتی دارای نسبت جاری ۲ باشد که در نگاه اول خوب ارزیابی می شود ولی در مقایسه با سالهای گذشته می بینیم که این نسبت با روندی نزولی همراه بوده است.

فرجه تدافعی :

علاوه بر آن چه که به صورت بدهی در حساب ها نشان داده می شود پرداختهای نقدی به صورت روزانه انجام می گیرند که با حسابهای بدهی ارتباطی ندارند در حالی که از لحاظ نقدینگی و کاهش آن تاثیری مشابه دارند به همین خاطر فرجه تدافعی را هم در بررسی نقدینگی شرکت محاسبه کنیم.

فرجه تدافعی از تقسیم حاصل جمع (وجه نقد + سرمایه گذاریهای کوتاه مدت + حسابهای دریافتنی) به برآورد هزینه های نقدی روزانه عملیاتی بدست می آید

نکته : در هزینه های روزانه هزینه استهلاک محاسبه نمی شود

این نسبت نشان می دهد آنچه در کوتاه مدت قابل وصول استو وجه نقد تکافوی هزینه های چند روز شرکت را می دهد.

فرجه تدافعی شرکت نمونه ۲۷ می باشد به این معنا که اگر شرکت به مدت ۲۷ روز هیچ وجه نقد ورودی نداشته باشد شرکت مخارج این مدت را بدون مشکل می تواند بپردازد.

معایب نسبت های نقدینگی :

نسبت های جاری و آنی بر اساسا انحلال شرکت بنا گذاشته شده اند یعنی فرض شده است که فعالیت واحد تجاری متوقف شده است و تمام دارایی های جاری شرکت به وجه نقد تبدیل شده باشد تا جوابگوی بدهی های جاری شرکت باشد و این در عمل مصداق پیدا نمی کند.

عیب دیگر این نسبت ها این است که به هیچ وجه در این نسبت ها گردش پولی مطرح نیست یعنی کاهش ورود وجه نقد به حساب وجه نقد و خروج نامنظم آن نحوه محاسبه نسبت گردش دارایی در نظر گرفته نشده است و تاثیر اینها بر پرداخت بدهی ها در نظر گرفته نشده است.

سومین عیب این نسبت ها این است که تاثیر حساب هایی که باعث ایجاد نقدینگی می شوند یعنی حساب های فروش و سود در نظر گرفته نشده اند.

نسبت جاری

نسبت جاری از تقسیم دارایی های جاری بر بدهی های جاری بدست می آید. این نسبت متداول ترین وسیله برای اندازه گیری قدرت پرداخت بدهی های کوتاه مدت است. زیرا از طریق آن می توان پی برد داراییهایی که در طول سال مالی به پول نقد تبدیل می گردند چند برابر بدهی هایی است که درطول سال مالی سررسید آنه فرا خواهد رسید.

کارآفرینان‌نیوز

استفاده کنندگان از این صورتهای مالی عموما استفاده کنندگان برون سازمانی هستند.

مروری بر روش های تجزیه و تحلیل نسبت های مالی

مروری بر روش های تجزیه و تحلیل نسبت های مالی

افراد برای اینکه نهایت استفاده را از صورتهای مالی بکنند، باید توانایی تجزیه و تحلیل مالی را از روی ارقام مندرج در صورتهای مالی داشته باشند. بنابراین در این پست این نسبتها و نحوه استفاده از آنها را به کوتاهترین شکل ممکن بیان می شود. برای تجزیه و تحلیل نسبت های مالی چهار روش وجود […]

مروری بر روش های تجزیه و تحلیل نسبت های مالی

افراد برای اینکه نهایت استفاده را از صورتهای مالی بکنند، باید توانایی تجزیه و تحلیل مالی را از روی ارقام مندرج در صورتهای مالی داشته باشند. بنابراین در این پست این نسبتها و نحوه استفاده از آنها را به کوتاهترین شکل ممکن بیان می شود.

برای تجزیه و تحلیل نسبت های مالی چهار روش وجود دارد:

  1. روش تجزیه و تحلیل درونی(InternalAnalysis): که شمال مقایسه اقلام مندرج در یک صورتحساب با یکدیگر است.
  2. روش نحوه محاسبه نسبت گردش دارایی تجزیه و تحلیل مقایسه ای(ComparativeAnalysis): که شامل مقایسه اقلام مندرج در صورتحسابهای چند دوره با یکدیگر است.
  3. روش تجزیه و تحلیل سرمایه در گردش(WorkingCapitalAnalysis): که شامل شناسایی عوامل موثر در تغییرات وضعیت مالی و کاهش و افزایش پول مورد نیاز موسسه است.
  4. روش تجزیه و تحلیل خطر(RiskAnalysis): که شامل سنجش خطراتی که سرمایه گذاری موسسه با آن مواجه است، می باشد.

بنابراین نسبتهای زیر برای تجزیه و تحلیل صورتهای مالی از نوع روش تجزیه و تحلیل درونی هستند.

اما برای تجزیه و تحلیل وضعیت مالی شرکتها چهار نوع نسبت مالی وجود دارد :

۱ . نسبتهای نقدینگی (Liquidity Ratios):

نشان دهنده توانایی شرکت برای پاسخگویی به تعهدات کوتاه مدت است:

نسبت جاری(Current Ratio): از تقسیم داراییهای جاری بر بدهیهای جاری بدست می آید.

هر چقدر این نسبت بزرگتر باشد، قدرت بازپرداخت بدهی جاری افزایش می یابد و طلبکاران با اطمینان خاطر بیشتر وام یا خدمات یا کالا در اختیار شرکت قرار خواهند داد. نسبت جاری به تنهایی ملاک تحلیل قرار نمی گیرد و نسبت مزبور همیشه با نسبت آنی مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد.

نسبت آنی (QuickRatio): از تقسیم داراییهای جاری منهای موجودیها بر بدهیهای جاری بدست می آید. این نسبت توانایی انجام تعهدات کوتاه مدت، با استفاده از داراییهای با نقدینگی بسیار زیاد را اندازه گیری می کند. زیرا در مقایسه با سایر داراییهای جاری، از نقدینگی کمتری برخوردارند.

این نسبت با متوسط صنعت مقایسه می شود تا تجزیه و تحلیل شود

۲ . نسبتهای اهرم مالی یا سرمایه گذاری Capitalization Ratios):

نسبتهایی که نشان دهنده توانایی نحوه محاسبه نسبت گردش دارایی شرکت برای بازپرداخت بدهیهای بلند مدت و کوتاه مدت است.

نسبت کل بدهی به ارزش ویژه(DebtRatio to NetWorth Ratio): در محاسبه این نسبت کل بدهی اعم از جاری و بلند مدت را بر ارزش ویژه تقسیم می کنند. تجاوز این نسبت از ۱۰۰ درصد حکایت از آن می کند که حقوق مالی طلبکاران برسهامداران فزونی گرفته است.

نسبت بدهی جاری به ارزش ویژه (Current Debts to NetWorth Ratio): برای بدست آوردن این نسبت بدهی جاری را برا ارزش ویژه تقسیم می کنند. هرگاه میزان این نسبت از ۸۰ درصد تجاوز کند موسسه را مبتلای به مشکلات اقتصادی تشخیص می دهند.

نسبت بدهی بلند مدت به ارزش ویژه (Long-Term Debts to NetWorth Ratio): این نسبت میزان ظرفیت وامگیری از منابع وام دهندگان را بیان می کند هر قدر این نسبت کوچک باشد، امکان اخذ وام برای موسه بیشتر خواهد شد.

نسبت دارایی ثابت به ارزش ویژه (Fixed Asset to Net Worth Ratio): از تقسیم دارایی ثابت خالص بر ارزش داراییهای مشهود حاصل می شود. معمولا حد بالای این نسبت را در صنایع ۱۰۰ درصد و در سایر موسسات تجاری ۷۵ درصد می دانند.

نسبت توان پرداخت بهره: از تقسیم سود قبل از بهره و مالیات (EBIT) بر بهره بدست می آید. این نسبت معرف قدرت شرکت در پرداخت بهره از محل سود شرکت است.

۳ . نسبتهای فعالیت (Activity Ratios):

این نسبتها، کاربرد منابع مالی یا داراییهای در اختیار مدیران را نشان می دهند.

نسبت دوره وصول مطالبات (Receivables CollectionPeriod): معیار اندازه گیری مدت زمان لازم برای جمع آوری وجه نقد حاصل از فروش مشتریان است. ابتدا فروش خالص سالانه را بر ۳۶۵ روز سال تقسیم کرده و متوسط فروش روزانه را به دست می آوریم. سپس جمع مطالبات را اعم از حسابها و اسناد دریافتنی ( ولو این که تنزیل شده باشند) بر متوسط فروش روزانه تقسیم نموده و حاصل را حاکی از چگونگی وصول مطالبات می دایم. عده بسیاری معتقدند که دوره وصول مطالبات نباید ده تا پانزده روز بیشتر از مهلتی باشد که معمولا در فروش کالا به نسیه اعطا می شود. در مقایسه دوره وصول مطالبات شرکتها مسلما می باید اختلاف شرایط فروش آنان را از لحاظ مهلتهایی که در فروش قائل می شوند، در نظر گرفت.

نسبت دوره گردش کالا و دفعات گردش کالا (inventory Cycle Ratio) :برای محاسبه دفعات گردش کالا، اطلاعات لازم از صورتحساب سود وزیان (عملکرد سود و زیان) استخراج می شود. موجودی کالای اول دوره و موجودی کالای پایان دوره و بهای تمام شده کالای فروش رفته اطلاعاتی هستند که لازم می باشند. ابتدا از تقسیم مجموع موجودی کالای اول و آخر دوره بر عدد دو، میانگین کالا را مشخص می کنند و سپس بهای تمام شده کالای فروش رفته را بر متوسط موجودی کالا تقسیم می کنند نحوه محاسبه نسبت گردش دارایی تا دفعات گردش کالا معین شود. از تقسیم نمودن ۳۶۵ روز بر دفعات گردش کالا، دوره گردش کالا حاصل می گردد.

دوره گردش عملیات (OperatingCycle): موسسات فروشنده کالا دو نوع هستند. نوع اول موسساتی هستند که کالا را از منابع دیگر خریداری و به مشتری عرضه می کنند که این موسسات صرفا بازرگانی یا تجاری هستند. در این قبیل موسسات دوره گردش عملیات عبارتست از مجموع دوره گردش کالا و دوره وصول مطالبات.

دوره گردش عملیات در موسسات تجارتی= دوره گردش کالا + دوره وصول مطالبات

دسته دوم موسسات فروشنده کالا، موسساتی هستند که کالاها را راسا می سازند و سپس می فروشند که به آنها تولیدی می گویند. دوره گردش عملیات در این موسسات بایستی شامل مدت زمانی که کالا ساخته می شود نیز باشد.

دورگردش عملیات در موسسات تولیدی= دوره ساخت کالا + دوره گردش کالا + دوره وصول مطالبات

نسبت فروش کا لا یا گردش موجودی کالا(Inventory Turnover Ratio) : این نسبت را از تقسیم فروش خالص بر موجودی کالا به میزانی که در ترازنامه پایان سال منعکس است، بدست آورده اند. گرچه این نسبت را نمی توان حاکی از گردش واقعی کالا محسوب داشت زیرا صورت و مخرج کسر متناجس نیستند ولی مقایسه آن با شرکتهای مشابه زمینه ای را برای اظهار نظر پدید می آورد.

نسبت کالا به سرمایه در گردش (Inventory to WorkingCapital Ratio): برای بدست آوردن این نسبت موجودی کالا بر سرمایه در گردش تقسیم شده است و نتیجه را مقیاسی برای سنجش میزان موجودی کالا و کم و زیاد بودن آن محسوب داشته اند. معمولا این نسبت نباید از ۸۰ درصد نحوه محاسبه نسبت گردش دارایی تجاوز کند.

نسبت گردش سرمایه جاری (WorkingCapital Turnover) : نسبت گردش سرمایه جاری یا سرمایه در گردش بیان کننده چگونگی استفاده از سرمایه جاری در امر خرید و فروش کالا یا در مسیرهای اصلی شرکت است. نسبت مزبور در مقایسه با همین نسبت در سالهای قبل مورد تحلیل قرار می گیرد. برای تعیین نسبت گردش سرمایه جاری بایستی فروش خالص را بر سرمایه در گردش تقسیم کنند تا نسبت گردش سرمایه جاری معین گردد.

دوره بازپرداخت بستانکاران (Accounts Payable Turnover Period): دوره پرداخت به بستانکاران برای برنامه ریزی و بودجه بندی پرداخت به بستانکاران در هر ماه و میزان وجه نقدی که شرکت باید هر ماه برای پرداخت به بستانکاران فراهم سازد، به کار می رود. ضمنا بستانکاران نیز محاسبه تاریخ دریافت طلب خود از شرکت را پیش بینی می کنند. برای محاسبه بایستی ایام یکسال را بر دفعات پرداخت به بستانکاران تقسیم کنند و برای تعیین دفعات بازپرداخت به بستانکاران بایستی قیمت تمام شده کالای خریداری شده دوره را بر متوسط بستانکاران تقسیم کنند و برای تعیین متوسط بستانکاران، مجموع مانده حسابهای پرداختنی تجاری و اسناد پرداختنی تجاری یا بستانکاران تجاری را در ابتدا و پایان دوره مالی را بر دو تقسیم نحوه محاسبه نسبت گردش دارایی می نمایند.

۴ . نسبتهای سودآوری (Profitability Ratios):

بازده سرمایه در گردش (Return onWorking Capital): می دانیم سرمایه در گردش ما به التفاوت دارایی جاری وبدهی جاری اطلاق می شود و حاکی از مبلغی است که می توان آن را برای تامین هزینه های روزمره و همچنین تهیه مواد اولیه و کالا مورد استفاده قرار داد. این نسبت از تقسیم سود خالص ( پس از وضع مالیات ) بر سرمایه در گردش بدست می آید.

نسبت بازده فروش (Return onSale): سود خالص پس از وضع مالیات را تعیین و آن را بر فروش خالص تقسیم کرده اند. بازده فروش را مقیاس سودآوری محسوب و با نسبت بازده ارزش ویژه مرتبط می دانند.

نسبت بازده ارزش ویژه(Return onNet Worth Ratio): ارزش ویژه به معنی اعم آن یعنی حقوق صاحبان سهام که از کم کردن بدهیها از کل داراییهای به دست آمده است، البته موسسات داراییهای نامشهود را هم از آن می کاهند تا ارزش ویژه داراییهای مشهود بدست آید. آنگاه سود خالص (پس از وضع مالیات) را بر ارزش ویژه داراییهای مشهود، که به شرح بالا بدست امده، تقسیم کرده، حاصل را بازده ارزش ویژه نامیده است. اگر نتیجه را در ۱۰۰ ضرب کنیم درصد بازده ارزش ویژه بدست می آید.

از نقطه نظر صاحبان سهام این نسبت اهمیت بسیاری دارد. بطور کلی عده ای عقیده دارند بازده صد در صد را برای ارزش ویژه می توان قابل قبول دانست زیرا سود سهام و رشد سرمایه در گردش را تا حدودی تامین می نماید. مسلما تورم، به تناسب افزایش شاخص هزینه زندگی و یا در واقع کاهش قدرت خرید پول، از اعتبار این ضابطه می کاهد.

درصد بازده دارایی (percentageReturn on Assets): این درصد برای سنجش بازدهی داراییها و یا در واقع برای بکارگیری داراییها جهت کسب و کار مورد استفاده قرار می گیرد و در واقع شاخص نهایی برای سنجیدن استفاده بهینه از داراییها می باشد. تفاوت این در صد و درصد بازده ارزش ویژه، میزان سود آوری بدهیها یا سود آوری اهرمی نامیده می شود. برای تعیین درصد بازده داراییها، سود ویژه را بر جمع داراییها به صورت خالص تقسیم نموده و در عدد ۱۰۰ ضرب می کنند

نسبت های مالی را به چهار گروه کلی می توان طبقه بندی کرد :

۱) نسبت های نقدینگی : به نسبت هایی اطلاق می شوند که توانایی واحد تجاری را در واریــــز بدهی های کوتاه مدت نشـــــان می دهد. مهمترین این نسبت ها عبارتند از : نسبت جاری و نسبت آنی

۲)نسبت های فعالیت : این نسبت ها کارایی مدیران را در کاربرد دارایی ها ( منابع مالی در اختیار مدیران ) نشان می دهند.یا به عبارت دیگر می توان درجه کارایی شرکت را از نظر استفاده موثر از منابع تعیین کرد.

هر کسری که در صورت آن مبلغ فروش واحد تجاری یا بهای تمام نحوه محاسبه نسبت گردش دارایی شده کالای فروش رفته قرار داشته باشد و در مخرج آن یکی از اقلام ترازنامه قرار بگیرد را می توان نسبت فعالیت نامید.

مهمترین نسبت های فعالیت عبارتند از دوره وصول مطالبات ، نسبت گردش کالا ، نسبت کالا به سرمایه در گردش و نسبت گردش سرمایه جاری.

۳) نسبت های سرمایه گذاری : این نسبت ها نشان می دهند که هر گاه واحد تجاری زیان به بار بیاورد و کار به تصفیه بکشد ، تا چه اندازه طلبکاران ووام دهندگان به آن واحد تجاری به مطالبات خود می رسند. همچنین این نسبت ها طرز ترکیب سرمایه شرکت را به معنی آن که کلیه منابع مالی را در بر می گیرد نشان می دهد.

این نسبت ها خود به دو دسته کوچکتر تقسیم می شوند :

نسبتی که در آن میزان سرمایه گذاری در دارایی ثابت سنجیده می شود

نسبت هایی که رابطه منابع مالی مورد استفاده واحد تجاری را از لحاظ بدهی های جاری و بلند مدت با ارزش ویژه تعیین می کنند که در واقع به این دسته نسبت های بدهی یا اهرمی گفته می شود.

۴) نسبت های سود آوری : این نسبت ها مـــیزان موفقیت واحد تجاری را در کسب ســـود نشان می دهند. که مهمترین آن عبــــارتند از :بازده فروش ، بازده دارایی ، بازده سرمایه در گردش و …

نسبت های نقدینگی

این نسبت ها از مقایسه دارایی های جاری یا اقلام تشکیل دهنده آن با بدهی جاری بدست می آیند و بیشتر به صورت عدد و یا درصد نشان داده می شوند.

نسبت جاری

نسبت جاری از تقسیم مجموع دارایی های جاری بر مجموع بدهی های جاری بدست می آید.این نسبت نشان می دهد که در مقابل هر یک ریال بدهی جاری چه میزان دارایی جاری وجود دارد.

اهمیت این نسبت از توجه به تعریف دارایی جاری و بدهی جاری روشن می شود. دارایی جاری آنچه را که در مدتی کوتاه که معمولا کمتر از یک سال است به صورت نقد در اختیار واحد تجاری قرار می گیرد نشان می دهد و بدهی جاری مبالغی را که باید از محل دارایی جاری تامین و در کوتاه مدت پرداخت گردد نشان می دهد.

در گذشته عدد ۲ را برای این نسبت مهم در نظر می گرفتند اما اکنون بدون توجه به ترکیب اقلام مختلف دارایی جاری و در نظر نگرفتن این نسبت در طی چند سال گذشته ، این نسبت را بی معنی می دانند. به طور کلی می توان گفت هر اندازه نسبت جاری شرکت بزرگتر باشد ، آن شرکت در پرداخت بدهی های جاری با مشکل کمتری مواجه خواهد بود یا به عبارت دیگر بستانکاران تامین بیشتری خواهند داشت.

در تفسیر نسبت جاری باید به نوسانات آن در طول مدت ، توجه داشت. زیرا امکان دارد که شرکت ها در پایان سال مالی با حساب آرایی و واریز موقت بعضی از اقلام بدهی و برگشت این اقلام در اوایل سال بعد این حساب را بهتر جلوه دهند.

نسبت آنی

مشکل بزرگی که در نسبت جاری وجود دارد این است که این نسبت از لحاظ نقدینگی همه اقلام دارایی جاری را یکسان در نظر می گیرد. در صورتی که از نظر نقدینگی دارایی جاری را به دو دسته می توان تقسیم کرد :

  1. آنچه نقد و یا در حکم نقد است .مانند وجه نقد و بانک و حسابها و اسناد دریافتنی . که به این دسته دارایی های آنی گفته می شود.
  2. گروهی که از طریق فروش به نقد تبدیل می شوند . مانند موجودی های جنسی اعم از مواد و کالا.

با توجه به تعاریف بالا می توان دریافت که دارایی آنی بیشتر از موجودی کالا می تواند در تامین طلب بستانکاران محور اتکا قرار گیرد.بنابراین از نسبت دیگری به نام نسبت آنی استفاده شده است که در این نسبت همه اقلام دارایی جاری به جز موجودی کالا را منظور می کنند.

نسبت آنی از تقسیم دارایی آنی بر بدهی جاری بدست می آید. این نسبت بدین مفهوم است که در مقابل یک ریال بدهی جاری ، یک ریال دارایی جاری آن هم به صورت نقد و یا حساب قابل وصول نحوه محاسبه نسبت گردش دارایی و تبدیل به نقد در مدتی کوتاه وجود دارد. نسبت آنی شرکت ها باید برابر با ۱ و یا بیشتر از آن باشد تا شرکت بتواند از محل دارایی های آنی بدهی های جاری خود را بپردازد. استدلال تحلیلگرانی که استاندارد نسبت آنی را ۱ می دانند این است که این عدد مرز بین قدرت نقدینگی کافی و قدرت نقدینگی ناکافی شرکت است.

این نسبت یکی از مفید ترین نسبت هاست. وبه وضوح نشان می دهد که آن قسمت از دارایی جاری که از لحاظ ارزش ، ثـــبات بیشتری دارد و احتمال کاهش در آن کمتر است تا چه میزان می تواند پشتوانه طلبکاران کوتاه مدت قرار گیرد.

جزئیات خبر

نسبت‌های اهرمی که به آن‌ها نسبت‌های سرمایه‌گذاری هم گفته می‌شود، منعکس‌کننده توانایی شرکت در انجام تعهدات بلندمدت و میان‌مدت خود است ومیزان منابع مالی شرکت برای تسویه بدهی‌ها و حقوق صاحبان سهام را بررسی می‌کند.

در حقیقت تحلیل‌گران برای بررسی توان بازپرداخت بدهی‌های شرکت در زمان سررسیدشان، از این نسبت‌ها استفاده می‌کنند. این نسبت‌ها میزان تأمین مالی شرکت را از منابع خارجی(از محل بدهی)، نشان می‌دهد. از آن جمله می‌توان به وجوهی که توسط سهام‌داران تأمین می‌شود یا وجوهی که از طریق وام به دست می‌آید، اشاره کرد. همچنین با استفاده از نسبت‌ها می‌توان فهمید که شرکت برای پرداخت بدهی‌های خود به تأمین مالی اضافی می‌پردازد یا تلاش می‌کند سررسید بدهی‌ها را تمدید نماید.

اهمیت نسبت‌های اهرمی

ازآنجاکه نسبت‌های اهرمی به بررسی نحوه تأمین بدهی‌ها و ارزیابی توان پاسخگویی شرکت به این بدهی‌ها می‌پردازد، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار هستند. ازجمله عواملی که سبب توجه تحلیل‌گران به این گروه از نسبت‌ها شده است، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

_ با توجه به اینکه این نسبت‌ها میزان سرمایه‌ای که توسط سهام‌داران تأمین‌شده را مورد ارزیابی قرار می‌دهد، ازنظر اعتباردهندگان به شرکت، حائز اهمیت است.

_ ازآنجاکه این نسبت‌ها کافی بودن درآمد شرکت(فروش) را برای پوشش هزینه‌های بدهی ازجمله هزینه بهره و سایر هزینه‌های ثابت مالی ، بررسی می‌کند موردتوجه سهام‌داران اصلی است.

_ درصورتی‌که شرکت سرمایه‌گذاری‌های مطلوبی نحوه محاسبه نسبت گردش دارایی از محل بدهی‌های خود و بازده این سرمایه‌گذاری‌ها از هزینه بهره شرکت بیشتر باشد، می‌توان گفت فعالیت‌های شرکت سبب افزایش ثروت سهامداران شده است.

_ با بررسی ساختار سرمایه شرکت و تعیین میزان بدهی آن، می‌توان گفت در زمان رکود یا رشد اقتصادی وضعیت سودآوری شرکت چگونه است. به‌عنوان مثال شرکتی که بدهی کمتری در ساختار سرمایه دارد، در زمان رکود زیان کمتر و در زمان رونق نیز سود کمتری خواهد داشت.

نسبت‌های سرمایه‌گذاری

برخی از مهم‌ترین نسبت‌های اهرمی عبارت‌اند از:

  • نسبت بدهی
  • نسبت کل بدهی‌ها به حقوق صاحبان سهام
  • نسبت حقوق صاحبان سهام به دارایی‌های ثابت
  • نسبت کل بدهی به ارزش ویژه
  • نسبت بدهی جاری به ارزش ویژه
  • نسبت بدهی بلندمدت به ارزش ویژه
  • نسبت مالکانه
۱-نسبت بدهی:

نسبت بدهی نشان‌دهنده اهمیت و نقش بدهی‌های جاری و بلندمدت در تأمین کل دارایی‌های شرکت است و بیان می‌کند چه میزان از دارایی‌های کل شرکت از محل بدهی‌ها تأمین‌ شده است.

نحوه محاسبه نسبت:

برای محاسبه این نسبت کافی است مجموع بدهی‌های شرکت را بر مجموع دارایی‌های آن تقسیم کنیم. به‌منظور بیان این نسبت به‌صورت درصد، عدد به‌دست آمده را در عدد ۱۰۰ ضرب می‌نماییم.

نسبت بدهی

تجزیه و تحلیل نسبت:

نسبت بدهی، موردتوجه اعتباردهندگان شرکت قرار دارد. بالا بودن نسبت بدهی به این معنا است که شرکت برای تأمین منابع موردنیاز خود، از منابع مالی خارج از شرکت بهره‌مند می‌شود. درنتیجه بستانکاران و وام‌دهندگان مثل بانک‌ها ترجیح می‌دهند نسبت بدهی شرکت کمتر باشد زیرا افزایش این نسبت، افزایش ریسک شرکت را به‌همراه خواهد داشت. بنابراین نسبت بدهی، شاخص و معیار سنجش ریسک مالی شرکت محسوب می‌شود.

۲-نسبت دارایی ثابت به ارزش ویژه:

این نسبت نشان می‌دهد چه مقدار از ارزش ویژه شرکت صرف خرید دارایی‌های ثابت شده است.

نحوه محاسبه نسبت:

برای محاسبه این نسبت، مجموع دارایی‌های ثابت شرکت را بر ارزش ویژه آن تقسیم می‌کنیم.

نکته: همان‌طور که در مطالب پیشین بیان شد، ارزش ویژه شرکت برابر با حاصل تفاضل بدهی‌های شرکت از دارایی‌های آن است.

نسبت دارایی ثابت به ارزش ویژه

تجزیه و تحلیل نسبت:

پایین بودن نسبت دارایی ثابت به ارزش ویژه، به این معنی است که بخش کمی از ارزش ویژه شرکت صرف خرید دارایی ثابت آن شده است. درنتیجه نقدینگی شرکت بالا بوده و توانایی پرداخت بدهی های جاری خود را خواهد داشت.

۳-نسبت کل بدهی به ارزش ویژه:

این نسبت به بررسی و مقایسه وضعیت بستانکاران(اعتباردهندگان) در مقابل صاحبان سهام شرکت می‌پردازد و قدرت بستانکاران شرکت را در مقایسه با صاحبان سهام نشان می‌دهد.

نحوه محاسبه نحوه محاسبه نسبت گردش دارایی نسبت:

برای محاسبه این نسبت مجموع بدهی‌های شرکت که نشان‌دهنده قدرت بستانکاران است را بر ارزش ویژه آن که نشان‌دهنده قدرت صاحبان سهام است، تقسیم می‌کنیم.

نسبت کل بدهی به ارزش ویژه

نکته: همان‌طور که در مطالب پیشین بیان شد، ارزش ویژه شرکت برابر با حاصل تفاضل بدهی‌های شرکت از دارایی‌های آن است.

تجزیه و تحلیل نسبت:

ازآنجایی‌که پایین بودن نسبت بدهی به ارزش ویژه برای شرکت ریسک مالی کمتری را در بردارد، وام‌ و اعتباردهندگان ترجیح می‌دهند این گروه از نسبت‌ها مقادیر کم‌تری داشته باشد. علاوه بر این هر چه تآمین سرمایه شرکت توسط صاحبان سهام افزایش یابد، به‌دنبال آن نسبت مالکانه و کنترل صاحبان سهام آن افزایش خواهد یافت و این به معنای هزینه بهره وام کمتر برای شرکت است.

به‌عنوان مثال اگر نسبت کل بدهی به ارزش ویژه برابر با ۲ باشد، به این معناست که شرکت برای تأمین دارایی‌های مورد نیاز خود، ۲ برابر بیش‌تر از منابع خارجی استفاده کرده است. بالا بودن این نسبت به معنای بیش‌تر بودن حقوق مالی بستانکاران نسبت به سهامداران است و همچنین در ساختار سرمایه شرکت، از بدهی بیشتر استفاده شده است.

۴-نسبت بدهی جاری به ارزش ویژه:

نسبت بدهی جاری به ارزش ویژه، همان‌طور که از عنوان آن مشخص است، ارتباط بین بدهی‌های جاری شرکت را با ارزش ویژه بیان می‌کند.

نحوه محاسبه نسبت:

برای محاسبه این نسبت باید مجموع بدهی‌های جاری شرکت را بر ارزش ویژه آن تقسیم کنیم.

نکته: همان‌طور که در مطالب پیشین بیان شد، ارزش ویژه شرکت برابر با حاصل تفاضل بدهی‌های شرکت از دارایی‌های آن است.

نسبت بدهی جاری به ارزش ویژه
تجزیه و تحلیل نسبت:

_ ازآنجایی‌که بدهی‌های جاری(کوتاه‌مدت) شرکت از محل دارایی‌های جاری آن تأمین می‌شوند، این دسته از بدهی‌ها می‌توانند نقدینگی شرکت را تحت فشار قرار دهند. از سوی دیگر سرمایه در گردش شرکت برابر با حاصل تفاضل بدهی‌های جاری از دارایی‌های جاری شرکت است، درنتیجه رشد بدهی‌های کوتاه‌مدت(جاری) منجر به کاهش سرمایه در گردش شرکت می‌شود.

_ بدهی‌های کوتاه‌مدت، نرخ بهره بالاتری نسبت به سایر بدهی‌ها دارند در نتیجه بالا بودن نسبت بدهی جاری به ارزش ویژه نشان‌دهنده بالا بودن بدهی‌های جاری است و این موضوع می‌تواند باعث کاهش قدرت اهرمی این بخش از بدهی‌ها ‌شود.

_ بالا بودن نسبت بدهی جاری به ارزش ویژه یا روند رو به رشد آن، نشان‌دهنده الزام مدیریت به بازنگری در ساختار سرمایه شرکت است.

۵-نسبت بدهی بلندمدت به ارزش ویژه:

این نسبت‌ ارتباط بین بدهی‌های بلندمدت که سررسیدی بیشتر از یک سال دارند را با ارزش ویژه شرکت بررسی می‌کند.

نحوه محاسبه نسبت:

برای محاسبه این نسبت باید مجموع بدهی‌های بلندمدت شرکت را بر ارزش ویژه آن تقسیم کنیم. این نسبت معمولاً به‌صورت درصد بیان شده و در پایان محاسبه، عدد به‌دست‌آمده را در عدد ۱۰۰ ضرب می‌نماییم.

نسبت بدهی بلندمدت به ارزش ویژه

۶-نسبت مالکانه:

نسبت مالکانه بیان می‌کند چه میزان از دارایی‌های شرکت متعلق به سهامداران است. این نسبت به‌صورت درصد بیان شده و نشان‌دهنده اهمیت سهام‌داران در تأمین دارایی‌های شرکت است.

نحوه محاسبه نسبت:

برای محاسبه این نسبت باید ارزش ویژه شرکت را در مقابل کل دارایی‌های آن قرار دهیم. به این منظور ارزش ویژه را بر مجموع دارایی‌های شرکت تقسیم کرده و در عدد ۱۰۰ ضرب می‌نماییم.

نسبت مالکانه

تجزیه و تحلیل نسبت:

هر چه نسبت مالکانه شرکت بیشتر باشد، میتوان نتیجه گرفت شرکت به تعهدات خود پایبندتر است. از سوی دیگر بالا بودن این نسبت نشان‌دهنده این است که شرکت از اهرم مالی استفاده چندانی نمی‌کند.

نسبت مالکانه پایین می‌تواند نشان‌دهنده این باشد که شرکت بخش عمده‌ای از سرمایه خود را از محل اعتبارات تأمین کرده و این امر سبب ایجاد ریسک مالی برای آن شده است.

۷-نسبت حقوق صاحبان سهام به کل بدهی‌ها:

این نسبت معیار مناسبی جهت ارزیابی ادعای حقوق صاحبان سهام و اعتباردهندگان به شرکت است. نسبت مورد بررسی، نشان‌دهنده وزن حقوق صاحبان سهام به کل وام‌ها و اعتباراتی است که شرکت دریافت کرده است.

نحوه محاسبه نسبت:

برای محاسبه این نسبت، باید کل حقوق صاحبان سهام را بر کل بدهی‌های شرکت تقسیم کنیم.

نکته: همان‌طور که در مطالب پیشین بیان شد، ارزش ویژه شرکت برابر با حاصل تفاضل بدهی‌های شرکت از دارایی‌های آن است.

نسبت حقوق صاحبان سهام به کل بدهی

تجزیه و تحلیل نسبت:

بالا بودن این نسبت نشان‌دهنده حقوق بیشتر سهام‌داران اصلی نسبت به اعتباردهندگان شرکت است. از سوی دیگر افزایش حقوق صاحبان سهام به‌کل بدهی‌ها، آسیب‌پذیری شرکت را نسبت به ورشکستگی و مخاطرات اقتصادی کاهش می‌دهد.

۸-نسبت حقوق صاحبان سهام به‌کل دارایی‌های ثابت:

نسبت حقوق صاحبان سهام به‌کل دارایی‌های ثابت، میزان نقش سهامداران را در تأمین مالی برای خرید دارایی‌های ثابت نشان می‌دهد. لازم به ذکر است این نسبت به‌صورت درصد بیان می‌شود.

نحوه محاسبه نسبت:

برای محاسبه این نسبت باید مجموع حقوق صاحبان سهام شرکت را بر مجموع دارایی‌های ثابت تقسیم کرده و در عدد ۱۰۰ ضرب نماییم.

نسبت حقوق صاحبان سهام به کل دارایی ثابت

بالا بودن نسبت حقوق صاحبان سهام به دارایی ثابت، به این معناست که بخش عمده دارایی‌های ثابت شرکت، توسط سهامداران آن تأمین‌شده است و شرکت در شرایط سخت، ساختار مالی مستحکم‌تری دارد.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.