رفتارهای هیجانی معامله گران


روانشناسی معامله گری

تخصص در بازار فارکس یا بهره مندی از دانش لازم در کلیه بخشهای این بازار نمی تواند تعیین کننده موفقیت یک معامله گر در بازار جهانی فارکس باشد. بطور مثال آشنایی با صدها استراتژی در فارکس و یا استفاده از شاخص معاملاتی در فارکس برای تحلیل این بازار چنانچه از یک موضوع غافل باشید، شاید هیچ کدام از این عوامل نتوانند برای معامله گر کارامد باشند. موضوع اصلی داشتن مهارت در مدیریت احساسات است که جزئی از روانشناسی معامله گری فارکس محسوب می شود. کلید موفقیت در یک معامله بهره مندی از مدیریت صحیح احساسات است. بنابراین اگر تنها هوش و ذکاوت کلید اصلی موفقیت رفتارهای هیجانی معامله گران بود، افراد بیشتری می توانستند از این طریق پولسازی کنند. یک معامله گر خوب چگونه احساسات خود را در زمان انجام معامله کنترل می کند؟

1- آنها از حس استرس دوری می کنند. بدان معنا که اگر از انجام معامله ترس دارند یا فضای مناسبی برای انجام معامله احساس نمی کنند، اصلاً به انجام آن فکر نمی کنند.

2- عدم اطمینان نسبت به انجام معامله با عدم اعتماد به نفس متفاوت است. مساله این است که در بازار فارکس هر چند معامله گر خوبی باشید در یک لحظه ممکن است ناگهان بازار خلاف پیش بینی شما پیش رود. شما می بایست به عنوان معامله گر آمادگی رویایی با ضرر را در بازار فارکس داشته باشید. در اصطلاح روانشناسی معامله گری، می گویند که امید به بهترین داشته باش اما برای بدترین شرایط خود را آماده کن. اگر از لحاظ روحی آمادگی پذیرش ضرر در معامله را داشته باشید، احساسات منفی در شما کمتر اثرگذار خواهند بود.

3- هرگز انتظار سود لحظه ای نداشته باشید. هر رفتارهای هیجانی معامله گران چقدر میزان حجم معاملات معامله گر بزرگتر باشد احتمال ریسک آن نیز افزایش می یابد. البته که احتمال ضرر همواره وجود دارد. یک معامله گر خوب با مدیریت ریسک از ضرر معاملات خود تا حد زیادی جلوگیری می کند.

برای مثال یکی از عواملی که باعث می شود معامله گران ضرر کرده و از انجام معاملات منصرف شوند ضعف در مدیریت ریسک می باشد. آنها بیشتر از حد توان خود ریسک می کنند. اما یکی از دلایل این ضعف را می توان در یک کلمه خلاصه کرد و آن هم تمایل بیش از حد به سودآوری یا در اصطلاح عامیانه ” طمع ” می باشد. اما بطور کلی موارد فوق از مهمترین مباحث روانشناسی معامله گری در فارکس هستند که درک درست آنها می تواند کمک بسیار زیادی به معامله گران بازارهای مالی در جهت هدایت معاملات آنها بکند.

چرا معامله گران ضرر می کنند ؟

آمار منتشر شده در بسیاری از وب سایت ها حاکی از این است که حدود 80% معامله گران فارکس سرمایه خود را در معامله از دست داده و از این بازار خارج می شوند. البته مساله آماری بسیار مهم تعداد معامله گران نیست بلکه میزان حجم سرمایه وارد شده در این بازار است. گزارشات سایت دیلی فارکس (daily forex) هنوز بسیاری از معامله گران نتوانسته اند در این بازار جای خود را تثبیت کنند. حال برای روانشناسی معامله گری در فارکس نگاهی به دلایل ضرر معامله گران در این بازار جهانی می اندازیم.

– بازار فارکس یا هر نوع بازار مالی دیگری بدین گونه است که اگر بخواهید بیش از میزان سرمایه خود سود کسب کنید، می تواند شما را زمین بزند. اگر معامله گر با این چهارچوب فکری که به اصطلاح بازار را زمین می زند، بصورتی هیجانی برای معامله هجوم آورد قطعاً با یک فاجعه مواجه خواهد بود.

– مهمترین کار معامله گر حفظ سرمایه و سپس کسب سود است. اگر سرمایه خود را از دست بدهید توانایی سودآوری را از دست داده اید. مدیریت ریسک فارکس همچنانکه پیشتر نیز گفته شد نظیر خارج شدن از معامله پس از کسب سود منطقی از آن و معامله در حجم منطقی در مقابل سرمایه، برای مقابله با ریسک های معاملاتی است.

– طمع معاملاتی نداشته باشید. اگر بخواهید هر پیپ لحظه آخری پیش از چرخش جفت ارزها را بگیرید، مجبور می شوید برای مدت طولانی در آن پوزیشن رفتارهای هیجانی معامله گران بمانید و حتی معامله سودآور خود را نیز از دست خواهید داد.

– اگر احساس می کنید روند بازار در تغییر است و می خواهید در مسیر جدیدی وارد معامله شوید، منتظر تایید شدن تغییر روند قیمت بمانید. اگر می خواهید در پوزیشن پایین یا به اصطلاح در کف معامله کنید، نقطه پایین در روند صعودی را انتخاب کنید و اگر می خواهید در پوزیشن بالا یا در سقف معامله کنید، بالاترین نقطه در روند نزولی یا اصلاحی را انتخاب کنید.

در روانشناسی معامله گری اشتباه کردن به عنوان یک انسان امری عادی است. پس به عنوان یک معامله گر بهتر است بجای آنکه سرمایه خود را از دست بدهیم اشتباه خود را بپذیریم.

چگونه می توان بر احساسات غلبه کرد ؟

معامله در بازارهای مالی بویژه فارکس چیزی نیست که اکثر مردم انتظار آن را دارند. باید در نظر داشت که اینگونه معاملات نظیر یک ترن هوایی با فراز و فرودهای فراوان و البته ناگهانی همراه هستند. برای اینکه چهارچوب فکری یک معامله گر واقعی را داشته باشید می بایست در نقطه اول بر احساسات خود غلبه کنید. بدین ترتیب شانس موفقیت و ماندن در این بازار را برای خود فراهم ساخته اید. چگونگی مدیریت روانشناسی معامله گری اهمیت بسیار زیادی دارد. شما می بایست قدرت پذیرش شکست و تحمل فشار روانی ناشی از تغییرات بازار را داشته باشید. انجام موارد زیر می تواند برای کنترل احساسات در معاملات تجاری به معامله گر کمک کند.

– زمانی را برای تحقیق در مورد صنایع و شرکت های مختلف بازار اختصاص داده و اطلاعات خود را در زمینه های گوناگون بازار ارتقا دهید. با شناخت بازار می توانید برای معاملات سودمند برنامه ریزی کنید. بدین ترتیب شما با دانش خود و نه با احساسات معامله می کنید.

– در مورد معامله گران موفق تحقیق کنید. آشنایی با روش کار آنها می تواند دیدگاه صحیح تر و روش های بهتری برای معاملات در اختیار شما به عنوان یک معامله گر قرار دهد. سعی کنید احساسات خود را در تصمیم گیری های تجاری دخالت ندهید.

– به یاد داشته باشید که ضرر مالی جزئی از معاملات شماست و نمی توانید آن را نادیده بگیرید. در حقیقت ضرر و زیان همیشه کنار هم قرار دارند.

– در زمان معامله، جدا از آنکه چه احساسی دارید و یا چه اتفاقی در زندگیتان افتاده است، می بایست به میزان سرمایه موجود خود معامله کنید. اگر قرار است درصدی از سرمایه خود را از دست بدهید اما در مقابل می توانید سود بیشتری کسب کنید پس حس بدی نداشته باشید و خود را آماده این اتفاق کنید. بطور مثال اگر بیش از میزان سرمایه تان وارد معامله ای شوید، استرس شما بیشتر خواهد بود و همین موضوع ممکن است شما را به سمت تصمیم نادرست هدایت کند و فاجعه رخ دهد.

بازار ارز آرام است

دبیر کل شورای عالی کانون صرافان گفت: نرخ دلار در بازار آزاد ۳۰ هزار و ۵۰۰ تومان و یورو ۳۰ هزار و ۶۰۰ تومان است.

طی چند ماه گذشته آرامش بر بازار ارز حاکم بود و نرخ‌ها تقریباً نوسان زیادی نداشت. معامله‌گران در این بازار رفتار هیجانی نداشتند و بیشتر برای خرید ارز مورد نیاز خود مراجعه می‌کردند.

به گزارش ایرنا، امروز بعد از مدت‌ها قیمت دلار رشد اندکی داشت؛ در این خصوص با دبیر کل شورای عالی کانون صرافان گفت‌وگویی انجام دادیم که تاکید کرد: قیمت‌ها در یک رنج ثابت نوسان خواهد داشت.

«کامران سلطانی زاده» درباره آخرین قیمت‌ها در بازار ارز اظهار داشت: نرخ دلار در بازار آزاد ۳۰ هزار و ۵۰۰ تومان و یورو ۳۰ هزار و ۶۰۰ تومان است.

وی افزود: همچنین در بازار متشکل ارزی قیمت دلار ۲۹ هزار و ۶۰۰ تومان دادوستد می‌شود، اما همچنان آرامش بر رفتارهای هیجانی معامله گران بازار حاکم است.

دبیر کل کانون صرافان ایران گفت: این افزایش جزیی نرخ ارز به دلیل نزدیک شدن به تعطیلات آخر هفته و شهریورماه و سفرهای اربعین است که این موضوع طبیعی است.

سلطانی زاده ادامه داد: بنابراین با وجود سفرهای اربعین و سفرهای پایان شهریورماه تنها حدود ۰.۵ درصد رشد معاملات را در بازار شاهد بودیم که این رقم قابل توجهی نیست.

وی تصریح کرد: مقایسه وضعیت بازار ارز در این ایام نسبت به مدت مشابه سال گذشته تغییرات و نوسان قابل توجهی ندارد و این نشان می‌دهد که هیجان در بازار ندارید و رفتارها در بازار معقول است.

دبیر کل شورای عالی کانون صرافان بیان کرد: دلیل اصلی آرامش در بازار ارز این است که صرافی‌ها در سراسر کشور ارز موردنیاز مردم را تامین می‌کنند و مردم دیگر دغدغه‌ای برای خرید ارز ندارند. بازار متشکل ارزی هم هم در این مورد مدیریت می‌کنند.

سلطانی زاده اضافه کرد: البته نعاملات ارز توافقی نیز در بازار انجام می‌شود؛ در نتیجه مردم نه‌تنها رفتارهای هیجانی معامله گران دغدغه‌ای برای تامین ارز موردنیاز خود ندارند؛ بلکه هیجانی برای خرید در بازار نیز وجود ندارد.

وی گفت: با توجه به اینکه بازار ارز در یک سال گذشته سودآور نبود و مردم به این نتیجه رسیدند که سرمایه‌گذاری در بازار ارز مطلوب نیست و افراد تمایلی به سرمایه‌گذاری ندارند. بیشتر افرادی که در این بازار حضور ارند و ارز خریداری می‌کنند، تنها به دنبال تامین مصرف ارزی مورد نیاز خود هستند.

روانشناسی بازار یکی از مهم‌ترین مباحث در اقتصاد رفتاری است

اقتصاد رفتاری یک مبحث مطالعاتی میان‌رشته‌ای است که در آن محققان فاکتورهای مختلف را که در تصمیم‌گیری‌های اقتصادی نقش دارند، مورد بررسی قرار می‌دهند.بسیاری از افراد اعتقاد دارند که احساسات، موتور محرکه اصلی تغییرات بازارهای مالی است و نوسانات و تغییرات احساسی یک سرمایه‌گذار همان چیزی است که به آن روانشناسی بازار گفته می‌شود. این بازار می‌توان بورس سهام باشد یا هر بازار دیگری. به طور خلاصه احساسات بازار، آن حس کلی سرمایه‌گذاران و معامله‌گران نسبت به تغییرات قیمت یک دارایی خاص است. اگر احساسات بازار مثبت بوده و همزمان قیمت‌ها نیز در حال افزایش باشند، اصطلاحا به چنین شرایطی بازار مثبت و رو به بالا و بالعکس این موضوع بازار رو به پایین یا منفی گفته می‌شود.پس می‌توان نتیجه گرفت که احساسات بازار مجموع و یا میانگین احساسات و عواطف تمام سرمایه‌گذاران و معامله‌گرانی است که در یک بازار مالی خاص حضور دارند. درست مانند هر گروهی از افراد و در هر جامعه‌ای، چه کوچک و چه بزرگ، یک فکر به صورت غالب و مسلط بین افراد آن جامعه وجود ندارد. بر طبق تئوری‌های روانشناسی بازار، قیمت یک دارایی دائما در پاسخ به احساسات بازار میل به تغییر دارد و نکته مهم اینجاست که خود این احساسات بازار نیز ایستا نبوده و به صورت پویا در حال تغییر می‌باشند؛ اگر اینگونه نبود، انجام یک معامله بسیار سخت‌تر می‌شد. در عمل و واقعیت، وقتی بازار در رشد است، اعتماد به نفس و عواطف معامله‌گران در وضعیت خوبی قرار دارد. احساس مثبت بازار باعث افزایش تقاضا و کاهش عرضه شده و این افزایش تقاضا اوضاع روانی سرمایه‌گذاران را بهتر نیز می‌کند. به طور مشابه روند رو به پایین نیز همینگونه عمل می‌کند و در صورت سقوط بازار تقاضا کاهش و عرضه افزایش پیدا می‌کند.
احساسات در چرخه‌های بورس و سایر بازارهای مالی چگونه تغییر می‌کنند؟
روند رو به بالا
تمام بازارها درون یک چرخه از حرکات مثبت و منفی بوده و وقتی بازار در فاز و مرحله رشد و مثبت است، یک خوش‌بینی، اعتماد و حرص غالب در بین سرمایه‌گذاران به وجود می‌آید. این احساساتی که از آن‌ها یاد شد، اصلی‌ترین دلایل برای بالا بردن فعالیت‌های خرید هستند. معمولا مشاهده کردن فعالیت‌های چرخه‌ای و برگشت‌پذیر در بازار بسیار معمول است؛ برای مثال همانطور که گفته شد احساسات بازار در هنگام رشد قیمت‌ها مثبت است و همین موضوع باعث می‌شود که هیجان سرمایه‌گذاران بیشتر شده و بازار رشد بیشتری را تجربه کند. همانطور که می‌بینید این موضوعات کاملا به صورت دومینو و چرخه‌ای باعث اتفاقات مشابه بعدی می‌شوند. گاهی اوقات یک حس قوی از اعتماد و حرص و طمع بازار را به طور کامل در بر می‌گیرد و باعث ایجاد حباب می‌شود. در چنین شرایطی سرمایه‌گذاران غیرمنطقی عمل کرده و بدون توجه به ارزش واقعی یک دارایی و صرفا به دلیل اعتقادشان به بالا رفتن قیمت آن، شروع به خرید می‌کنند. معامله‌گران به دلیل شتاب تحولات بازار، حریص و بیش از حد هیجان‌زده می‌شوند و امید به سود کردن دارند. قیمت بعد از این وضعیت، بیش از حد رشد پیدا کرده و از ارزش واقعی خودش دور می‌شود؛ به همین دلیل این کار و فعالیت و خرید بیشتر در این وضعیت بالاترین ریسک اقتصادی را به همراه دارد. در رفتارهای هیجانی معامله گران برخی موارد قیمت یک سهام بدون نوسان حرکت می‌کند و دلیل این موضوع این است که به تدریج در حال فروخته شدن است. این وضعیت به عنوان مرحله توزیع (distribution) شناخته می‌شود؛ اما گاهی اوقات بازار مرحله توزیع خاصی ندارد و روند رو به پایین بلافاصله بعد از ترکیدن حباب قیمتی شروع می‌شود.

روند رو به پایین
وقتی بازار تغییر جهت داده و منفی می‌شود، آن حس سرخوشی و رضایت جای خودش را به نارضایتی و ترس می‌دهد. در چنین شرایطی معامله‌گران نمی‌خواهند باور کنند که روند رو به بالا تمام شده است؛ اما قیمت‌ها همچنان کاهش می‌یابند و احساسات بازار به تدریج منفی می‌شود. احساسات رایج در این وضعیت، اضطراب، انکار و ترس است. در این مقاله منظور از اضطراب، زمانی است که برای سرمایه‌گذاران این سوال پیش می‌آید که چرا قیمت‌ها در حال کاهش هستند و همین موضوع آن‌ها را وارد مرحله انکار می‌کند. درمرحله انکار سرمایه‌گذاران نمی‌خواهند دارایی‌ها و سهام خود را به فروش برسانند و دلایل آن‌ها می‌تواند \” دیر شدن زمان فروش\” و یا باور به \”بازگشت دوباره بازار\” باشد. برخی معامله‌گران در این وضعیت عمدا به دنبال اخبار خوب و مثبت هستند تا با این اخبار به خودشان دلداری دهند و زخم‌شان تسکین یابد! حال وقتی کاهش یافتن قیمت‌ها ادامه پیدا می‌کند، موج فروش قدرتمندتر می‌شود. در این نقطه ترس و وحشت سرمایه‌گذاران را به مرحله تسلیم می‌رساند و در نزدیکی رسیدن قیمت به کف، اقدام به فروش می‌کنند. در نهایت بعد از اینکه نوسانات کاهش پیدا کرده و بازار به ثبات می‌رسد، روند رو به پایین متوقف می‌شود. معمولا بعد از این حالت، بازار یک حرکت بدون نوسان را تجربه کرده و بعد دوباره امید و خوش‌بینی بین سرمایه‌گذاران رواج پیدا می‌کند. این حرکات بدون نوسان بعد از اتمام روند‌ها با عنوان مرحله انباشت (accumulation) نیز شناخته می‌شوند.

سرمایه‌گذاران چگونه از روانشناسی بازار بهره می‌برند؟
با فرض اینکه تئوری‌های روانشناسی بازار معتبر باشند، سرمایه‌گذاران می‌توانند با استفاده از آن زمان‌های بهتری را برای ورود به معامله و خروج از آن انتخاب کنند. به طور کلی اتخاذ استراتژی ضد تولید و یا ضد حمله در بازار بسیار معمول است؛ برای مثال وقتی بازار به طور کلی نا امید بوده و قیمت‌های بسیار پایین هستند، بهترین فرصت برای یک خریدار به وجود می‌آید. در نتیجه بعضی از سرمایه‌گذاران و معامله‌گران شروع به مطالعه احساسات بازار کرده تا تفاوت‌های بین مراحل مختلف را در یک چرخه مشخص کنند. به طور ایده‌آل این افراد باهوش در زمان ترس و وحشت که قیمت‌ها پایین هستند، اقدام به خرید و در زمان حرص و خوش‌بینی شروع به فروش می‌کنند. نکته مهم اینجاست که انجام این کار به همین آسانی‌ای که نوشته شده است نیست رفتارهای هیجانی معامله گران و گرفتن تصمیمات درست در بین سرمایه‌گذاران بسیار کمیاب است؛ برای مثال ممکن است یک تحلیلگر سطح حمایت را به اشتباه تشخیص داده و قیمت‌ها حتی از آن نیز پایین‌تر بروند.

تحلیل تکنیکال و روانشناسی بورس
نگاه به گذشته نمودار قیمت و بررسی اتفاقات گذشته بازار و دیدن واکنش سرمایه‌گذاران به اتفاقات مختلف بسیار آسان است. تحلیل و آنالیز اطلاعات مربوط به آن زمان مشخص می‌کند که چه تصمیم و یا فعالیتی در گذشته سودآور بوده است. با این حال تشخیص تغییرات بازار با پیشروی آن سخت‌تر شده و پیش‌بینی حرکت بعدی قیمت‌ها غیرممکن می‌شود. در چنین شرایطی سرمایه‌گذاران و تحلیلگران بازار بورس از ابزارهای تحلیل تکنیکال برای پیش‌بینی رفتارهای هیجانی معامله گران روندهای بازار استفاده می‌کنند. شاید به نوعی بتوان گفت که اندیکاتورهای تحلیل تکنیکال، ابزارهایی هستند که وضعیت روانی بازار را اندازه‌گیری می‌کنند؛ برای مثال اندیکاتور RSI (شاخص قدرت نسبی) شرایط خرید بیش از حد (و همچنین فروش از بیش از حد) را با توجه به مثبت بودن احساسات بازار انداره‌گیری می‌کند. اندیکاتور MACD یک مثال دیگر از ابزارهایی است که برای شناسایی مراحل مختلف روانشناسی بازار در چرخه‌های مالی مورد استفاده قرار می‌گیرد. به طور خلاصه ارتباط بین خطوط آن، تغییرات ممنتوم بازار را مشخص می‌کند.

بیت‌کوین و روانشناسی بازار
بازار صعودی دیوانه‌کننده بیت‌کوین در سال 2017 یک مثال بارز از تاثیرات متقابل قیمت و روانشناسی بازار بر روی یکدیگر است. از ژانویه تا دسامبر همان سال قیمت بیت‌کوین با شیب فوق‌العاده زیاد به 20 هزار دلار؛ یعنی بالاترین قیمت تمام دورانش، رسید و در نتیجه این رشد دیوانه‌وار، احساسات بازار بسیار مثبت شد. در چنین شرایطی هزاران سرمایه‌گذار جدید وارد بازار بیت‌کوین شدند و یک هیجان بسیار بالا در روند مثبت بیت‌کوین ایجاد کردند. طمع بسیار زیاد و خوش‌بینی افراطی قیمت‌ها را بالاتر می‌برد؛ تا اینکه رشد قیمت متوقف شد! چرخش روند در اواخر سال 2017 و اوایل 2018 شروع شد و تصحیح قیمتی باعث شد بسیاری از سرمایه‌گذاران تازه‌وارد ضرر‌های سنگینی متحمل شوند؛ اما حتی این روند رو به پایین باعث نشد که برخی از معامله‌گران حس رضایت و اعتماد به نفس اشتباه خود را رها کنند و بیت‌کوین‌های خود را نگه داشتند. در طی چند ماه احساسات و هیجانات بازار بسیار منفی شد و اعتماد به بازار بیت‌کوین به کمترین حد خودش رسید. اضطراب و ترس باعث شد که بسیاری از سرمایه‌گذارانی که در نزدیکی اوج قیمت بیت‌کوین خریداری کرده‌ بودند، در نزدیکی کف قیمت آن‌ را بفروشند و متحمل ضررهای بسیار زیادی گردیدند. بسیاری از مردم با وجود عدم تغییر در تکنولوژی و ماهیت بیت‌کوین نسبت به آن حس بدی پیدا کرده و سرخورده شدند.
تعصبات

تعصب یکی از الگوهای فکری است که باعث می‌شود بسیاری از افراد تصمیمات غیر منطقی بگیرند. این الگوها می‌توانند بر روی شخص معامله‌گر و یا کل بازار تاثیر بگذارند که در زیر چند مثال در این مورد آورده‌ایم:

تعصب تاییدی
میل به تایید بیش از حد اطلاعاتی که با اعتقادات شخصی خودمان همخوانی دارد؛ اما از آن طرف اطلاعات و نظرات مخالف را به شدت نادیده گرفته و یا محکوم می‌کنیم؛ برای مثال سرمایه‌گذاران ممکن است که در یک بازار رو به بالا تنها بر روی خبرهای خوب تمرکز کرده و اخبار بد و نشانه‌های بازگشت روند را نادیده بگیرند.

نفرت از ضرر
میل مشترک بین تمام انسان (اکثر آن‌ها) این است که ترس از ضرر کردن در آن‌ها بیشتر از لذت بردن از سود در آن‌هاست. به بیان دیگر دردی که در ضرر کردن وجود دارد، بسیار بیشتر از لذتی است که در سود کردن موجود است. این موضوع می‌تواند باعث شود که سرمایه‌گذاران فرصت‌های خوب فروش در دوره انباشت را از دست بدهند.

اثر دارایی
این میل افرادی است که ارزش دارایی‌های خودشان را بالاتر از چیزی که هست می‌دانند و تنها دلیل این موضوع این است که آن‌ها صاحب آن هستند؛ برای مثال فردی که چند ارز دیجیتال را دارد نسبت به کسی که ندارد، اعتقاد بیشتری به ارزش بالای آن دارد.

سخن پایانی
اکثر معامله‌گران و سرمایه‌گذاران اعتقاد دارند که روانشناسی بر روی قیمت‌های بازار و چرخه‌های آن تاثیر می‌‌گذارد. با این وجود مشخص است که فهمیدن و درک روانشناسی بازار به آن آسانی که فکر می‌کنید، نیست. بسیاری از سرمایه‌گذاران در تمیز دادن رفتارها و اعتقادات خودشان از احساسات بازار مشکل دارند. سرمایه‌گذاران باید علاوه بر فهمیدن و درک روانشناسی بازار، بر روی وضعیت روحی و روانی خودشان نیز تسلط کامل داشته باشند تا این موارد بر روی تصمیماتشان تاثیر نگذارد.

ریزش بورس در ۱۰ برداشت / هیجانی بودن رفتار تعدادی از معامله‌گران

می متالز - سومین افت بزرگ بورس تهران در سال ۹۸ با ریزش هفت هزار واحدی شاخص کل به ثبت رسید. در این شرایط، سریالی از دلایل کاهنده میان فعالان بازار سهام به‌وجود آمد که هر کدام به توضیح این افت می‌پرداخت. پراکندگی گمانه‌زنی‌ها نشان می‌دهد نمی‌توان با ساده‌سازی فضا، یک علت را برای هجوم عرضه‌کنندگان ارائه کرد. همچنین بررسی فرضیه‌های مختلف به‌طور مشخص از هیجانی بودن حداقل بخشی از رفتار معامله‌گران حکایت دارد. جایی که صف‌های خرید اوایل هفته جای خود را به فروش‌های دسته‌جمعی داد و در نهایت بیش از ۹۰ درصد نمادهای بورسی را قرمزپوش کرد.

به گزارش می متالز، هجوم سنگین عرضه‌کنندگان بورسی یک روز سراسر قرمز را در بازار سهام رقم زد. جایی که شاخص کل با ریزش ۷۰۳۵ واحدی سومین افت سنگین خود در سال‌جاری را تجربه کرد تا بار دیگر بازار گمانه‌زنی‌ها و ارائه توجیهات برای منفی شدن بازار داغ و داغ‌تر شود؛ از فرضیات دم‌دستی مثل اثر منفی عرضه اولیه سهام گرفته تا تئوری‌های توطئه‌ای که عوامل خارج از بورس را عامل ریزش قیمت سهام معرفی می‌کردند. بررسی ریشه‌های ۱۰ توجیه بورس‌بازان زیر فشار عرضه‌های دیروز نتایج مهمی دربر دارد.

اینکه اولا دلیل مشخصی برای ریزش دیروز مورد اجماع فعالان نیست و ثانیا این مساله باعث شده به سختی بتوان سهم هیجان در معاملات را انکار کرد، بنابراین الگوی ساده‌ای برای ادامه فعالیت در بازار سهام وجود ندارد و افراد نمی‌توانند با معادلات ساده‌ای نظیر خرید سهام دلاری یا افزایش سرمایه‌ای یا . به فعالیت پرداخته و سود مناسبی کسب کنند.

ابتدا جنبه‌های تحلیلی مربوط به هر توجیه را بررسی می‌کنیم:

۱. انگشت اتهام به سمت دلار: نرخ هر دلار آمریکا به‌عنوان یکی از محرک‌های اصلی بازار سهام از سال گذشته، دیروز با روند کاهشی کانال مهم ۱۲ هزار تومانی را نیز واگذار کرد و اختلاف نرخ ارزهای بازار آزاد و نیما به حداقل رسید. مهر سال گذشته نیز که دلار از محدوده ۱۸ هزار تومان روند کاهشی در پیش گرفت باعث واکنش منفی بورس و فشار فروش شد. این موضوع در حالی است که در آن زمان نیز بسیاری از تحلیلگران با اشاره به عدم کاهش نرخ‌ها در بازار نیما (نرخی که برای بورسی‌ها مهم است) آن فشار فروش‌ها را غیرمنطقی می‌دانستند و در نهایت نیز بازار سهام به مدار صعودی بازگشت.

اکنون اما دو تفاوت وجود دارد که می‌تواند نتایج مثبت و منفی برای بورس به لحاظ تحلیلی داشته باشد. اولا آنکه اختلاف نرخ نیما و آزاد در بازار فعلی محدود است و در نتیجه مشابه سال گذشته نمی‌توان مدعی شد ظرفیت خیلی بالایی برای رشد بورس با اهرم دلار وجود دارد. صرفا می‌توان تاکید کرد که این موضوع نباید نگرانی جدی برای فعالان بورسی به‌عنوان عامل منفی ایجاد کند زیرا نرخ‌های زیر نرخ نیما نمی‌تواند پایدار باشد.

مساله دیگر اما به تناقض‌های موجود در تحلیل دلاری بورس برمی‌گردد. اگر تحلیل می‌کنیم دلار به دلایل غیراقتصادی (مثلا بهبود فضای سیاست خارجی) افت کرده، این اتفاق هم‌زمان نسبت قیمت به درآمد (P/ E) بورس را تقویت می‌کند که اثر به مراتب مثبت‌تری بر وضعیت سهام خواهد داشت. نسبتی که در شرایط ریسک غیراقتصادی به حدود ۴ کاهش یافته است با رفع نگرانی‌های سیاسی می‌تواند به میانگین تاریخی خود (۶ مرتبه که حدودا ۵۰ درصد بالاتر است) نزدیک شود.

در سوی دیگر، اگر اثر افت دلار آزاد را بر رکود بورس کالا و مشکلات صادراتی بالا می‌دانیم؛ پایداری نرخ دلار محل تناقض است؛ یعنی اگر قرار است نرخ فعلی دلار پایدار بماند، بدون فروش در بورس کالا و یا صادرات چگونه می‌تواند این نرخ پایدار بماند؟ می‌دانیم که عرضه دلار پس از تحریم‌های نفتی وابستگی ویژه‌ای به صادرات غیرنفتی که همان شرکت‌های کامودیتی بورسی هستند، پیدا کرده است.

۲. افیون فراموشی زیان: مدیریت پایش ریسک که فاز سوم خود را امروز آغاز کرده بهانه دیگری بود که به‌نظر می‌رسد برخی برای تسکین خاطر به آن استناد می‌کنند. باید توجه داشت فشار سنگین زیان باعث می‌شود افراد به‌جای تحلیل دقیق و پرداختن به واقعیات و اشتباهات به دنبال مقصرهایی باشند که نیاز به فکر چندانی ندارد.

این مساله که در «مالی رفتاری» به اثبات رسیده است باعث می‌شود حتی دلایلی که به کرات نیز نقض شده‌اند مجددا مطرح شوند. از جمله موضوع محدودیت‌های اعتباری که هفته گذشته نیز دستاویز برخی افراد بود، از نگاه کارشناسی اثر خاصی بر روند معاملات و عرضه‌های دیروز نداشته است.

۳. اتهام به تازه‌ وارد: یکی دیگر از دلایل تکراری در زمان افت، متهم کردن عرضه‌های اولیه بورسی است که این‌بار نوبت پتروشیمی نوری بود. سهمی که دیروز با عرضه جدی سهام خود نیز مواجه شد و پس از سه روز تا نزدیکی عرضه کامل صف خرید پیش‌رفت. این تئوری توطئه بارها در عمل در بازار رد شده و این‌بار نیز با استناد به روند پیش از عرضه سهام «نوری» قابل رد شدن است زیرا در روزهای معاملاتی پیش از عرضه این سهام و حتی در روز عرضه نیز شاهد روند متعادل بورس تهران بودیم.

۴. یک توجیه بنیادی: برخی افراد که نمی‌خواهند بهانه‌های تازه‌واردها را تکرار کنند به برخی مسائل بنیادی اشاره می‌کردند از جمله مساله کاهش فروش شرکت‌ها به دلیل رکود احتمالی و مشکلات صادراتی. هرچند به‌طور کلی این مساله قابل رد یا تایید نیست، اما نکته مهم آن است که مساله جدیدی نبوده و نمی‌تواند به‌عنوان عامل ریزش دیروز شناسایی شود. برای نگاه به آینده نیز با نزدیک شدن به پایان تیر و ارائه گزارش‌های ماهانه شرکت‌ها می‌توان با دقت بیشتری درباره شائبه‌های مربوط به آن صحبت کرد.

۵. طبیعت بازار را می‌دانم: یکی از واکنش‌ها و توضیحاتی که شاید از هیجانات و توجیهات دورتر بود، مساله طبیعی بودن اصلاح بورس پس از رشدهای طولانی است. هرچند این جمله به‌طور کلی صحیح است، اما مطرح شدن آن در معاملات دیروز که روند صعودی ممتدی را در روزهای اخیر در بورس تهران شاهد نبودیم چندان دقیق به نظر نمی‌رسد. همچنین اینکه ۹۱ درصد از سهام در معاملات دیروز کاهش قیمت را تجربه کردند، تاییدی بر آن است که حداقل بخش مهمی از افت با چاشنی هیجان توام بوده است.

۶. ایراد مهندسی به سهام: یکی دیگر از متهم‌های سال‌های اخیر بورس بحث «مشکل هسته معاملات» است. در واقع بالا رفتن درخواست‌های معامله‌گران به ویژه در دوره‌های رونق باعث می‌شود تا سیستم معاملاتی دچار مشکل شود و برخی افراد معتقدند این مساله عامل ریزش دیروز بوده است. اگر چنین فرضی را بپذیریم، وجود این مشکل در روزهای مثبت سهام چگونه توجیه می‌شود؟

۷. نقطه شکست ناترازی: در میان برخی تحلیلگران بنیادی موضوع ناهماهنگی رشد قیمت سهام کوچک و بزرگ است؛ به‌طوری که بازدهی شاخص کل هم‌وزن (با اثرگذاری یکسان نمادها) بیش از دو برابر شاخص کل بورس از ابتدای سال بوده است. این موضوع به خوبی نشان می‌دهد که تمرکز تقاضا در نقاطی از بازار سهام شکل گرفته است که بعضا حتی ممکن است به حبابی شدن منجر شده باشد.

بر اساس این تحلیل، نیاز به اصلاح این روندها و بازگشت قیمت‌ها به سطوح ذاتی عامل ریزش معاملات دیروز بوده است. چنین ادعایی اگر به این نحو تفسیر شود که افزایش عرضه در گروهی از سهام غیربنیادی به کل بازار هیجان منفی سرایت داده است می‌تواند تا حد خوبی درست باشد. اما اگر بخواهد القا کند کلیت بازار دچار حباب شده و باید تخلیه می‌شد چندان قابل اعتنا نیست زیرا زمانی که به گروه‌های مختلف بورس به‌صورت مجزا توجه شود، از نگاه تحلیلی نشانه‌ای از حباب وجود ندارد و حتی در موارد قابل تاملی پایین‌تر بودن از ارزش واقعی مشاهده می‌شود.

۸. «کار، کارِ اجنبی است»: شاید عجیب‌ترین توجیهی که دیروز میان فعالان بورسی مطرح می‌شد نقش داشتن فعالان بزرگ بازارهای رقیب در افت شاخص بورس است. برخی مدعی شدند که افت ارزش دلار و سکه و همزمان رکود در بازار ملک باعث شده سرمایه‌داران بزرگ برای ورود به بورس آماده شوند.

بنابراین، آنها ابتدا با منفی کردن جو بازار قصد دارند سهام را «مفت از چنگ مردم درآورند» و سپس در مسیر صعودی به سودهای کلان برسند. این مساله نیز ریشه در عامل رفتاری دنبال مقصر بیرونی گشتن دارد. زیرا اولا فرد یا گروهی چنین قدرتی را ندارد که بتواند بورس تهران با این تعدد بازیگر را در یک جهت خاص همدست کند. ثانیا نوع بازیگران و نقدشوندگی بازارهای رقیب با بورس تفاوت جدی دارد به طوری که عملا این تغییر رویکرد سرمایه‌گذاری در مدت یکی، دو روز امکان‌پذیر نیست.

۹. بازگشت تکنیکالیست‌ها: طبق معمول در فضای گمانه‌زنی‌ها، چارتیست‌ها دست به قلم شده و با رسم یک نمودار جدید از مقاومت‌ها و حمایت‌ها می‌گویند. این بار نیز نمودارهایی ارائه شد که مقاومت‌هایی در محدوده ۲۵۲ تا ۲۵۳ هزار واحد را به‌عنوان سقف بورس معرفی می‌کرد و دلیل ریزش را تکنیکالی می‌دانست. لازم به یادآوری است که همین هفته گذشته، سطح ۲۵۰ هزار واحدی به‌عنوان سقف بورس معرفی می‌شد که بلافاصله با تغییر چارت‌ها به دو‌، سه هزار واحد بالاتر ارتقا یافت. به‌طور کلی در زمانی که الگوهای تاریخی جابه‌جا می‌شود (شاخص در اوج تاریخی خود قرار دارد) و جابه‌جایی‌های سنگین در معادلات ایجاد می‌شود، حتی تکنیکالیست‌هایی که به‌طور علمی این کار را انجام می‌دهند، الگوهای نموداری را با احتیاط بیشتری ارائه می‌کنند. زیرا اساس تحلیل نموداری تکرار رفتارهای گذشته است و وقتی رکوردشکنی رخ می‌دهد، الگوی مشابهی در گذشته وجود نداشته که بخواهد تکرار شود.

۱۰. پایان سیگنال‌ها: در گوشه و کنار نیز شایعاتی در مورد برخورد با کانال‌های سیگنال‌فروش به گوش می‌رسید که برخی از آن به‌عنوان دلیل ترس افراد یاد می‌کردند. مساله‌ای که به علت ابهامات در اصل شایعه و همچنین سطح اثرگذاری کاملا به‌عنوان دلیل ریزش رد می‌شود.

ریشه داستان‌سازی در بازارهای منفی

بر خلاف تصور عمومی که همواره یک «رویداد بزرگ خبری» عامل نوسانات سنگین در بازارها می‌شود، بررسی‌های علمی بر اساس شواهد تاریخی چنین نکته‌ای را تایید نمی‌کند. یک نمونه قابل توجه تاریخی به زلزله ۱۷ ژانویه ۱۹۹۵ در ژاپن برمی‌گردد. زلزله‌ای به اندازه 7.2 ریشتر که از سال ۱۹۲۳ بی‌سابقه بود و جان ۶۴۲۵ نفر را در این کشور گرفت.

جالب آنکه در آن روز نوسان محدودی در بورس ژاپن رخ داد و برخی شرکت‌های ساختمانی رشد قیمت را تجربه کردند. اثر این رویداد بزرگ تقریبا با یک هفته تاخیر در ۲۳ ژانویه با افت 5.6 درصدی شاخص نیکی خود را نشان داد. بنابراین دنبال دلیل خاص بودن برای یک افت ناگهانی در همان روز چندان منطقی نیست. به عقیده رابرت شیلر، برنده جایزه نوبل اقتصاد، عموما ترکیبی از عوامل عامل نوسان سنگین در بازارها می‌شوند.

پس نباید با ساده‌انگاری و صرفا توجه به یک نکته یا عامل دم‌دستی به تحلیل نوسانات پرداخت. از نظر مالی رفتاری، هنگام نوسانات بلنددامنه، توجیهات به اصطلاح به شکل «آبشاری» از سوی فعالان ارائه می‌شوند و همین مساله عموما به هیجانی شدن رفتارها دامن می‌زند. بنابراین در چنین شرایطی علاقه‌ای خاص به داستان‌سازی میان فعالان بازارها شکل می‌گیرد که بورس تهران نیز از این قاعده مستثنی نیست و نمی‌توان صرفا یک عامل را به‌عنوان عقب‌نشینی در نظر گرفت. هر کدام سهمی داشته و در نهایت با افزایش فضای هیجانی منجر به افت هفت هزار واحدی شاخص کل شد.

آمارها از آینده چه می‌گویند؟

توجه به برخی آمارهای معاملاتی نیز جالب به نظر می‌رسد. بورس تهران که یکشنبه بدون در نظر گرفتن صف خرید عرضه اولیه پتروشیمی نوری حدود ۱۰۹ میلیارد تومان صف خرید را در پایان معاملات تجربه می‌کرد، دیروز ۹۰ میلیارد تومان صف فروش در ۱۵۰ نماد بورسی را شاهد بود. همزمان بیش از ۲۶۰ نماد بورسی (۹۱ درصد) با کاهش قیمت مواجه شدند که افت یکدستی را نشان می‌داد. چنین آمارهایی که البته پس از حضور پرشور سهامداران تازه‌وارد چندان غیرطبیعی نیست، نشان‌دهنده سطح بالای هیجان در معاملات روز گذشته است.

بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که بورس تهران به زودی با فروکش هیجان، رفتار متعادل‌تری را تجربه می‌کند، اما برای ادامه مسیر با توجه به تقابل جدی تحلیل‌ها با چالش‌های مختلفی مواجه خواهد بود. بر این اساس، اکنون بهترین زمان برای سرمایه‌گذاران است تا به بازبینی پرتفوی خود پرداخته و با استناد به تحلیل‌های واقعی به جای توهماتی که شناسایی جریان‌های پولی را هدف می‌گیرد، معاملات خود را ادامه دهند.

بازار سکه هیجانی شد /معامله گران در یک دوراهی بزرگ!

قیمت طلا به بازار سکه گرای صعودی می دهد اما قیمت دلار و سودگیری در بازار می تواند ترمز افزایش قیمت سکه می شود.

قیمت سکه امامی صعود سنگینی را در انتهای هفته تجربه کرد. گذر از مقاومت ۱۲ میلیون و ۵۰۰ هزار تومانی برای بسیاری از بازیگران بازار سکه ناباورانه بود.

با این حال، زمانی که فضای بازار فلز گران بهای داخلی از لحاظ ارزش ذاتی بررسی شود، کاملا مشهود است که سکه از ظرفیت رشد در روز پنج شنبه برخوردار بود. در واقع رشد سکه از سوی متغیرهای بنیادی حمایت می شد و خبری از هیجان بی مورد رفتاری در بازار نبود.با این حال، بخش زیادی از رشد فلز گران بهای داخلی در این روز بدون معامله خاصی رخ داد، چرا که به یکباره ارزش ذاتی سکه به بالای محدوده ۱۲ میلیون و ۴۰۰ هزار تومانی رفته بود.

قیمت -طلا

عامل جهانی رشد سکه امامی

چهارشنبه شب بهای اونس طلا طی مدت زمان کوتاهی به بالای سطح هزار و ۸۵۰ دلاری رفت و همین عامل موجب شد که ارزش ذاتی فلز گران بهای داخلی در ابتدای بازار روز پنج شنبه بالای محدوده ۱۲ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان قرار بگیرد.

طبیعی بود که با توجه به چنین ارزش ذاتی، معامله گران حاضر به فروش سکه زیر سطح ۱۲ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان نباشند، چرا که با در نظر گرفتن حباب بسیار محدود یک درصدی، باز هم ارزش بازاری سکه باید بالای محدوده ۱۲ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان قرار می گرفت.

با توجه به اینکه بهای اونس طلا در روز جمعه نیز افت محسوسی نداشت، می توان گفت که سکه هم چنان از سوی متغیرهای جهانی به سوی قیمت های بالاتر هدایت می شود. با این حال، ممکن است در بازار داخلی دو اتفاق رخ دهد که سکه را در موقعیت نزولی قرار دهد. اولین اتفاق افت قیمت دلار و دومین اتفاق، سودگیری معامله گران از خریدهای سنگین هفته گذشته است.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.