معامله‌گری بر اساس خطوط مقاومت


کارگزاری فارابی

معامله‌گری بر اساس خطوط مقاومت

شما از یک مرورگر منسوخ شده استفاده می کنید. لطفا مرورگر خود را ارتقا دهید تا کیفیت را تجربه کنید.

  • مجموعه انیمیشن های اصول موفقیت از ری دالیو
  • فیلم آموزشی مهندسی ذهن و روانشناسی معامله گری توسط سعید مرادیان
  • دوره مربیگری پرایس اکشن به سبک ICT توسط مایکل هادلستون
  • فیلم آموزشی تورم و معامله گری در فارکس توسط مهدی متین
  • فیلم آموزشی اقتصاد کلان کاربردی در بازارهای جهانی با علی اسلامی
  • فیلم آموزشی مفاهیم مدیریت سرمایه در بازارهای مالی با کمیل آزادیان
  • فیلم آموزشی ارزهای دیجیتال و بلاکچین توسط نیکا پورمند
  • کتاب صوتی ۴۵ سال در وال استریت با ترجمه همایون فرزانه
  • فیلم آشنایی با مفاهیم بورس تهران توسط سعید نجفی
  • فیلم آموزشی تحلیل تکنیکال مقدماتی توسط محمد رضوانی

اصطلاحات تحلیل تکنیکال

واژه لاتین توضیحات
روند Trend روند زمانی تشکیل می‌شود که تغییرات نرخ به صورت مداوم در یک مسیر به وقوع می‌پیوندد. در صورتیکه آن مسیر صعودی باشد این روند را صعودی گویند. و درصورتی که آن مسیر نزولی باشد این روند را نزولی گویند. در روند صعودی دارای کفها و سقفهای بالاتر و در روند نزولی کفها و سقفهای پایین تر داریم.
خط روند Trend line خط روند از اتصال حداقل دو دره کف یا دو قله سقف به یکدیگر ساخته میشود. در روند صعودی از اتصال دره ها و در روند نزولی از اتصال قله ها. (هر چه تعداد نقاط اتصال بیشتر باشد خط روند معتبر تر است)
روند نزولی Down trend به روندی نزولی گفته میشود که در آن کف ها و سقف های پایین تر از قبل تشکیل میشود.
روند صعودی Up trend به روندی صعودی گفته میشود که در آن کف ها و سقف های بالاتر ساخته میشوند.
کانال Channel محصور کردن نوسان قیمت در یک چهارچوب و کانال
چارت Chart نموداری که معامله‌گری بر اساس خطوط مقاومت معامله‌گری بر اساس خطوط مقاومت در بازارهای مالی برای ثبت نوسان قیمت بکار می رود. که دارای دو بخش زمان و قیمت می باشد.
ضرر Loss
حد ضرر Stop Loss به میزان ضرری که شما برای یک معامله در نظر می گیرید. مثلا سهامی را خریده اید و برای خود مشخص می کنید که ضرر من در این خرید نهایت ده درصد خواهد بود یا مثلا ضرر من در این معامله فلان میزان خواهد بود و اجازه ضرر بیشتر نمی دهم و معامله را با ضرر می بندم. هدف از داشتم حد ضرر یا حد توقف زیان این است که از ضرر بیشتر جلوگیری کنید.
هدف Target به معنای هدف می باشد. مثلا شما سهامی را در قیمت 200 تومان میخرید و پیش بینی می کنید که به قیمت 300 تومان خواهد رسید. این 300 تومان می شود هدف قیمتی یا تارگت شما.
حد سود Take Profit به اختصار(TP=Take Profit) هم گفته می شود و به معنای این است هنگامی که وارد معامله ای می شویم و آن معامله در جهت دلخواه ما پیش میرود، باید قیمتی را برای خارج شدن از آن معامله با سود در نظر بگیریم که به این قیمت حد سود یا تیک پروفیت گفته می شود.
خرید Long به معنای ورود و بازکردن معامله خرید است (شخص در این معامله از افزایش قیمت ها نفع میبرد)
فروش Short به معنای ورود و بازکردن معامله فروش است (شخص در این معامله از کاهش قیمت ها نفع میبرد)
خرید Buy به معنای آفست شدن و تسویه حساب از معامله فروش قبلی است (یعنی شخصی از قبل پوزیشن short باز کرده و اکنون قصد بستن و کلوز این پوزیشن را دارد)
فروش Sell به معنای آفست شدن و تسویه حساب از معامله ی خرید قبلی است (یعنی شخصی از قبل پوزیشن Long باز کرده و اکنون قصد بستن و کلوز این پوزیشن را دارد)
اشباع خرید Overbought به بازاری اطلاق می شود که در آن سرعت افزایش بهای ارزیا سهام بیش از میزان معمول است وامکان تغییر حالت وجود دارد.(خریداران به نهایت قدرت رسیده اند)
اشباع فروش Oversold به بازاری اطلاق می شود که در آن کاهش بهای ارز یا سهام با سرعتی بیش از میزان معمول صورت گرفته وامکان تغییر حالت وجود دارد.(فروشندگان به نهایت قدرت رسیده اند)
ماشه (تریگر) Trigger به آرایشی از قیمت گفته میشود که شما بعد از رویت آن تصمیم می گیرد وارد معامله ی خرید یا فروش شوید. مثلا شکست خط روند، شکست یک محدوده مقاومتی یا حمایتی، فتح یا شکست قله یا دره قبلی و …. (تریگر به معنای خیلی ساده یعنی رویت شواهد و نشانه هایی برای ورود به یک معامله)
حمایت Support به محدوه ای از قیمت گفته می شود که به هر دلیلی مانع ریزش و ادامه سقوط قیمت می شود. در سطوح حمایت عرضه ها کاهش و تقاضا زیاد می شود
مقاومت Resistance به محدوه ای از قیمت گفته می شود که به هر دلیلی مانع افزایش و رشد قیمت می شود و سدی برای قیمت محسوب می شود. در سطوح مقاومت عرضه بر تقاضا پیشی می گیرد.
پیوت Pivot پیوت یکی از تعاریف کلیدی تحلیل تکنیکال می باشد و به معنای نقاط چرخش و تغییر در نمودار قیمتی است در اصل به نقاطی اطلاق می شود که نمودار دچار تغییر مسیر می شود (به بیان ساده تر نقاطی که قله ها و دره های قیمتی را میسازد). پیووت ها دو نوع هستند مینور و ماژور. در پیوت مینور تغییر اندک و در نوع ماژور تغییر زیاد است.
سووینگ Swing در لغت به معنای موج و چرخش می باشد و در اصطلاح بازارهای مالی یک واژه لاکچری هست مترادف با پیوت (high و low)
های و لو Lowو High به همان قله ها و دره های قیمتی گفته می شود که نمودار دچار چرخش و تغییر مسیر شده. این چرخش ها می تواند در مقیاس کوچک (کم اهمیت) یا در مقیاس بزرگ (پر اهمیت) باشد.
سوپلای و دیماند Supply & Demand سوپلای به معنی محل عرضه و دیماند در بازار به معنی محل تقاضا میباشد.
پیوت لاین Pivot line خطوطی هستند که بر اساس محاسبات و فرمول های خاصی روی چارت بصورت افقی رسم می شوند و می توان از آنها برای خطوط حمایت و مقاومت استفاده کرد. پیوت لاین ها بر اساس نوع فرمولی که ساخته می شوند انواع مختلفی دارند از جمله : پیوت استاندارد، پیوت فیبوناچی، پیوت دیمارک، پیوت وودی و کامریلا
نکته: پیوت لاین با نقاط پیوت که به معنای قله و دره هست تفاوت دارد.
معامله Trade معامله کردن، تجارت کردن،دادوستد کردن یک محصول تجاری (کالا،سهام و ارز)
معامله گر Trader تریدر به شخصی گفته مشود که اقدام به خرید و فروش در بازارهای مالی می کند.
پولبک Pullback پولبک (در لغت یعنی برگشت به عقب) یا بوسه خداحافظی به برگشت قیمت به سطح مهم قبلی به منظور قدرت گرفتن برای ادامه حرکت گفته میشود (مثلا اگر خط روندی شکسته شود و قیمت بعد از کمی دور شدن از خط روند در حرکت اصلاحی خود به خط روندش سری بزند و برگردد به آن پولبک گفته میشود.)
بازار خرسی Bear Market اصطلاحا به بازاری گفته میشود که نزولی و کاهشی است (خرس نماد بازار نزولی است)
بیریش Bearish که از ریشه کلمه bear به معنی خرس است و یعنی بازار نزولی است
بازار گاوی Bull Market اصطلاحا به بازار صعودی گفته میشود (گاو نر نماد بازار صعودی است)
بولیش Bullish از ریشه کلمه bull به معنی گاو نر می‌آید و یعنی بازار صعودی است.
شکست به بیرون Break Out اصطلاح تحلیل فنی که برای توصیف تغییرات قیمت بکار میرود هنگامی که قیمت از حمایت یا مقاومتی فرار می کند.

معامله گری و مدیریت سرمایه

معرفی ما

فراچارت یک پایگاه آموزشی و اطلاع رسانی رایگان در زمینه بازارهای مالی می باشد. ما سعی داریم با فراهم آوردن یک بستر حرفه ای، دریچه کوچکی باشیم برای کمک به معامله گران و کسانی که در بازاهای مالی فعالیت می کنند.

حق نشر

لطفا هنگام برداشت از مطالب، با ذکر منبع به رشد و شکوفایی ما کمک کنید. استفاده از حاصل زحمات دیگران بدون اجازه و بدون ذکر منبع نه تنها مورد رضایت نویسندگان فراچارت نیست بلکه در نهایت باعث ترویج بی اعتمادی و ایجاد محیط ناسالم برای رقابت خواهد شد. ( توضیحات بیشتر )

حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال چیست و چگونه تشخیص داده می شود؟

اندیکارتور چیست؟ (بررسی انواع اندیکاتورهای ارز دیجیتال)

حمایت و مقاومت در نمودارهای تحلیل تکنیکال چیست؟ چگونه نقاط حمایت و مقاومت در نمودارها تشخیص داده می شود؟ در این مقاله به صورت کامل به این پرسش ها پاسخ داده میشه اما ابتدا مقدمه ای کوتاه داشته باشیم در مورد خطوط حمایت و مقاومت. خطوط حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال ارائه‌ دهنده ی نقاط اتصال مهمی هستن که میزان عرضه و تقاضا و البته قدرت اون ها در این نقاط با هم برابر میشن. وقتی صحبت از تحلیل تکنیکال هستش توجه به این خطوط اهمیت زیادی داره. در بررسی الگوهای نموداری، معامله‌گران از سطوح مقاومتی و حمایتی برای بکارگیری سطوحی از قیمت در نمودار استفاده می‌کنن که مانعی در برابر حرکات قیمتی هستن. این موانع، از هُل داده شدن قیمت به یک‌ جهت خاص، جلوگیری می کنن.
نقاط حمایت و مقاومت در موضوعات مربوط به آموزش تحلیل تکنیکال کاربردهای زیادی داره به طوری که برخی از تحلیلگران تنها با استفاده از این خطوط معامله می کنن. در ادامه در مورد خطوط مقاومت و حمایت، نحوه ی کار این خطوط، تشخیص نقاط حمایت و مقاومت و . صحبت خواهد شد با ما همراه باشین.

مفهوم سطوح حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال چیست؟

سطوح حمایت مقاومت

تحلیلگران تکنیکال از سطوح حمایتی و مقاومتی، برای تشخیص نقاطی که در اون ‌ها احتمال به وجود اومدن تأخیر در حرکت قیمت‌ ها و یا معکوس شدن روند قیمتی وجود داره، استفاده می‌کنن. زمانی که یک محدوده ی حمایتی و مقاومتی شناسایی شد، میشه از اون ها به‌ عنوان نقاط احتمالی ورود به بازار و یا خروج از بازار استفاده کرد. اما حمایت و مقاومت در نمودار چیست؟ در زیر حمایت و مقاومت رو جدا تعریف می کنیم:

سطوح حمایت

حمایت، سطحی از نمودار قیمت هستش که انتظار میره روند نزولی به علت افزایش میزان تقاضا و یا تمایل به خرید، در اون نقطه توقف کنه. این سطوح برای خریداران از جذابیت خاصی برخورداره. وقتی قیمت به این سطح میرسه بازار با افزایش تقاضا رو به رو میشه و این امر باعث افزایش قیمت میشه. در واقع موقعی که قیمت یک ارز یا هر دارایی دیگه ای با افت مواجه میشه، تقاضا برای خرید اون افزایش پیدا میکنه یعنی میزان تقاضا بر میزان عرضه غلبه میکنه که نتیجه این پیروزی افزایش قیمت و ایجاد یک خط حمایتی در نمودارهای تکنیکال میشه.

سطوح مقاومت

مقاومت، سطحی از قیمت هستش که انتظار میره روند صعودی به علت افزایش عرضه و یا تمایل به فروش، در اون نقطه متوقف بشه. سطوح مقاومتی زمانی که میل به فروش در بازار افزایش پیدا می‌کنه، تشکیل میشه. این سطح قیمتی برای فروشندگان از جذابیت خاصی برخورداره و معامله گران موقعی که قیمت به این سطح می رسه اقدام به فروش شدید می کنن. دلیلش هم اینه که در این نقطه سقوط قیمت دور از انتظار نیستش. در سطح مقاومتی فشار فروش بر بازار غلبه میکنه و موجب کاهش قیمت و ادامه ی روند نزولی میشه.
زمانی که قیمت به یه سطح حمایتی یا مقاومتی می رسه یکی از دو مورد زیر برای قیمت اتفاق میوفته:
یا قیمت از اون نواحی برگشت میکنه و یا این سطح قیمتی رو شکسته و به حرکت خودش در جهت قبلی ادامه میده تا اینکه به یک سطح حمایتی و یا مقاومتی دیگه برخورد کنه. البته تعدادی از معامله گران زمان بندی خودشونو با فرض عدم شکست انجام میدن. چه حرکت قیمتی توسط سطوح حمایتی و مقاومتی متوقف بشه و چه قیمت بتونه این سطوح رو بشکنه، معامله گران می تونن جهت حرکت آینده ی قیمت رو پیش بینی کنن و معامله رو بر اساس اون انجام بدن. اگه قیمت در جهت مخالف جهت پیش بینی شده حرکت کنه، میشه از موقعیت معاملاتی خارج شد البته با مقداری ضرر. اما اگه پیش بینی ها درست از آب دربیاد، حرکتی قابل توجه در پیش خواهد بود.

چرا نقاط حمایت و مقاومت شکل می گیرند؟

سطوح حمایت و مقاومت

همونطور که گفتیم سطوح حمایت و مقاومت از مجموع چند نقطه در کف یا سقف تشکیل میشه و از اتصال این نقاط میتونیم خطوط معناداری که قیمت به اون ها واکنش نشون میدن رو پیدا کنیم. اما علت تشکیل این نقاط چیه؟ علت تشکیل نقاط حمایت و مقاومت در واقع به ارزش اون ارز یا دارایی برمی گرده. به این شکل که اگه در یک سطح مقاومت خریداران به این نتیجه برسن که قیمت یک ارزی دیگه از این سطح بیشتر نمیشه، شروع به فروش اون ارز میکنن و برعکس اگه فکر کنن ارزش ارز مورد نظرشون بیشتر از این قیمته و افزایش قیمت خواهد داشت شروع به خرید میکنن. معمولا سطوح حمایت و مقاومت اعداد رند هستن.

چگونه نقاط حمایت و مقاومت در نمودارها تشخیص داده می شود؟

سطوح حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال

بهترین تحلیلگران تکنیکال از سطوح حمایتی و مقاومتی، برای تشخیص نقاطی استفاده می کنن که در اون ها احتمال بوجود اومدن تاخیر در حرکت قیمت ها و یا معکوس شدن روند قیمتی وجود داره. سطوح حمایتی زمانی ایجاد میشه که یک روند نزولی در طی حرکت خود به‌ علت افزایش میزان تقاضا، متوقف میشه و سطوح مقاومتی زمانی ایجاد میشه که روند صعودی به ‌علت افزایش در عرضه، با توقفی موقتی مواجه میشه.
مشخص کردن مناطق حمایتی آینده به دلیل اینکه تصویری دقیق از سطوح قیمتی‌ ای که قیمت ‌ها در یک اصلاح می تونن در مسیر حرکت قیمت دارایی (در طی یک اصلاح) رو نشون بدن، می تونه موجب افزایش میزان سود کسب ‌شده در استراتژی‌ های سرمایه‌ گذاری کوتاه ‌مدت بشه و پیش‌ بینی سطوح مقاومتی هم می تونه به ‌عنوان مانعی در مسیر حرکت صعودی قیمت عمل کنن و منطقه‌ای رو مشخص کنن که در اون سرمایه‌گذاران تمایل زیادی به فروش دارایی و خروج از بازار دارن.
روانشناسی بازار، نقشی اساسی در شکل‌گیری سطوح حمایت و مقاومتی دارن. معامله‌گران و سرمایه‌گذاران، گذشته بازار و واکنش قیمت نسبت به آن سطوح رو بررسی کرده و از اون ها به‌ منظور پیش ‌بینی جهت حرکت قیمت در آینده استفاده می کنن. متدهای متفاوت زیادی برای تشخیص سطوح حمایتی و مقاومتی وجود داره، اما بدون توجه به روش مورد استفاده، نحوه ی تفسیر اطلاعات به ‌دست اومده یکسان هستش. دو روشی که بیشتر برای تشخیص سطوح حمایت و مقاومت در نمودارها مورد استفاده قرار می گیره استفاده از خطوط روند (trendlines) و میانگین متحرک (moving averages) هستش. در ادمه مقاله " حمایت و مقاومت در نمودارهای تحلیل تکنیکال چیست؟" هر کدوم از این اصطلاحات رو توضیح خواهیم داد:

خطوط روند

در کل قیمت دارایی ‌های مالی روندی صعودی و یا نزولی دارن، تغییر این سطوح ثابت در طول زمان اجتناب ‌ناپذیر هستش. به ‌همین دلیل مفاهیم روندها و خطوط روند در حین یادگیری سطوح حمایت و مقاومت از اهمیت زیادی برخوردارن. زمانی که بازار در حال طی کردن روندی صعودی هستش، سطوح مقاومتی با آهسته شدن رشد قیمت و برگشت قیمت به خط روند حاصل میشن.
شکسته شدن یک خط روند بلندمدت (چه به ‌عنوان حمایت و چه به ‌عنوان مقاومت) مورد توجه بسیاری از معامله‌گران هستش. چرا که این خط چندین بار مانع از افت قیمت و حرکت اون به سطوحی پایین‌تر از خودش شده. از طرفی زمانی که بازارها در روندی نزولی به سر می برن، قله‌ هایی با ارتفاع کمتر شکل می‌گیرن. معامله‌گران سعی می کنن این قله‌ ها رو با استفاده از یک خط روند،‌ به همدیگه وصل کنن. زمانی که قیمت به این خط روند نزدیک میشه، رویارویی با فشار فروش و ورود به یک موقعیت معاملاتی فروش (short position) دور از انتظار نخواهد بود. دلیلش هم اینه که این ناحیه، محدوده‌ای هستش که در مدت اخیر قیمت رو به سمت پایین هدایت کرده.
هرچه قیمت، تعداد دفعات بیشتری رو برای عبور از یک سطح حمایتی و یا مقاومتی تست کرده باشه، باعث بالاتر رفتن اعتبار و قدرت این سطح میشه. با استفاده از خطوط روند می تونیم این سطوح رو شناسایی کنیم. بسیاری از تحلیلگران تکنیکال از سطوح حمایت و مقاومت به دلیل اینکه اونها نشون دهنده ی سطوح تاثیرگذار در جهت حرکتی قیمت هستن، برای انتخاب استراتژی ورود و یا خروج در بازار استفاده می کنن.

میانگین متحرک

سطوح حمایت مقاومت

اکثر معامله‌گران تکنیکال از قدرت اندیکاتورهای متنوع تکنیکالی، برای کمک هر چه بیشتر در پیش ‌بینی شتاب حرکتی قیمت در آینده ی نزدیک استفاده می‌کنن. یکی از این اندیکاتورهای مهم میانگین‌ های متحرک هستش. میانگین متحرک خطی ست که به ‌صورت دائم تغییر کرده و حرکات قیمتی گذشته رو در خود تعدیل می‌کنه و به ‌طور هم‌ زمان این امکان رو به معامله‌گر میده تا متوجه سطوح حمایتی و مقاومتی در نمودار بشه.
معامله گران می تونن از میانگین ‌های متحرک به انواع گوناگونی استفاده کنن مانند: پیش‌بینی حرکت قیمت به سمت بالا زمانی که یک تقاطع قیمتی مهم بین قیمت و یک میانگین متحرک کلیدی شکل می‌گیره، برای خروج از معاملات زمانی که قیمت به سطح زیرین این میانگین‌های متحرک حرکت کنه و . .
این اندیکاتور به‌ صورت اتوماتیک، سطوح حمایتی و یا مقاومتی رو نمایش میده. بیشتر معامله‌گران این اندیکاتور رو با بازه ‌های زمانی متنوع مورد آزمایش قرار میدن تا بتونن به بهترین انتخاب دست پیدا کنن.

چگونه اعتبار حمایت و مقاومت را تشخیص دهیم؟

سطوح حمایت و مقاومت

مشخص کردن سطوح حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال به طور دقیق یکی از ارکان مهم موفقیت در بازار ارز دیجیتال و همینطور تحلیل تکنیکال به حساب میاد. حتی با وجود اینکه رسم دقیق سطوح مقاومت و حمایت گاهی اوقات کاری سخت و پیچیده هستش اما اگه با مفهوم این خطوط آشنایی داشته باشیم حتما می تونیم با بررسی دقیق نمودار‌ها پیش ‌بینی‌ های خوبی داشته باشیم.
باید توجه داشته باشیم که برای رسم یک خط حمایتی همواره یک محدوده ی حمایتی در نظر می گیریم چراکه نقطه ی حمایتی تعریف دقیقی نداره، به این صورت که این نقطه میتونه متأثر از خطای محاسباتی باشه و در نهایت منجر به اشتباه در نگرش تحلیلگر بشه. بنابراین باید یک محدوده رو به ‌عنوان حمایت دانست. برای اینکه بتوان اعتبار یک حمایت یا مقاومت رو تشخیص داد، دو روش کلی وجود داره که هر دوی اونها رو مورد بررسی قرار میدیم:
- هرچه شیب‌ خط افقی‌تر باشه، خط رسم شده قدرتمندتر خواهد بود. یعنی اگه خطی برای حمایت یا مقاومت رسم میشه، در صورتی‌که حالت افقی داشته باشه، از قدرت بیشتری برخوردار خواهد بود.
- موقعی که یک خط یا محدوده به ‌عنوان حمایت یا مقاومت بررسی میشه، باید تعداد و نوع واکنش سهم در این محدوده مورد بررسی قرار بگیره. هر چه تعداد برخورد قیمت به این خطوط بیشتر و واکنش قیمت به این خطوط صحیحتر باشه، خطوط حمایت و مقاومت از اعتبار بیشتری برخوردار و برای معامله قابل اتکاتر خواهند بود.

نتیجه گیری و سخن پایانی

در این مقاله از سایت آموزش ارز دیجیتال ارزسنج با عنوان "حمایت و مقاومت در نمودار های تحلیل تکنیکال چیست و چگونه تشخیص داده می شود؟" در مورد سطوح حمایت و مقاومت صحبت کردیم و گفتیم که سطوح حمایتی و مقاومتی یکی از اصلی‌ترین مفاهیم مورد استفاده توسط تحلیل‌گران تکنیکال هستش و به ‌عنوان پایه و اساس دسته ی وسیعی از ابزارهای تحلیل تکنیکال به حساب میان. مشخص کردن سطوح حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال به طور دقیق یکی از رکن های مهم موفقیت در بازار ارز دیجیتال و تحلیل تکنیکال به حساب میاد.

معامله گری به روش پرایس اکشن Price Action چیست؟

پرایس اکشن چیست

پرایس اکشن به انگلیسی Price Action یک تکنیک معامله یا تریدینگ و تحلیل بازار است که به معامله گر این امکان را می دهد تا تصمیمات خود برای انجام معاملات را با استفاده از حرکات (اکشن) واقعی قیمت بگیرد. شاید خیلی از شماها در وبسایت های تحلیلی داخلی و خارجی دیده اید که گاهی اوقات از واژه Price Action (پرایس اکشن) استفاده می کنند و یا دیده اید که دوره های آموزشی آنلاین برای این روش تحلیلی برگزار می شود. خب مسلما ذهن کنجکاو شما به دنبال یافتن پاسخ این سوال است که اصولا پرایس اکشن چیست و یا چرا بعضی معامله گران از این روش برای تحلیل بازار استفاده می کنند.

حال با ما باشید تا با پرایس اکشن آشنا شوید.

معامله به روش پرایس اکشن

این روش شاید ساده ترین روش معاملاتی و بسیار پایدار و دقیق است. تریدرهای پرایس اکشن جزو کسانی نیستند که بخواهند یک شبه میلیونر شوند. اما هنگامی که این روش به شکل درستی استفاده کنید، به شما کمک می‌کند تا تریدر بهتری شوید. در پرایس اکشن تریدینگ (Price Action Trading )، تریدرها بر اساس نمودار قیمت (بدون هیچ اندیکاتور، اکسپرت و غیره) به معامله می‌پردازند. پرایس اکشن به معنای عملکرد قیمت یا حرکات قیمت است. هر معامله‌گری که تصمیمات خود را براساس تحلیل معامله‌گری بر اساس خطوط مقاومت تکنیکال و نمودار قیمت می‌گیرد به شیوه متفاوتی معامله می‌کند.

معامله گر پرایس اکشن به چه کسی گفته می شود؟

معامله گری که از روش پرایس اکشن استفاده می کند را پرایس اکشن تریدر می گویند این دسته از تریدرها همه چیز را ساده می بینند که در واقع روش بسیار موثری در معامله گری است. همه چیز را ساده ببین!

این تریدرها نوسانات قیمت، الگوهای نموداری، حجم معاملات و دیگر اطلاعات بازار را با یکدیگر ترکیب می کنند تا تصمیم بگیرند که وارد معامله شوند یا خیر. آنها به شکلی ساده و مینیمالیستی (توضیح سایت فراچارت: ساده‌گرایی یا به انگلیسی: Minimalism ) به بازار نگاه می کنند. البته این به بدان معنا نیست که این بهترین روش برای تحلیل بازار است. استفاده از این روش به درک خوبی از بازار نیاز دارد تا تریدر بداند که بازار چگونه حرکت می کند و نظم درونی آن به چه صورتی است. اما چیز خوبی که این روش دارد این است که تقریبا در هر بازاری کار می کند. بازار سهام، فارکس، فیوچرز، طلا، نفت و ..

ناب ترین نوع از پرایس اکشن تریدرها به Tape Trader مشهور هستند. آنها برای انجام معاملات خود نیازی به چارت ندارند (البته شاید گاهی اوقات نگاهی هم به چارت بیندازند مخصوصا اگر موقعیت معاملاتی باز داشته باشند). آنها به دنبال مناطق حمایتی و مقاومتی برای کسب سود می گردند. ابزار اصلی آنها در پنجره Time و Sales خلاصه می شود و یا شاید هم پنجره Depth of Market؛ البته اگر بتوانند چند کار را با هم انجام دهند. هیچ چیز دیگری لازم ندارند.

حرکات قیمتی یا پرایس اکشن چیست؟

حرکات قیمتی زیر شاخه ای از تحلیل تکنیکال است. در این روش تحلیلی، معامله گر از نمودار های شمعی (Candlestick) برای بررسی بازار استفاده می کند. هدف نهایی تحلیل پرایس اکشن یا حرکات قیمتی، پیدا کردن نقاطی در بازار است که احتمال بازگشت بازار از آن سطوح بسیار بالاست. در این روش از هیچ نوع اندیکاتور تکنیکالی استفاده نمی شود. و تمرکز معامله گر یا تحلیلگر تنها بر خود قیمت و تاریخچه قیمتی بازار است.

آموزش 0 تا 100 فیبوناچی در تحلیل تکنیکال

منظور از اصطلاح فیبوناچی در معاملات، ابزاری است که ابتدا حرکت قیمت ردیابی کرده و متعاقباً سطوح حمایت و مقاومت افقی را در نمودار قیمت قرار می‌دهد. این سطوح مقاومت و حمایت در نمودار به عنوان "سطوح فیبوناچی" شناخته شده و از آنها مانند سطوح حمایت افقی و مقاومت معمولی برای تصمیم‌گیری‌های مربوط به معاملات استفاده می‌شود.

در زمان‌هایی که قیمت سهام در یک جهت در حال حرکت است، به عقیده گروهی احتمال کاهش یا پولبک (Pullback) قیمت وجود خواهد داشت. طرف‌داران ابزار فیبوناچی معتقدند که این عقب نشینی به احتمال زیاد در سطوح فیبوناچی اتفاق می‌افتد. در ادامه این مطلب به معرفی این سطوح و بررسی مزایا و معایب این ابزار تکنیکال می‌پردازیم.

فیبوناچی اصلاحی چیست؟

فیبوناچی اصلاحی، ابزاری تکنیکال و محبوب در میان معامله‌گران است. فیبوناچی اصلاحی بر اساس اعداد کلیدی بوده، و توسط ریاضیدان قرن سیزده به نام Leonardo Fibonacci شناسایی شده است. اما دنباله اعداد فیوناچی به اندازه روابط ریاضی که به صورت نسبت بین اعداد سری بیان می‌شود، اهمیت ندارد.


در تحلیل تکنیکال، با استفاده از فیبوناچی اصلاحی، دو نقطه حداکثری (قله و فرورفتگی) در نمودار سهام نظر گرفته شده و سپس فاصله عمودی بر نسبت‌های اصلی فیبوناچی یعنی 23.6%، 38.2%، 50%، 61.8% و 100% تقسیم می‌شود. پس از شناسایی سطوح، خطوط افقی ترسیم شده و از آنها برای شناسایی سطوح مقاومت و حمایت احتمالی استفاده می‌شود.

نحوه عملکرد نسبت‌های فیبوناچی

دنباله اعداد فیبوناچی شامل اعداد 0، 1، 1، 2، 3، 5، 8، 13، 21، 34، 55، 89، 144 و. است. همان‌طور که مشاهده می‌کنید، هر جمله (Term) این دنباله مجموع دو جمله قبلی بوده و می‌تواند تا بی‌نهایت ادامه پیدا کند. یکی از ویژگی‌های قابل توجه این دنباله عددی این است که هر عدد تقریباً 1.618 بار از عدد قبلی بزرگ‌تر است.
این موضوع رابطه مشترک بین هر عدد در این دنباله بوده و پایه و اساس نسبت‌هایی است که برای تعیین سطوح اصلاحی توسط معامله‌گران تکنیکال استفاده می‌شود. محاسبات واقعی سطوح فیبوناچی بر اساس اعداد موجود در دنباله فیبوناچی یا به عبارت دیگر درصد اختلاف بین این آنها است.

✔️ نسبت 61.8%، نسبت کلیدی فیبوناچی بوده و از تقسیم یک عدد در دنباله فیبوناچی به عدد بعدی آن به دست می‌آید. برای مثال، 21 تقسیم بر 34 برابر با 0.6176 و 55 تقسیم بر 89 برابر با 0.61798 است.

✔️ نسب 38.2% فیبوناچی، با تقسیم یک عدد دنباله بر عدد موجود در دو جایگاه بعد از آن به دست می‌آید. برای مثال، 55 تقسیم بر 144 تقریباً برابر با 0.38194 است.

✔️ نسبت 23.6% با تقسیم یک عدد دنباله بر عدد موجود در سه جایگاه بعد از آن به دست می‌آید. برای مثال، 8 تقسیم بر 34 برابر با 0.23529 است.

چالش‌های استفاده از فیبوناچی

علی رغم محبوبیت و مزیت‌های فیبوناچی، این ابزار نیز مانند سایر ابزارهای تکنیکال دارای معایب مفهومی و فنی است. در ادامه، به بررسی مزایا و معایب فیبوناچی می‌پردازیم:

◾ استفاده از فیبوناچی اصلاحی، یک موضوع کامل ذهنی بوده و ممکن است معامله‌گران از آن به روش‌های مختلفی استفاده کنند. آن گروه از معامله‌گرانی که با استفاده از فیبوناچی به سود می‌رسند، اثربخشی این ابزار تکنیکال را تأیید می‌کنند. درحالی که گروه مقابل، به دلیل از دست دادن سرمایه خود، فیبوناچی را ابزاری غیرقابل اعتماد می‌دانند.

◾بر اساس استدلال گروه دیگر، فیبوناچی یک نوع "پیشگویی محقق کننده" بوده و اگر تمام معامله‌گران از نسبت‌های یکسان فیبوناچی یا سایر اندیکاتورهای تکنیکال استفاده کنند، پرایس اکشن منعکس کننده این واقعیت خواهد بود.

◾ اصل اساسی هر ابزار فیبوناچی یک ناهنجاری عددی بوده و مبتنی بر هیچ دلیل منطقی نیست. نسبت‌ها، اعداد صحیح دنباله‌ها و فرمول‌های مشتق شده از دنباله فیبوناچی تنها حاصل یک فرایند ریاضی هستند. این موضوع ذاتاً باعث بی‌اعتماد شدن به فیبوناچی نمی‌شود، اما ممکن است برای معامله‌گرانی که تمایل به درک منطق پشت استراتژی فیبوناچی را دارند، ابزار مناسبی نباشد.

◾ علاوه بر این، استراتژی فیبوناچی اصلاحی، فقط به اصلاحات احتمالی، معکوس‌ها و جهش‌های متقابل اشاره می‌کند. این سیستم برای تأیید سایر اندیکاتورها تلاش کرده و سیگنال‌های قوی و ضعیفی که به راحتی قابل شناسایی باشند را ارائه نمی‌دهد.

کاربرد فیبوناچی

فیبوناچی اصلاحی ابزارهای محبوبی هستند که برای ترسیم خطوط حمایتی، شناسایی سطوح مقاومت، ثبت سفارش‌های توقف ضرر و تعیین قیمت‌های هدف استفاده می‌شوند. با وجود اینکه برخی از کارشناسان مالی بازار در مورد کارایی این ابزار تکنیکال دچار شک و تردید هستند، اما تا امروز فیبوناچی موفق به پیش‌بینی رکودهای بازار شده است. اما با این حال، مانند سایر ابزارهای معاملاتی جهانی، ابزارهای فیبوناچی نیز کاستی‌هایی دارند و به همین دلیل بهتر است از آنها همراه با سایر اندیکاتورها استفاده کنید.
زمانی که قیمت به جهات مختلف حرکت می‌کند، شروع و پایان حرکت انجام شده به راحتی قابل شناسایی است. با استفاده از ابزار فیبوناچی، فاصله این حرکت اندازه‌گیری شده و سپس به طور خودکار "فیبوناچی اصلاحی" و "سطوح اکستنشن" توسط فیبوناچی قرار داده می‌شوند.

پرسونای استراتژی معاملاتی فیبوناچی

قبل از بررسی جزئیات استراتژی معاملاتی، بپردازیم به بررسی پرسونای افرادی که ممکن است از این استراتژی استفاده کنند:

  1. تریدر فیبوناچی با نوسان کم / Low Volatility Fibonacci Trader
  2. تریدر فیبوناچی با نوسان بالا / High Volatility Fibonacci Trader
  3. تریدر فیبوناچی دیرباور / Skeptical Fibonacci Trader

پیش از هر چیزی، ابتدا از خود بپرسید که چگونه از ابزار فیبوناچی در استراتژی‌های معاملاتی خود استفاده خواهید کرد؟ در صورتی که، از قبل تجربه‌ای در این خصوص ندارید، برای بررسی قبل، در حین و بعد از بسته شدن بازار، یک برنامه معاملاتی تنظیم کنید. بر اساس آنچه که توسط بازار ارائه شده است، می‌توانید میان ترید فیبوناچی با نوسان کم و زیاد در نوسان باشید. همچنین، می‌توانید از فیبوناچی به عنوان ابزار کمکی برای حمایت از طرح معاملاتی خود استفاده کنید. فیبوناچی برای مشاهده سطوح پنهان حمایت و مقاومت و تعیین اهداف ورود و خروج به شما کمک می‌کند. میزان اهمیت دادن به این سطوح، رابطه مستقیمی به میزان اعتماد شما به ابزار فیبوناچی خواهد داشت.

آموزش فیبوناچی

پس از معرفی ابزار فیبوناچی و بررسی کاربردها و چالش‌های استفاده از آن، در این قسمت به آموزش ترید با این ابزار تکنیکال می‌پردازیم:

  • از ابتدا تا انتهای حرکت قیمت را دنبال کنید

ابزار فیبوناچی به صورت دستی، و از چپ به راست اعمال می‌شود. برای اندازه‌گیری حرکت نزولی قیمت، لازم است این ابزار را از ابتدا تا پایان حرکت قیمت اعمال کنید. این موضوع در نمودار زیر قابل مشاهده است:

  • رسم ابزار فیبوناچی از بالا شروع می‌شود.
  • ابزار فیبوناچی در پایین به پایان رسیده و از چپ به راست رسم شده است.

در حالت بعدی برای اندازه‌گیری حرکت صعودی قیمت، ابزار فیبوناچی از پایین و مجدداً از چپ به راست اعمال می‌شود. این موضوع در نمودار زیر قابل مشاهده است:

  • رسم ابزار فیبوناچی از پایین شروع می‌شود.
  • ابزار فیبوناچی در پایین به بالا رسیده و از چپ به راست رسم شده است.

سطوح فیبوناچی به طور خودکار در MT4 قرار می‌گیرد. همانطور که در نمودار بالا قابل مشاهده است، پس از اعمال ابزار فیبوناچی، سطوح فیبوناچی به طور خودکار در میان نقطه شروع و انتهای حرکت قرار می‌گیرد. به این سطوح، سطوح اصلاحی گفته می‌شود.

سطوح فیبوناچی به صورت درصدی از کل حرکت انجام شده نشان داده می‌شود. سطحی که در نیمه راه میان نقطه شروع و پایان حرکت قرار گرفته است را سطح اصلاحی 50% می‌گویند؛ بنابراین، در صورتی که قیمت در نیمه راه به حالت قبلی برگردد، به اصلاح گفته می‌شود که قیمت به سطح 50 درصد بازگشته است. در نهایت، بسته به روند حرکتی قیمت (نزولی یا صعودی)، سطح 50 درصدی به عنوان سطح حمایت یا مقاومت عمل می‌کند؛ بنابراین می‌توان گفت، سطوح اصلاحی میزان احتمالی عقب نشینی را به ما نشان می‌دهد.

در نمودار زیر سطوح 38.2%، 50% و 61.8% قابل مشاهده هستند. آنها معمولاً به عنوان سطوحی استفاده می‌شوند که قیمت می‌تواند به آنها بازگردد، علاوه بر این، سطوح اصلاحی دیگری شناسایی شده که کارایی خوبی هم دارند.

  1. سطح 38.2%
  2. سطح 50.0%
  3. سطح 61.8%
  • استفاده از فیبوناچی اصلاحی برای ورودی‌ها

همان‌طور که در نمودار زیر مشاهده می‌کنید، ابزار فیبوناچی برای یک حرکت صعودی اعمال شده و سطوح 38.2%، 50% و 61.8% بین نقاط شروع و پایان حرکت قرار گرفته‌اند. از آنجایی که ممکن است قیمت به این سطوح بازگردد، از آنها برای ورودی‌های بالقوه استفاده می‌شود.

  1. ورودی بلند احتمالی در 61.8%
  2. ورودی بلند احتمالی در 50.0%
  3. ورودی بلند احتمالی در 38.2%

نحوه انتخاب بهترین سطح ورودی

به منظور انتخاب بهترین سطوح اصلاحی برای ورود به بازارها دو روش وجود دارد؛ در ادامه به توضیح این دو روش می‌پردازیم:

  1. روش تهاجمی: با قرار دادن یک توقف ضرر در طرف دیگر سطح فیبوناچی، می‌توانید به هر یک از سطوح اصلاحی مدنظر وارد شوید. در صورتی که قیمت به نقطه استاپ لاس شما برسد، می‌توانید مجدداً از طریق سطح بعدی وارد شده و این کار را تا زمان بازگشت قیمت به نقطه موردنظر ادامه دهید. این یک روش تهاجمی برای یافتن ورودی‌ها با استفاده از ابزار فیبوناچی است.
  2. روش غیرفعال: در این روش ابتدا لازم است صبر کنید تا قیمت، سطوح حمایت یا مقاومت خود را در سطوح فیبوناچی پیدا کند، در مرحله بعد نیز مجدداً صبر کنید تا قیمت، به مسیر ابتدایی حرکت خود بازگردد، پس از آن می‌توانید وارد شوید. توجه داشته باشید که فیبوناچی به خودی خود یک معامله‌گری بر اساس خطوط مقاومت سیستم معاملاتی نبوده و باید در به عنوان بخشی از یک سیستم معاملاتی یا در ارتباط با آن، استفاده شود.
  • سطوح فیبوناچی اکستنشن

ابزار فیبوناچی نه تنها برای تعیین سطوح اصلاحی استفاده می‌شود، بلکه با طراحی سطوح اکستنشن، می‌تواند حرکت قیمت را نیز نشان دهد؛ بنابراین، می‌توانید از فیبوناچی اکستنشن برای کسب سود و حتی ورودی‌های روند مخالف استفاده کنید.

سطوح اکستنشن مختلفی توسط معامله‌گران استفاده می‌شود، اما متداول‌ترین آنها سطوح 138.2% و 161.8% است. در نمودار زیر، نمونه‌ای از سطوح اکستنشن در یک روند نزولی قیمت آورده شده است:

  1. سطح اکستنشن 138.2%
  2. سطح اکستنشن 161.8%

زمانی که قیمت به عقب رفته و سپس در یکی از سطوح اکستنشن خارج می‌شود، می‌توان از طریق ابزار فیبوناچی در یکی از سطوح اصلاحی پوزیشنی را وارد کرد. در نمودار زیر، سطوح اکستنشن ابزار فیبوناچی برای یک روند صعودی اعمال شده و می‌توانید سطوح اصلاحی و اکستنشن را در آن مشاهده کنید:

    معامله‌گری بر اساس خطوط مقاومت
  1. ورودی بلند بالقوه در سطح اصلاحی
  2. خروجی بالقوه در سطح اکستنشن

نحوه انتخاب بهترین سطح اکستنشن برای کسب سود

به منظور به حداکثر رساندن میزان سودآوری، می‌توان سطوح اکستنشن را با سطوح اصلاحی مربوطه مطابقت داد. به عنوان مثال، اگر قیمت به سطح اصلاحی 38.2% بازگردد، سطح اکستنشن مربوط به آن 138.2 خواهد بود.

  1. ورودی کوتاه در سطح اصلاحی 38.2%
  2. سطح اکستنشن مربوط در 138.2%

اکستنشن مربوط به سطوح اصلاحی 50.0 یا 61.8، برابر با 161.8 است.

  1. ورودی کوتاه در سطح اصلاحی 50.0%
  2. سطح اکستنشن مربوط در 161.8%

نتیجه‌گیری

فیبوناچی یکی از مهم‌ترین مفاهیم در تحلیل تکنیکال است که برای تعیین سطح حمایت و مقاومت و در نهایت پیش‌بینی قیمت مورد استفاده قرار می‌گیرد. در این مطلب به چند نمونه از کاربردهای این مفهوم در نمودارهای قیمت اشاره شد. در این روش تحلیل، از دنباله اعداد فیبوناچی که هریک ارتباط خاصی با یکدیگر دارند، استفاده می‌شود.

سوالات متداول

ابزار فیبوناچی چطور اعمال می‌شود؟

هم در معاملات بلند در یک روند صعودی و هم برای معاملات کوتاه در یک روند نزولی، ابزار فیبوناچی همواره از سمت چپ به سمت راست نمودار قیمت اعمال می‌شوند.

چطور برای ورودی‌ها از سطوح اصلاحی استفاده می‌شود؟

استفاده از سطوح اصلاحی برای ورودی‌ها در دو روش انجام می‌شود: 1. روش تهاجمی: از طریق هر یک از سطوح فیبوناچی وارد شوید 2. روش غیرفعال: تا زمان برگشت قیمت به جهت اصلی منتظر بمانید

کارگزاری هوشمند رابین

کارگزاری فارابی

کارگزاری فارابی

این مقاله به کوشش نگار پورجواد و دیگر اعضای تیم نظارت تولید شده است. تک‌تک ما امیدواریم که با تلاش خود، تاثیری هر چند کوچک در بهبود کیفیت وب فارسی داشته باشیم.

پرایس اکشن (Price Action) چیست؟ + معرفی الگوهای مهم

پرایس اکشن چیست

این روزها یکی از راه‌های مناسب برای کسب درآمد، سرمایه‌گذاری در بازارهای مالی مختلف، مثل بورس، فارکس و ارز دیجیتال است. یکی از شیوه‌هایی که سرمایه‌گذاران به‌کمک آن سهام یا ارز مناسبی را پیدا کرده و نسبت به خرید آن اقدام می‌کنند، تحلیل تکنیکال است. یکی از بهترین روش‌های تحلیل تکینکال، پرایس اکشن است. در این مقاله خواهیم دید که پرایس اکشن چیست و با الگوهای مهم آن آشنا خواهیم شد، پس تا انتها همراه پارسیان بورس باشید!

پیش از این‌که مقاله را آغاز کنیم، به شما پیشنهاد می‌کنیم برای یادگیری پرایس اکشن، حتما به دوره جامع پرایس اکشن ما نگاهی بیاندازید. در این دوره، با رویکردی عملی و حرفه‌ای، صفر تا صد پرایس اکشن را به شما آموزش خواهیم داد.

پرایس اکشن به زبان ساده چیست؟

اگر بخواهیم پرایس اکشن را به زبان ساده معرفی کنیم، تعریف پرایس اکشن به شرح زیر خواهد بود:

یکی از روش‌­های معامله­‌گری که معامله­‌گر در آن تنها بر مبنای داده‌­های قیمتی و الگوی کندل­‌ها خرید و فروش می­‌کند، پرایس اکشن (Price Action) می­‌گویند. در این روش معامله­‌گری، معامله‌­گر از مواردی مانند اخبار فاندامنتال، اندیکاتورهای داده ورودی و یاحجم معاملات در تصمیم­‌گیری­‌های خود بهره نمی‌­گیرد و تنها بررسی داده­‌های قیمتی و الگوی کندل­‌های خرید و فروش را مورد بررسی قرار می­‌دهد.

در این روش، تریدرها، تحلیل خود را بر روی نمودارهای قیمتی انجام می­‌دهند و این تکنیک به آنها اجازه می‎‌­دهد تا حرکات زنده و واقعی قیمت را دنبال کنند. از جمله مباحثی که می‌تواند برای تریدهای پرایس اکشن مهم باشد و باید آنها را بررسی کنند، می­توان به شناسایی سطوح و نواحی عرضه و تقاضا ، وضعیت کندل­‌ها در نقاط بحرانی و چینش متوالی کندل‌­ها اشاره کرد.

پرایس اکشن

نکات کلیدی معامله­‌گری پرایس اکشن

  • نوسانات قیمت در یک بازه زمانی بر روی نمودار رسم شده، از نکاتی است که پرایس اکشن موردتوجه قرار م.
  • ضمناً باید اشاره کرد که دیدگاه‌­های مختلفی در تعیین روندهای قیمتی در پرایس اکشن برای معامله‌­گران وجود دارد.
  • از پرایس اکشن می‌­توان الگوهای نموداری را به دست آورد. ضمناً با استفاده از پرایس اکشن، می­توان ابزارهای تحلیل تکنیکال مانند میانگین متحرک که از آن­ها برای پیش‌­بینی در آینده استفاده می­شوند را محاسبه کرد.

تشخیص روند اصلی بازار

مهم­‌ترین نکته در معامله‌­گری با روش پرایس اکشن، این است که بتوانیم روند اصلی بازار را شناسایی کنیم و دریابیم که قیمت یک رمزارز یا یک دارایی، دارای روندی صعودی یا نزولی است و یا به‌اصطلاح بدون روند است و در محدودۀ خاصی از قیمت­‌ها رنج می‌­زند.

بدیهی است که هر معامله­‌گری می­داند که شانس موفقیت در بازاری که صعودی است، نسبت به بازاری که در حال رنج زدن و تثبیت قیمت است، بیشتر خواهد بود و منطقی است که برای کسب سود از آن بازار مالی، می­‌بایست در چنین بازاری سرمایه­‌گذاری کرد. برای اینکه بتوانیم چنان وضعیتی را تشخیص دهیم و کسب سود را تجربه نماییم، می­بایست مکرراً تمرین کنیم و اطلاعات لازم را کسب نماییم.

 پرایس اکشن به زبان ساده

تشخیص بازارهای نزولی/صعودی

اگر به نمودارهای بازار صعودی دقت کنید، درمی­‌یابید که سقف­‌های قیمتی جدید نسبت به سقف‌­های قیمتی قدیمی بیشترند و کف قیمتی جدید نیز نسبت به کف قیمتی قدیمی، بیشتر خواهد بود. به همین شکل اگر بازار روندی نزولی داشته باشد، شاهد این خواهیم بود که کف­های جدید قیمت از کف­های قبلی قیمت پایین­تر و سقف­‌های جدید قیمت نیز از سقف­‌های قبلی قیمت پایین­تر خواهند بود.

تشخیص بازارهای بدون روند یا در حال تثبیت

همان­طور که در تعریف روش معامله­‌گری پرایس اکشن بیان کردیم، مهم‌­ترین نکته در این روش معامله­‌گری، حرکات و محدوده­‌های قیمت یک دارایی است؛ بنابراین می­‌توان نتیجه گرفت که اولین موضوعی که می‌­بایست در این روش معامله­‌گری تعیین کنید، این است که وضعیت روند بازار را تعیین کنید. ا

گر که بازار روندی صعودی یا نزولی داشته باشد، طبیعتاً برداشت ما با دیدگاه پرایس اکشن مانند بخش قبلی خواهد بود. اما اگر بازار فاقد یکی از این روندها باشد، می‌­توان گفت که بازار به اصطلاح بدون روند است. در این شرایط، قیمت یک دارایی میان که محدوده حمایتی و مقاومتی رنج می­زند و قادر نیست که یک‌روند از میان دو روند صعودی و نزولی را برای خود شکل دهد که به این حالت، sideway نیز گفته می­‌شود.

بررسی چند الگوی مهم در پرایس اکشن

مهم­ترین بخش برای ورود معامله از دیدگاه پرایس اکشن، الگوهای پرایس اکشن هستند که به آن­ها Setups، Triggers و Signals نیز گفته می­شود. الگوهای پرایس اکشن تنوع بسیار زیادی دارند که در ادامه این بخش قصد داریم تا سه مورد از پرکاربردترین این الگوها، یعنی Fakey، Inside Bar و Pin Bar را مورد بررسی قرار دهیم.

الگوهای پرایس اکشن

الگوی Inside Bar

این الگوی دو کندلی که Inside Bar نام دارد، از یک کندل کوچک در سمت راست و یک کندل بزرگ­تر در سمت چپ تشکیل شده، به این صورت که تمام کندل کوچک در محدودۀ کندل بزرگ­تر قرار می­گیرد. اگر شما این الگو را در شرایط یک بازار رونددار و در یک محدوده مهم قیمتی مشاهده کردید، می­توانید حدس بزنید که قیمت دارایی، محدود فعلی را بشکند و جهشی در جهت روند را تجربه نماید.

الگوی Fakey Bar

بر خلاف الگوی Inside Bar، می­‌توان جهش قیمت از محدودۀ قیمت فعلی در الگوی Fakey Bar را جهشی نزولی و این الگو را یک نوع الگوی Inside Bar ناموفق در نظر گرفت. یعنی اگر قیمت در یک الگوی Inside Bar از کندل قبلی فراتر رفته اما در همان کندل به محدودهٔ قبلی خود برگردد یک Fakey Bar خواهیم داشت. با مشاهدهٔ چنین الگویی، به‌احتمال زیاد، قیمت در خلاف جهت سایهٔ کندل یعنی در جهت همان روند اصلی قیمت جهش خواهد داشت.

الگوی Pin Bar

الگوی Pin Bar، یک نوع الگوی تک کندلی است و نتیجه آن پس زدن قیمت در انتهای سایه بلند کندل آن خواهد بود. این الگو در هر دو نوع بازار رونددار و بدون روند ممکن است و این الگو در هر دو نوع بازار ممکن است، شکل گیرد.

اگر شکل بازار رونددار، نزولی باشد، پس از تشکیل الگوی Pin Bar با سایه بلند می‌­توان حدس زد که قیمت دارایی به سمت مقاومت بعدی حرکت می­کند و این حرکت در راستای مخالف سایۀ Pin Bar خواهد بود. در همین راستا اگر شرایط بازار رونددار صعودی باشد، قیمت دارایی پس از تشکیل یک Pin Bar به سمت محدودۀ حمایت بعدی حرکت خواهد کرد.

prrrice action

روش معامله در پرایس اکشن

ایده اصلی در روش معامله در پرایس اکشن این است که معامله­‌گران بعد از رسم محدوده‌­های مهم حمایت، مقاومت و خطوط روند اصلی، شرایط قیمت دارایی بررسی می­‌کنند و تا رسیدن قیمت آن دارایی به یکی از محدوده‌­های مهم منتظر می­‌مانند. پس از اینکه قیمت آن دارایی به محدوده­ای مهم رسید، با بررسی و مشاهده الگوهای کندلی، با دیدگاه اختصاصی خود وارد معامله می­‌شوند و تا رسیدن قیمت دارایی به سطحی بالاتر صبر می‌­کنند و در نهایت با فروش آن دارایی، از بازار کسب سود می­‌کنند.

در ادامه این بخش، به بیان برخی نکات مهم می­‌پردازیم تا شما عزیزان بتوانید معامله به سبک پرایس اکشن را انجام دهید و اطلاعات مفیدی عاید شما عزیزان شود. اما باید توجه داشته باشید که صرفاً بر اساس و مبنای مطالعه یک مقاله، نمی‌­توان وارد بازار شد و ترید کردن را آغاز کرد، بلکه شما می‌­بایست زمان بسیاری را صرف مطالعه و یادگیری در این حوزه کنید تا بتوانید با انجام معاملات، از بازارهای مالی مانند رمزارزها درآمد کسب کنید.

اگر به بررسی و تحقیق در مورد شرایط نمودارهای بازار درگذشته بپردازیم، درمی­‌یابیم که نمودارها و الگوهای موجود در بازار، تکرارشونده هستند و می­توان تکرار آنها، در شرایط فعلی بازار را به‌­عنوان یک سرنخ و مسیر تصمیم­‌گیری در نظر گرفت. این الگوهای تکرارشونده به‌­نوعی همان استراتژی­‌های معامله پرایس اکشن هستند و تریدرهای پرایس اکشن، بر اساس این الگوهای قیمتی تصمیم به خرید یا فروش دارایی­‌های خود می­گیرند.

برای شروع کردن به ترید با روش پرایس اکشن، در ابتدا می‌­بایست چارت قیمت دارایی را خلوت کنیم و اندیکاتورها و ابزارهای اضافی را ازروی چارت پاک کنیم. ضمناً بهتر است معامله‌گری بر اساس خطوط مقاومت تا از کندل استیک‌­ها (نمودار شمعی قیمت) به­‌عنوان نوع نمایش قیمت بهره بگیریم. پس از اینکه تنظیمات چارت را به این حالت دلخواه رساندیم، می‌­توانیم محدوده‌­های مهم و خطوط حمایت و مقاومت را روی چارت رسم کنیم.

در اغلب مواقع خطوطی که برای محدوده‌­های حمایتی و مقاومتی رسم می‌­کنیم، به­‌خوبی موقعیت حمایتی و مقاومتی خود را نشان می­‌دهند و زمانی که قیمت دارایی به این محدوده­‌ها نزدیک شود، معامله­گ‌ران پرایس اکشن مترصد فرصت و مشاهده سیگنال می‌­مانند تا وارد معامله شوند. این دسته از تریدرها با بررسی نوع کندل­ها، قدرت روند و مواردی ازاین‌دست، پس از اینکه قیمت دارایی به یک محدوده حساس پرایس اکشن می­رسد، درصورتی‌که قیمت دارایی با برگشت یا شکسته‌شدن محدوده موردنظر مواجه شود، وارد معامله می­شوند و تا رسیدن قیمت به محدوده مهم بعدی، آن را همراهی می­‌کنند.

شناخت محل تلاقی سطوح قیمت و خط روند، یکی دیگر از نکات مهم در شیوه معامله­‌گری پرایس اکشن است. این موقعیت یکی از ستاپ­‌های جذاب را به وجود می­‌آورد که اگر بتوانید آن را تشخیص دهید، سودآوری جذاب و قابل­ت‌وجهی را تجربه خواهید کرد. به این محدوده‌­ها در اصطلاح Confluent Levels گفته می­شود. در این شرایط قیمت دارایی به سقف محدوده می­رسد و سپس به کف محدوده بازمی­گردد، در چنین شرایطی محل تلاقی خط روند صعودی و محدودۀ پرایس‌اکشنی مشخص شده و اگر در چنین موقعیتی، الگوی کندل استیک مهمی مثل Pin Bar مشاهده شود، یعنی قیمت به حمایت خود معامله‌گری بر اساس خطوط مقاومت واکنش مثبت داده و می­تواند انتظار داشت که یک حرکت صعودی هیجانی رخ دهد.

priceee action

مزایا و معایب معامله­‌گری به روش پرایس اکشن

در این بخش از مقاله معامله‌گری به روش پرایس اکشن، قصد داریم تا مزایا و معایب مرتبط با این روش معامله‌­گری را مورد بررسی قرار دهیم.

اگر شما پرایس اکشن را به‌­عنوان شیوه معامله‌گری خود انتخاب کرده باشید، می‌­توانید متناسب با حرکت بازارها و به‌صورت آنی، وارد بازار شوید و ترید کنید. زمانی که بر ا‌ساس پرایس اکشن و متکی بر شمع‌­ها وارد بازار شوید، می­‌توانید دقیقاً بر اساس اتفاقات بازار و بدون نیاز به بررسی اخبار و انواع تحلیل­‌های فاندامنتال معامله کنید و شانس موفقیت بالایی خواهید داشت.

مزایای پرایس اکشن

  • روش معامله­‌گری پرایس اکشن باعث شفافیت می­‌شود و هنگام ورود به موقعیت موردنظر، اعتمادبه‌نفس مناسبی را خواهید داشت.
  • یادگیری روش معامله­‌گری پرایس اکشن ساده است و شما برای اینکه بتوانید بر اساس این روش معامله کنید، نیازی به تخصص در حوزه­‌های مالی نخواهید داشت و تنها کافی است بتوانید سیگنال­‌های مورداستفاده را درک کنید.
  • دسترسی به منابع یادگیری پرایس اکشن راحت است و به­‌راحتی می­تواند در این مورد به مطالعه بپردازید و سپس با بررسی بازار و حدس روند، بدون سرمایه‌­گذاری، اطلاعات خود را آزمایش کنید و با این کار به تمرین بپردازید.

مزایای پرایس اکشن

معایب پرایس اکشن

  • یکی از معایب بهره­گیری از روش معامله­گری پرایس اکشن، این است که برای استفاده از آن می­بایست صبور باشید زیرا تعداد معاملاتی که می­توانید از این طریق انجام دهید، کم است. دلیل این موضوع این است که در روش پرایس اکشن، معامله­گر باید در پشتیبانی و مقاومت منتظر تأیید باشد و به همین دلیل ممکن است فرصت­های معاملاتی زیادی را از دست بدهد.
  • تحلیل پرایس اکشن می­تواند به‌صورت شخص به شخص متفاوت باشد و هر معامله­گر نظر خاص خودش نسبت به وضعیت بازار را داشته باشد و این موضوع باعث می­شود که گاهی اوقات معامله­گر تصمیم اشتباهی را اتخاذ کند. این تفاوت نظر میان تریدرها می­تواند به دلیل تفاوت ابزارها و تایم فریم­ها باشد.
  • نکته دیگری که می­توان به‌عنوان محدودیت در روش پرایس اکشن در نظر گرفت، این است که برخی از الگوها، به شکل آنی و بلادرنگ درست از آب در نمی­آید و برای اینکه نتایج لازم حاصل شود، می­بایست به الگو، فرصت کافی را بدهید.

نکته در مورد پرایس اکشن

برای سرمایه­‌گذاری مطمئن و تحلیل بهتر پیشنهاد می­شود تا از تایم فریم روزانه یا هفتگی استفاده کنید زیرا تریدرهای حرفه‌­ای پرایس اکشن، این تایم فریم­‌ها را نسبت به تایم فریم‌های ساعتی و دقیقه‌­ای مطمئن‌­تر می­‌دانند.

chart of price

جمع‌بندی

در این مقاله تلاش کردیم تا شما را با یکی از برترین، ساده‌­ترین و جذاب­ترین روش‌­های معامله­‌گری در بازارهای مالی آشنا کنیم تا شما عزیزان بتوانید با استفاده از یک چارت خلوت و روش­‌های ساده، پول­سازی از بازارهای مالی را تجربه کنید. اما در این بخش به­‌عنوان بخش نهایی نیز باید اعلام کنیم که برای یادگیری این روش می‌­بایست به شکل کاملاً جدی به مطالعه و تحقیق بپردازید و تمرین کنید تا بتوانید از این تکنیک­‌های ساده در جهت دلخواه بهره ببرید.

این روش که تنها بر روی قیمت یک دارایی متمرکز است، می‌­تواند در جهت پیش­بینی بازار مؤثر واقع شود و شما را در راستای سودآوری قرار دهد. پس از همین لحظه اقدام به کسب اطلاعات در این زمینه کنید تا بتوانید در آینده­ای نزدیک، معاملات سودآوری را انجام دهید!



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.