چرا درک نمودار عمق بازار مهم است؟


برای انجام معامله مطلوب، باید بین تحلیل نیمکره چپ مغز و شهود نیمکره راست مغز تعادل برقرار باشد.

تناسب بین فهم از برند و عدم موفقیت برند های ایرانی

نقطه آغازین برای تمامی برندها توسعه آگاهی برند است. آگاهی لازمه تمامی بازارهاست، ابتدا به این خاطر که ذهنیت ریسک خرید را کاهش می دهد و دوم اینکه در بسیاری از بازارهای با درگیری-پایین می تواند خرید را در پی داشته باشد. همچنین لازم است که مصرف کنندگان دریافت هایی را در خصوص کیفیت عملکرد برند توسعه دهند و این دریافت ها با گروه محصول و استانداردهای اعمال شده بواسطه رقابت مقید می گردند. این به درک عمومی پذیرش محصول مربوط می شود . این دو دریافت در کنار یکدیگر ریسک خرید مصرف کننده را کاهش می دهند و ما می توانیم بگوییم برندی که به سطح معقولی از هر دو عامل دست یابد به مرحله ۱ برند وارد شده است. داده های میلوارد براون نشان می دهند که برای بسیاری از برندها بخش قابل توجهی از مصرف کنندگان هرگز ارتباط خود را به ماورای این نقطه توسعه نمی دهند.
برای اینکه یک برند به مرحله ۲ برند وارد شود دوعامل مهم مورد نیاز است، درک تمایز و تناسب شخصی. برای اینکه یک برند بواقع از سوی مصرف کننده از سایر برندهای رقیب متمایز به نظر برسد، سه باور باید شکل بگیرد، اینکه برند با سایر برند ها فرق دارد (چه مثبت چه منفی)، اینکه این تفاوت منحصر به برند می باشد و اینکه مشخصا ارزش بهای بیشتر را داشته باشد. انبوه داده های یانگ و روبیکم اشاره می کنند که تمایز نه فقط در ساخت برند بلکه در موفقیت برند نقش اصلی را دارد و این نقش همچنان ادامه خواهد داشت چراکه کاهش تشخیص تمایز اغلب اولین نشانه ای است که یک برند بالغ و موفق دچار افت شده است. از این رو یکی از کلیدهای فهم مدیریت یک برند بالغ این است که از درک تمایز اطمینان یابد.

تناسب مصرف کننده با برند

تناسب به این معنی است که برند چیزی در خود دارد که برای مصرف کننده مناسب بوده یا با آن مرتبط می باشد. داده ها نشان می دهند که تناسب کلید نفوذ به خانه ها و اندازه فرانشیز بوده و لذا به بخش بازار یا بخش هایی که برند با آنها ارتباط دارد مرتبط می باشد. برندهای جدید و موفق بر روی نمودار رشد بیشتر تمایز را به نمایش می گذارند تا تناسب، و چنین می نمایند که مصرف کنندگان برند را در رقابت برجسته تر می یابند، از این رو هدف اولیه مورد توجه قرار گرفتن است. با این حال، این توجه باید در مرحله بعد به مزایایی تبدیل شود که با سبک ویژه مصرف کننده همخوانی داشته باشد. داده های یانگ و روبیکم نشان می دهند که تناسب، محصول طبیعی تمایز نیست: در ایالات متحده تقریبا هیچ ارتباطی بین این دو عامل وجود ندارد. برندهای پُر سود ممکن است اغلب تمایز بالایی کسب کنند اما از تناسب پایینی در بین عموم آدم ها و تناسب بالایی در بین بخش هایی خاص برخوردار باشند. به این ترتیب رسیدن به مرحله ۲ برند می تواند به معنی یک برند پایدار و سودآور باشد و این احتمال وجود دارد که اغلب برندها از این مرحله فراتر نروند.

مراحل رسیدن به خلق برند

برای رسیدن به مرحله ۳ برند دریافت های بیشتری باید در ذهن بازار توسعه بیابد: اعتبار اجتماعی و پیوند احساسی. اعتبار اجتماعی به دریافتهایی مربوط می شود که به نحوه نگرش دیگر آدم ها به برند می پردازد و یک عامل اجتماعی-فرهنگی است چراکه بر ترکیب یا تفریق اجتماعی دلالت دارد. بنابراین همچنانکه برند را بطور شخصی یا اجتماعی تجربه می کنیم، گستره وسیعی از ظرافت های دریافتی به حوزه های پرمایه ای برای مطالعه و اقدامات مدیریتی تبدیل می شوند. پیوند احساسی به توسعه ارتباط مصرف کننده-برند می پردازد که عمدتا بر تجربه شخصی برند استوار بوده و بطور مشروح و از جنبه معنی شخصی برند در فصل ۴ در مورد آن صحبت شده است. همچنانکه یک برند در طول زمان ساخته می شود، مصرف کنندگان به مرور با آن احساس نزدیکی، اطمینان و اعتماد می کنند، بگونه ای که اگر بواسطه تجربه و دریافت های شخصی دیگر افراد از یک برند آنها نیز با برند پیوند احساسی برقرار نمایند انتظار خواهیم داشت در نهایت آنها نیز به برند اعتماد زیادی پیدا کنند. توجه داشته باشید که پیش از بوجود آمدن اعتماد مصرف کنندگان نیاز دارند مکررا برند را تجربه کنند تا نسبت به پیش بینی پذیری و قابلیت اتکا آن اطمینان حاصل نمایند. از این رو، پایداری در تمامی جنبه های برند برای هر گونه استراتژی برند بسیار اساسی است.

استفاده از ابزارهاي كارآمد برند سازي، ضرورتي انكار ناپذير

یکی از مهمترین دلایل عدم توفیق تولیدکنندگان کالاهای ایرانی از کسب سهم بازار 75 میلیونی داخلی و جولان کالاهای خارجی در بازار کشورمان، عدم توجه به لايه هاي معنايي و درك كامل از مفهوم برند و نيز عدم استفاده از تكنيكهاي پيشرفته برندسازی است چرا که تولیدکنندگان خارجی با بهره گیری از تکنیک های پیشرفته برندسازی و با استفاده از تمام ابزارهای علم روانشناسی، جامعه شناسی و بازارشناسی و… و مدنظر قرار دادن ذائقه و معیارهای فرهنگی، ذهن مصرف کنندگان را به طرف کالاهای خود معطوف نموده و با استفاده هدفمند از تكنيكها و ابزارهاي برند سازي چنان محبوبیت و تصویر جذابی برای برند هایشان ایجاد میکنند که مصرف کنندگان، اغلب حتی بدون مقایسه بین کیفیت و قیمت کالاهای وطنی با کالاهای مشابه خارجی، پیشاپیش تمایل به خرید کالاهای خارجی دارند و این پندار غلط شکل گرفته که “هر چیزی خارجی باشد، لزوما بهتر و مرغوب تر است” تا حدی که بسیاری از محصولاتی که به دست توانمند ایرانیان ساخته می شود، با مارک و برند های خارجی در کشورمان به فروش میرسد…!در واقع توليد كنندگان خارجي با دركي عميقتر از مفهوم برند از ابزارهاي پيشرفته تري جهت برند سازي استفاده ميكنند ، از منظري ديگر تولیدکنندگان خارجی در حالی از بازار ما، سود کسب می¬¬کنند که برای رساندن کالاهایشان به ایران، حتي مجبور به پرداخت هزینه¬های بالایی برای حمل و نقل و تعرفه¬های گمرکی هستند و با این وجود، بدليل درك صحيحتر و عميقتر از مفهوم برند و درجه نفوذ بالا با استفاده از تكنيكها و روشهاي جديد برند سازي باز هم گوی سبقت را از تولیدکنندگان ایرانی می ربایند…و همه اینها اهمیت و ضرورت درك عميق مفهوم برند و نيز استفاده از ابزارهاي کارآمد برای برندسازي و نهايتاً حمایت از تولید ملی را مورد توجه قرار می دهد.

چرا درک نمودار عمق بازار مهم است؟

تحلیل کوهورت

تحلیل کوهورت 1 : کلیدی برای تصمیم‌گیری در خصوص محصول مبتنی بر داده

در این مقاله تحلیل کوهورت را به شما معرفی می‌کنیم تا ببینید این روش چگونه به تصمیم‌های درست درباره کسب‌وکارتان و پیشبرد موفقیت محصولتان منجر می‌شود.

نویسنده: پائولا بِچِتی

در دنیای آنالیز نرم‌افزار ابری یا نرم‌افزار میزبان (SaaS)، سرگشتگی در انبوهی از داده‌ها بسیار آسان است. ما مدام به خود می‌گوییم که موفقیت محصول ما در بلندمدت بستگی زیادی به عمق تحلیل رفتار مصرف‌کننده دارد، اما وقتی باید برای تحلیل رفتار کاربر به داده‌ها روی بیاوریم، بیشتر تلاش‌های تحلیلی ما به اندازه‌گیری تعداد دانلود یا کاربران فعال ماهانه (MAUs) منتهی می‌شود – که هر دو روش‌هایی سطحی برای ارزیابی رشد محصول هستند.

ما اغلب فراموش می‌کنیم که این معیارها به اساسی‌ترین و ارزشمندترین پرسش‌های ما درباره مشارکت کاربران پاسخ نمی‌دهند، معیارهایی مانند اینکه چه کسانی بارها از برنامه ما بازدید می‌کنند یا چرا و چه زمانی کاربران علاقه خود را از دست می‌دهند؟ اگر واقعاً می‌خواهید داده‌های روشنی برای بهبود ارزش پیشنهادی محصول خود دریافت کنید، تحلیل کوهورت بهترین دوست شما است.

تحلیل کوهورت چیست؟

تحلیل کوهورت یک نوع تحلیل است که به‌اندازه گیری میزان مشارکت کاربران در یک دوره کمک می‌کند. ویژگی اساسی آن نحوه انتخاب و سازماندهی داده‌ها در گروه‌های مختلف کاربران، گروه‌هایی که هرکدام با مجموعه‌ای از ویژگی‌ها و تجربیات مشترک در یک بازه زمانی مشخص تعریف شده است. پس به جای اینکه به همه کاربران به صورت یک گروه یا حجم بدون شکل نگاه کنید، می‌توانید این تحلیل را به گروه‌های منسجم‌تری تقسیم کنید تا رفتار مصرف‌کنندگان خود را بهتر درک کنید و تصمیمات آگاهانه‌ای برای محصول بگیرید تا میزان ماندگاری و درآمد مشتری را افزایش دهید.

همانطور که از نام آن مشخص است، این روش بر پایه بررسی عملکرد گروه‌ها در طول زمان استوار است. احتمالا کلمه کوهورت را پیش از این در فضای آکادمیک شنیده‌اید که به گروهی از دانشجویان که همگی در همان سال فارغ‌التحصیل می‌شدند کوهورت می‌گفتند و حالا اصل مطلب این است که اعضای یک گروه نمی‌توانند با هر نوع ویژگی تفکیک شوند بلکه آنها باید با یک پیشامد مشترک که در یک دوره زمانی خاص در بین آنها رخ داده است، به هم مرتبط شوند.

یک نمونه خوب برای یک گروه یا کوهورت در تحلیل کسب‌وکار گروهی از کاربران است که در همان هفته یا ماه شروع به تعامل با یک اپلیکیشن کردند یا برای اولین‌بار در همان روز وارد وب‌سایت شما شدند – می‌توانید آنها را به عنوان “کلاس هفته 36 ام” در نظر بگیرید.”.

نکته مهم دیگر در مورد تحلیل کوهورت این است که به شما بینش در مورد گرایش‌ها می‌دهد نه دلایل آن را. این تحلیل، سرچشمه دقیق فراز و نشیب‌های معیارهای حفظ مشتری را به شما نشان نمی‌دهد، اما کمک شایانی در درک این موضوع که به چه دلیلی مشتریان شما با پیشنهادهای شما سرگرم هستند یا چرا پیشنهادهای شما برای آن ها جذاب نیستند و سراغ آزمودن کمپین‌ها و استراتژی‌های مختلف می‌روند، می‌نماید.

چرا باید از تحلیل کوهورت استفاده کنید

تحلیل کوهورت برای رشد محصول شما ضروری است – به شما امکان می‌دهد ترندها را در طول زمان بررسی کرده و گروه‌های مختلف کاربران را بسنجید – می‌توانید شاهد نحوه پذیرش محصول خود توسط کاربر باشید. این روش قدرتمند نحوه ارتباط کاربران جدید و قدیمی با محصول شما را نشان می‌دهد و به شما امکان می‌دهد تغییرات رفتاری آنها را در مواجهه با استراتژی‌های بازاریابی تعاملی مشاهده نمایید مانند:

  • محتوای تبلیغاتی
  • کمپین‌های تبلیغاتی
  • طراحی مجدد وب‌سایت
  • خطوط تولید جدید
  • ارائه خدمات و تخفیف‌ها

در میان تعداد تقریباً بی‌اندازه‌ای از امکانات. در اینجا برخی از بزرگ‌ترین مزایای حاصل از تحلیل کوهورت آمده است:

تعامل مشتری معمولاً با رشد اشتباه گرفته می‌شود. تحلیل کوهورت به شما کمک می‌کند تا متوجه این تفاوت شوید. وقتی نمودارهایی مانند MAU صعودی می‌شوند به راحتی می‌توان فرض کرد که مشتریان شما محصولتان را دوست دارند اما اگر از قله‌های لحظه‌ای معیارهای رشد غافل شوید ممکن است در مسیر اشتباه قرار بگیرید.

در مواردی مانند این، تحلیل کوهورت به شما نشان می‌دهد که چه تعداد از این خریدها به مشتریان وفادار تبدیل می‌شوند و خرید خود را ادامه خواهند داد و آیا کانال‌هایی با تعداد خرید بالا در واقع سود بیشتری به ارمغان می‌آورند. اعداد پر زرق‌وبرق می‌تواند مسائل مربوط به رشد و پایداری آینده را پنهان کند.

  • از معیارهای سنجش بیهوده پرهیز کنید

تحلیل کوهورت از افتادن در دام مشکلات ناشی از معیارهای سنجش بیهوده یا به‌عبارت‌دیگر شاخص‌های پوچ 3 پیشگیری می‌کند. اینها معیارهایی هستند که به شما حال خوبی درباره کسب‌وکارتان تزریق می‌کنند اما درعین‌حال معیارهایی هستند که می‌توانند منجر به تصمیم‌گیری‌های اشتباه در مورد کسب‌وکارتان شوید زیرا در عمق وجود این معیارها به‌خودی‌خود هیچ معنایی و ارزشی نهفته نیست. به‌عبارت‌دیگر، تحلیل کوهورت از کسب‌وکار شما در برابر خودخواهی شما محافظت می‌کند.

مثلا وقتی در Google Analytics غوطه‌ور می‌شوید خود این افزودن نشست‌های جدید در وب‌سایت به شما حال خوبی می‌دهند اما آیا واقعا باید این رخداد را به فال نیک گرفت یا گریز گمراه‌کننده‌ای از کاهش نرخ نگهداشت کاربر؟ عضلات تحلیل کوهورت را ورز دهید. با استفاده از فیلترهای تحلیل کوهورت در گوگل آنالیتیکس تمرین کنید تا داده‌های قابل‌اطمینان و قابل‌اجرا دریافت کنید.

با تحلیل گروه مشتریان می‌توانید یک قدم جلوتر رفته تا بدانید چه مشتریانی ریزش می‌کنند، چه کسانی می‌مانند و چه زمانی این کار را انجام می‌دهند. می‌توانید دلایل پشت این رفتارهای کاربران را درک کنید.

مقایسه متغیرها بسیار قدرتمند است زیرا دیدگاه وسیع‌تری از نحوه ارتباط معیارها – فراتر از توصیف و راه‌حل‌ها را برای شما به ارمغان می‌آورد. به‌عنوان‌مثال، می‌توانید در همان هفته‌ای که برند شما همزمان با راه‌اندازی خبرنامه بازطراحی شده شما در نشریات ایالات متحده معرفی شده شاهد اوج‌گیری استثنایی تعداد بازدید از وب‌سایت خود باشید. تحلیل کوهورت‌های مختلف در آن هفته، گروه‌ها و کانال‌ها و خاستگاه‌هایی از کشورهای مختلف، می‌تواند این معما را حل نموده و بینش جدیدی را در قالب ارزشمندترین استراتژی برای شما به ارمغان آورد.

  • از یک چشم‌انداز بلندمدت استفاده کنید

کسب‌وکارها برای پیشرفت و ادامه رقابت نیاز به زمان دارند. به همین دلیل است که تحلیل کوهورت بسیار ارزشمند است. با استفاده از کوهورت‌ها، می‌توانید چرخه‌های کاربران و محصولات خود را تجزیه و تحلیل کرده و درک کنید – و همچنین نگاهی جامع به فصلی بودن این تغییرات داشته باشید. شما می‌توانید در مورد نحوه واکنش کاربران جدید نسبت به کاربران قبلی اطلاعات گردآوری کنید – و اگر این کاربران قدیمی یا جدید درآمد کمتر یا بیشتری برای کسب‌وکار خلق بکنند، شما می‌توانید بفهمید که هر فصلی چه تاثیری بر روی عادت خرید هر گروه می‌گذارد و اینکه کاربرانی که در یک مناسبت خاص (به‌عنوان‌مثال جمعه سیاه 4 یا کریسمس) خرید کرده و عضو فعال کسب‌وکارتان شده‌اند متفاوت‌تر از دیگرانی که در زمان‌های دیگر مشتری شما شده‌اند رفتار می‌کنند.

آشنایی با ارزش بلندمدت کاربران به شما کمک می‌کند تا از سلامت آینده کسب‌وکار خود مراقبت کرده و انتظارات کاربر بر اساس داده‌های دریافتی را متوجه شده و در پیش‌بینی‌های آتی خود لحاظ کنید تا پیش‌بینی دقیق‌تری به دست دهند.

نظارت بر انواع مختلف کاربران، به تیم‌های محصول کمک می‌کند تا نیازهای مشخص در هر مرحله‌ای را درک کرده و مسائل را زودتر شناسایی کنند. کاربران جدید احتمالاً به راهنمایی بیشتر و همسوسازی 5 بهتری با محصول نیاز خواهند داشت، کاربران پیشرفته خواهان معرفی ویژگی جدید و ارتقاء محصولات هستند – و همه آنها می‌توانند مشکلات یکسان یا متفاوتی را در طول مسیر تجربه کنند.

تحلیل کوهورت نشان می‌دهد که در چه مواردی نیاز به کمک بیشتر دارید، مانند تورهای معرفی محصول برای راهنمایی کاربران یا ویژگی‌های جدید برای حفظ وفاداری در سطح بالا، و هنگامی که روندهای مزاحم در یک گروه ظاهر می‌شوند، می‌توانید به سرعت واکنش نشان دهید تا از گسترش آن در بقیه کاربران جلوگیری کنید.

  • نحوه خوانش نمودارهای تحلیل کوهورت

پس از بررسی تعریف تحلیل کوهورت و مزایای متعدد آن برای کسب‌وکار شما، زمان آن فرارسیده است که نگاه دقیق‌تری به شمایل یک تحلیل کوهورت داشته باشید.

داده‌های مورد استفاده برای انجام تحلیل کوهورت در نمودار زیر مانند “نمودار کوهورت” مرتب شده است، جایی که معیار ترکیبی که تجزیه و تحلیل می‌کنید در تقاطع‌های بین محور عمودی و افقی نمایش داده می‌شود:

نحوه خوانش نمودارهای تحلیل کوهورت

ابتدا در یک نگاه ممکن است زیاده‌روی به نظر برسد، بنابراین بیایید این ترند را با هم مرور کنیم:

  1. نگاهی به محور عمودی بیندازید. گروه‌ها عموماً در این جهت حرکت می‌کنند، قدیمی‌ترین گروه‌ها در بالا و جدیدترین آنها در پایین است. در این نمودار خاص، به صورت ماهانه گروهی از افرادی داریم که از فوریه تا آگوست برنامه‌ای را نصب کرده‌اند. ستون اول تاریخ نصب و ستون دوم تعداد کاربرانی را که برنامه را در آن ماه نصب کرده‌اند نشان می‌دهد.
  2. محور افقی گذر زمان را نشان می‌دهد. در سراسر آن، دوره‌های زمانی مختلف با مدت یکسان را از آغاز هر گروه زمانی خواهید یافت. در این مثال، بازه‌های زمانی از ماه 0 (ماه شروع نصب) تا ماه 6 ، شش ماه از ماهی که اولین بار مشتری شده‌اند، متغیر هستند.
  3. سپس داده‌های اصلی می‌آیند، در سلول‌های وسط قرار می‌گیرند، جایی که معیار مورد بررسی شما قرار دارد – در این مورد، نرخ نگهداشت کاربر، N ماه پس از اولین نصب است. نکته این است که شما همیشه داده‌های بیشتری از قدیمی‌ترین گروه‌ها در اختیار خواهید داشت زیرا قبلاً تجزیه و تحلیل شده‌اند و منجر به شکل مثلثی متداولِ نمودار کوهورت شده است – بنابراین گاهی اوقات از آن به چرا درک نمودار عمق بازار مهم است؟ عنوان نمودار مثلثی نیز یاد می‌شود.
  4. پس از تصویر کردن کل نمودار، سه روش برای خواندن آن وجود دارد.
    • به صورت عمودی؛ اگر از یک ستون عبور کنیم، می‌توانیم پیشرفت معیار را در همان ماه نصب (همان لحظه در چرخه کاربر) در سراسر کوهورت‌ها تجزیه و تحلیل کنیم.
    • به صورت افقی؛ اگر به یک ردیف نگاه کنیم، تکامل متریک را در یک گروه در طول زمان تجزیه و تحلیل خواهیم کرد. در این مثال مشاهده می‌کنید که چگونه نرخ نگهداری از ماه 0 تا ماه 6 در اولین گروه کاهش می‌یابد.
    • به صورت مورب؛ می‌توانید نظاره‌گر باشید که معیار در یک ماه تقویمی در همه گروه‌ها چگونه به نظر می‌رسد؛ به‌عنوان‌مثال، نرخ‌های نگهداشت کاربران در ماه آگوست را ببینید.

چند نکته اضافی در مورد خواندن نمودار کوهورت:

مهم است که در مورد اندازه کوهورت‌ها احتیاط کنید. اگر اندازه آنها بسیار کوچک باشد، معیارها بسیار متفاوت خواهند بود و تجزیه و تحلیل‌های احتمالی بی‌ارزش خواهند بود. یک روش خوب در مورد تصویرسازی ترندها استفاده از سایه‌های رنگی است. مشاهده نحوه پیشرفت یا زوال ارزش و زمان بروز ناهنجاری‌ها آسان‌تر خواهد بود.

  • تحلیل کوهورت‌های اکتسابی و رفتاری

هر تجزیه و تحلیل کوهورت با تعریف آن شروع می‌شود. ماهیت ویژگی‌های انتخاب شده برای تقسیم کاربران به گروه‌ها بر رویکرد، نوع پرسش‌هایی که می‌توانیم به آنها پاسخ دهیم و ارزش راهبردی پاسخ‌هایی که می‌توانیم به دست آوریم تأثیر می‌گذارد. به این معنا، ما می‌توانیم دو نوع اصلی از کوهورت‏ها را شناسایی کنیم که کلاس تجزیه و تحلیل ما را تعیین می‌کنند: اکتسابی و رفتاری.

کوهورت اکتسابی: همانطور که از نامش پیداست، بر اساس زمان ثبت‌نام اعضا برای دریافت یک محصول است. همانطور که قبلاً نیز گفته شد گروه‌ها مانند هر کوهورت دیگری با یک لحظه مشترک و یک رویداد مشترک تعریف می‌شوند، اما آن رویداد نمی‌تواند چیزی جز اکتساب (خرید، ثبت‌نام، بارگیری (دانلود)) باشد. گروه‌های اکتساب برای تشخیص زمانی که کاربران جدید در حال نوسان هستند بسیار عالی است، بنابراین میزان نگهداشت و ریزش را در یک دوره اندازه‌گیری می‌کند.

این‌گونه تحلیل‌ها به‌عنوان‌مثال، برای اندازه‌گیری موفقیت راه‌اندازی یک اپلیکیشن مفید هستند، شما می‌توانید در اولین هفته راه‌اندازی، کوهورت‌های خود را به تعداد روزهای هفته بشکنید و در 6 ماه اول پس از ورود محصول به بازار می‌توانید کوهورت‌ها را به‌صورت ماهیانه تنظیم کنید تا دریابید مدت استفاده افراد از برنامه شما از زمان شروع چقدر است. مراقب خانه‌هایی که میزان نگهداشت آنها به شدت کاهش می‌یابد، باشید. توجه کنید که این ریزش در روز اولی که مجبور به ثبت‌نام شده‌اند اتفاق افتاده یا در هفته دوم وقتی که اقتضائات همسوسازی به پایان رسیده است؟ به‌این‌ترتیب درمی‌یابید که اشکالات احتمالی کار در کجاست.

محدودیت‌های مشخصی برای آنچه شما می‌توانید با تحلیل‌های کوهورت اکتسابی انجام دهید وجود دارد، به ویژه هنگامی که می‌خواهید در مورد دلیل ترک یا ماندن افراد صحبت کنید – و در همین زمان است که کوهورت‌های رفتاری به داد شما می‌رسند.

با کوهورت‌های رفتاری، رویدادی که گروه را مشخص می‌کند می‌تواند هرگونه اقدام مجزایی باشد که پس از دستیابی اولیه به محصول انجام می‌شود. کاربران صدها رفتار کوچک از خود نشان می‌دهند که در نهایت بر تصمیم نهایی آنها در مورد اعتماد یا عدم اعتماد به محصول تأثیر می‌گذارد مانند: استفاده از یک ویژگی خاص، فعال‌سازی اعلان‌ها، ادغام با سایر برنامه‌ها، بارگذاری اطلاعات شخصی و غیره.

همانطور که قبلاً ذکر شد، تحلیل کوهورت به علل دقیق کاهش نگهداشت و نرخ ریزش اشاره نمی‌کند، اما با تحلیل گروه رفتاری، می‌توانید رفتارهای متداول‌ترین کاربران خود را آزمایش کرده و قسمت‌های جذاب اپلیکیشن که کاربران شما را حفظ کرده پیدا کنید. به طور مشابه، می‌توانید کوهورت‌ها را در طول یک دوره خاص ردیابی کنید تا ببینید چه مدت بعد از تعامل با یک ویژگی پیچیده در اپلیکیشن شما فعال می‌مانند.

به‌عنوان‌مثال، اگر در مورد همسوسازی کاربران با UX خود تردید دارید، می‌توانید یک آزمایش A/B را ارائه دهید که تجربه‌هایی متفاوت از کار با اپلیکیشن شما را به کاربران مختلف ارائه دهد و سپس پاسخ‌های آنها را در دوهفته اول و در گروه‌های مختلف تجربه دنبال کنید. به‌این‌ترتیب، شما می‌توانید انواع نرخ‌های نگهداشت را مقایسه کنید و ببینید آیا یکی گزینه‌ای وجود دارد که در جلب نظر مشتریان شما بسیار موفق تراز سایر گروه‌ها عمل کرده باشد یا خیر.

نکته مهم: چگونه می‌توان کار با تحلیل کوهورت را شروع کرد

اکنون که اصول اولیه تحلیل کوهورت را گذرانده‌ایم، وقت آن رسیده است که وارد دنیای کسب‌وکار شویم. با استفاده از Chameleon 6 ، به لطف ادغام یکپارچه ما با سرویس‌های Google Analytics ، Mixpanel و Amplitude ، می‌توانید تمام داده‌های محصول چرا درک نمودار عمق بازار مهم است؟ خود را بدون دردسر در داشبوردی با خواندن آسان جمع‌آوری کنید. تنها کاری که در این داشبورد بایستی انجام دهید آزمایش پیوستة رشد محصولتان است و سپس با مقایسه اطلاعاتی که از هر تحلیل کوهورت به دست می‌آورید درس بگیرید و در یک چرخه بهبود صحیح حرکت کنید.

یک نکته برای استفاده بیشتر از تحلیل کوهورت این است که – استفاده از حاشیه‌نویسی یا برچسب‌گذاری را فراموش نکنید. اگر فعالیت‌های خود مانند کمپین‌های بازاریابی یا بهبود محصول را در یک تقویم دنبال کنید و بعداً آنها را با نمودارهای کوهورت خود مقایسه کنید، می‌توانید حرکات مهم در معیارهای خود را در هر دوره معین یا در هر کوهورتی با منابع احتمالی بالقوه مرتبط نموده و شرح دهید. به‌عنوان‌مثال، اگر شما در روزهای سه‌شنبه خبرنامه ارسال می‌کنید و کوهورت روزهای سه‌شنبه شما نرخ نگهداشت کاربر بالاتری دارند، شاید این فعالیت ارزش حفظ و بهبود را داشته باشد.

و نکته آخر اینکه به آزمون و خطا کردن ادامه دهید و از آن لذت ببرید. فرضیه‌های طراحی جدید را آزمایش کنید و سپس نمودارهای کوهورت خود را مشاهده کنید تا نتایج را بررسی کنید. هر ماه خریداران مختلفی را امتحان کنید تا از میان آنها بیشترین مخاطب را پیدا کنید. تغییرات آزمایشی A/B را در کانال‌ها، کمپین‌ها یا محصولات جدید اعمال کنید و اجازه دهید تحلیل کوهورت به شما بگوید چه چیزی جواب می‌دهد و چه چیزی موثر نیست

تحلیل کوهورت دوست وفادار شما برای همه تصمیمات مبتنی بر داده و مشتری‌محور است.

چرا درک نمودار عمق بازار مهم است؟

معامله‌گری از عمق وجود (Trading From Your Gut) کتابی است که توسط کورتیس ام.فیث به رشته تحریر در آمده است و بیان می‌کند که چرا شهود انسان یک ابزار قدرتمند است و استفاده درست از آن می‌تواند تاثیر شگفت‌انگیزی بر نتیجه‌ی معاملات شما بگذارد. این کتاب یک تئوری را برای استفاده از “تمام ذهن” مطرح می‌کند و اهمیت بخش نادیده گرفته شده ذهن؛ یعنی شهود در فضای معامله‌گری را برای خواننده شرح می‌دهد.آنچه می‌خوانید خلاصه‌ای از این کتاب است که با تلاش تیم تولید محتوای UtoFX، به رایگان در اختیار علاقه‌مندان قرار گرفته است.کتاب معامله‌گری از عمق وجود با تکیه بر علوم اعصاب و روانشناسی به شما نشان می‌دهد نیمکره‌های چپ و راست مغز به ترتیب وظیفه تفکر تحلیلی و تفکر شهودی را بر عهده دارند، به این صورتکه نیمکره چپ مغز تجزیه و تحلیل، طبقه‌بندی و استدلال‌گری را انجام می‌دهد و نیمکره راست به درک الگوها، تفسیر معانی، تصمیم‌گیری مقتدرانه پرداخته و می‌تواند بسیار سریعتر از نیمکره چپ عمل کند.کورتیس ام.فیث (Curtis Faith) با ذکر مثال‌هایی از افراد موفق به ما اثبات می‌کند که شهود و استفاده از نیمکره راست مغز تا چه حد در ابعاد مختلف زندگی خصوصا معامله‌گری، می‌تواند کمک‌کننده باشد. این در حالی است که بسیاری از افراد این ندای درونی خود را نادیده می‌گیرند و بدتر از آن استفاده‌های نادرستی از آن می‌کنند، چرا که شهود آنها آموزش کافی ندیده است.ایده اصلی این کتاب استفاده بیشتر از شهود در معاملات است و چرایی استفاده از تفکر شهودی را تشریح می‌کند. در نهایت ذهن خواننده را تحریک کرده تا عمیق‌تر درباره استفاده از تمام ذهن خود فکر کند، چرا که طبق گفته دکتر ون کی.تارپ، دکترای روانشناسی با تخصص عصب شناسی رفتار، مربی معامله‌گری و مدل‌ساز NLP ، «شهود جزء جدایی ناپذیر موفقیت معامله‌گران بزرگ جهان است».

  • کسانی که می‌خواهند تفکر شهودی خود را پرورش‌ دهند.
  • افرادی که قصد دارند تصمیمات بهتری در زمینه‌های مختلف، خصوصا معامله‌گری، اتخاذ کنند.
  • سوئینگ تریدرها و اسکلپرهایی که نیاز دارند با سرعت زیادی تصمیم‌گیری کنند.
  • کسانی که می‌خواهند راز استفاده از تمام ذهن را بیاموزند و مانند یک معامله‌گر حرفه‌ای معامله‌ کنند.

معامله‌گری با تمام ذهن

درک تفاوت‌های بین دو نیمکره مغز انسان، اولین گام به سمت استفاده از تمام ذهن برای تصمیم‌گیری‌های معاملاتی است. نیمکره چپ، منطبق بر تحلیل و منطق است که به قوانین احترام گذاشته و محدودیت‌ها را تشخیص می‌دهد. اما نیمکره راست مغز بیشتر القایی است؛ یعنی در شناسایی الگوها و تصور کردن احتمالات بسیار بهتر عمل می‌کند.

بیشتر مدارس بر آموزش و پرورش نیمکره چپ مغز تمرکز دارند، مانند ریاضی، علوم و دروس حفظ‌ کردنی‌. در واقع این تاکید زیاد باعث شده است که نیمکره چپ مغز برخی معامله‌گران رشد بیش از حدی نسبت به نیمکره راست مغز آنها داشته باشد. شناخت نیمکره غالب مغز برای انجام یک معامله مطلوب مهم است، اما آگاهی از نیمکره غیرغالب نیز به همان اندازه مهم است؛ خصوصا اگر آن نیمکره، نیمکره راست باشد.

می‌توان گفت بهترین راه برای تصمیم‌گیری در حوزه‌هایی چرا درک نمودار عمق بازار مهم است؟ از زندگی که عدم قطعیت در آن حاکم است، استفاده از شهود می‌باشد.

شهود چیست؟

از نگاه فیسوفان، شهود به معنی توانایی پی‌بردن به چیزی غریزی، بی‌نیاز از استدلال آگاهانه و یا نتیجه‌گیری بدون نیاز به اثبات و استدلال است.

برای درک بهتر این مسئله یک ورزشکار حرفه‌ای را در نظر بگیرید که تمرین زیادی انجام داده است؛ او با حریف‌های مختلفی با سبک‌های متفاوت بازی کرده است و این امر باعث شده به دلیل تکرار زیاد، حس شهودی خود را تقویت‌ کرده و در هر بازی حرکت بعدی حریف خود را پیش‌بینی کند. به عنوان مثال اگر شما در برابر حریف‌های متعددی تنیس بازی کنید؛ سبک بازی آنها را یاد خواهید گرفت و در نهایت برای ضربه‌زدن، حتی فکر هم نمی‌کنید و ضربه بعدی حریف خود را قبل از وقوع، با شهود خود پیش‌بینی می‌کنید.

برای انجام معامله مطلوب، باید بین تحلیل نیمکره چپ مغز و شهود نیمکره راست مغز تعادل برقرار باشد.

آینده برای همه ما نامعلوم بوده و اطلاعات درباره آن ناچیز است. تصمیم‌گیری‌های ما در زندگی بر اساس همین اطلاعات محدود صورت می‌گیرد. معامله‌گری نیز حوزه‌ای است که با عدم قطعیت همراه است. در نتیجه برای گرفتن تصمیمات معاملاتی درست، بدون شک علاوه بر تفکر منطقی، باید از تفکر شهودی نیز بهره بگیریم.

خطرات معامله براساس شهود (ندای درون)

اگرچه شهود (ندای درون) ابزار قدرتمندی برای موفقیت یک فرد حرفه‌ای محسوب می‌شود؛ اما می‌تواند برای معامله‌گران کم‌تجربه خطرناک باشد، چرا که نیمکره راست مغز معامله‌گران مبتدی با اصول معاملاتی صحیح پرورش نیافته و آنقدر باتجربه نیست که قضاوت‌های صحیح انجام دهد. به همین دلیل، واکنش شهودی معامله‌گران تازه‌کار اغلب اشتباه است.شهود زمانی قدرتمند است که از پشتوانه علمی درست و قدرتمندی برخوردار باشد. پس تقدم این امر در پرورش و استفاده درست از نیمکره سمت چپ مغز می‌باشد. بنابراین، بهترین روش این است که از هر بخش از مغز در کاری استفاده شود که در آن ماهرتر به شمار می‌رود.

شهودی که با پیش فرض نادرست همراه شود، نتایج نادرستی به بار می‌آورد. تا پایه و اساس خوبی وجود نداشته باشد، نتیجه خوب حاصل نمی‌شود.

برای اینکه شهود نیمکره راست مغز به نفع انسان عمل کند، باید با مجموعه کاملی از سناریوهای نیمکره چپ که زمینه مناسب را فراهم می‌کنند، تعلیم داده شود. اگر زمینه نامناسب باشد، شهود حاصل نیز ناقص خواهد بود. ” ذهن شهودی هدیه‌ای مقدس است و ذهن منطقی خادمی وفادار. ما جامعه ای را ایجاد کرده‌ایم که به خادم افتخار می‌کند و هدیه را فراموش کرده است.” «آلبرت انیشتین»

استفاده اشتباه از مغز

سوگیری‌های شناختی مجموعه‌ای از غرایز و گرایشات انسان است که از بدو تولد با ما هستند و مغز به شکل فرصت طلبانه‌ای، آن‌ها را به کار می‌برد. این سوگیری‌ها در بسیاری از موارد به میزان قابل توجهی سودمند هستند، اما در مواقع خاص، به خصوص در امور مالی و معامله‌گری، می‌توانند ما را به دام بیاندازند.بهترین معامله‌گران بدون تاثیر احساسات تصمیم می‌گیرند، زیرا آموخته‌اند که برخی از سوگیری‌های شناختی را که در طبیعت انسان مشترک است، نادیده بگیرند. برای مثال، رانندگی محتاطانه، داشتن رژیم غذایی مناسب و مواردی این چنینی باعث افزایش امید به زندگی می‌شوند.اما در معامله‌گری، اجتناب از ریسک موجب می‌شود که به یک معامله‌گر خوب تبدیل نشوید، چه برسد به اینکه بخواهید معامله‌گر حرفه‌ای شوید.سوگیری‌های شناختی انواع مختلفی دارد اما برخی از آنها در معامله‌گری نمود بسیار زیادی دارند. به عنوان مثال، زیان‌گریزی یکی از سوگیری‌هایی است که بسیار از معامله‌گران درگیر آن هستند. این در صورتی است که معامله‌گران حرفه‌ای ضرر را جزء مهم و اجتناب‌ناپذیر دنیای معامله‌گری دانسته و آن را بخشی از مسیر معامله‌گری قلمداد می‌کنند.نمونه‌ای دیگر از قوی‌ترین غرایز مغزمان، پشتکار است. سرسختی و پشتکار شما را قادر می‌سازد تا به اهداف دشوار دست یابید. برای معامله‌گران، پافشاری هم ضروری است و هم مشکل‌ساز. زمانیکه بازار رفتار دوستانه ندارد و ضررهای اجتناب‌ناپذیر رخ می‌دهند، حساب معاملاتی شما با افت سرمایه مواجه می‌شود، در این مواقع پافشاری، توان تحمل این شرایط دشوار را به شما هدیه می‌دهد. متاسفانه، پافشاری می‌تواند منجر به رفتار آسیب‌زا نیز بشود؛ مثلا در معامله‌ای بمانید که مدت‌ها قبل باید اقدام به خارج شدن از آن می‌کردید.سوگیری‌های مختلفی نظیر: خودتاییدی، نتیجه‌گرایی، تازه‌گرایی وجود دارند که معامله‌گران حرفه‌ای از آنها آگاه هستند و تا حد ممکن تلاش می‌کنند در دام این سوگیری‌ها نیفتند.

برای اینکه به معامله‌گری حرفه‌ای تبدیل شوید، باید غرایز خود را دوباره آموزش دهید تا بتوانید در شرایط معاملاتی خاص، بر سوگیری‌های شناختی غلبه کنید.

شهود در معامله‌گران حرفه‌ای

شهود به فرآیند تصمیم‌گیری سرعت می‌بخشد و زمانی تقویت می‌شود که چشم زیاد ببیند و به اندازه کافی مدل‌های ذهنی در اختیار داشته‌ باشد. اما شرط این تقویت شدن همراه بودن با یک رویکرد درست و منطقی معاملاتی است.

عجیب‌ترین جنبه معامله‌گری این است که معامله‌گری دقیقا به این دلیل دشوار است که بسیار ساده است.

اگر تجربه مناسبی نداشته‌ باشید و یا به‌ اندازه کافی مثال‌های معاملاتی به نیمکره راست مغز خود ارائه نکرده باشید، قادر نخواهید بود با دقت و سرعت، الگوهایی را که یک معامله‌گر با‌تجربه به‌راحتی می‌بیند، درک کنید.معامله‌گران حرفه‌ای پس از سال‌ها مشاهده نمودار قیمت و تجربه‌ کردن شرایط متفاوت، مراکز مهارتی و سیستم‌های عصبی خود را به نحوی آموزش داده‌اند که برای اتخاذ تصمیم درست، آمادگی کامل را دارند. این دسته از معامله‌گران باتوجه به اینکه نیمکره سمت راست خود را به خوبی در این سالها با مثال‌های متعدد تغذیه‌ کرده‌اند، حس شهود آنها پخته‌تر شده و می‌توانند به ندای درون خود اعتماد کنند. آنها هنگامیکه با خطر مواجه می‌شوند و یا وقتی موقعیت‌های معاملاتی در بازار زیاد می‌شود، این موضوع باعث برتری‌شان شده و می‌توانند قاطعانه عمل‌ کنند.

اساسا فرآیندها و الگوهای تکراری در بازار منجر به احساسات شهودی شده و می‌توانند باعث ایجاد انواع تجربیات دژاوو شوند. اگر به اندازه کافی چیزی را ببینید، ذهن شما یک نوع فرضیه پیش‌بینی شده از آنچه در شرف وقوع است به شما خواهد داد.

آموزش ندای درون و اعتماد به آن

۱- به معامله‌گری، ساده نگاه کنید

نیمکره راست مغز باید به گونه‌ای آموزش ببیند که نمای کلی را مشاهده‌ کند؛ دیدن کل جنگل به اندازه‌ی دیدن درختان اهمیت دارد. پس خود را مجبور کنید همه‌چیز را ساده و سریع انجام دهید.

۲- به نیمکره راست خود اجازه تصمیم‌گیری بدهید

بیشتر افرادی که نیمکره چپ مغزشان قوی‌تر است، به سختی ‌می‌توانند به شهود خود اعتماد کنند. در این افراد، نیمکره چپ مغز که فرمانده است؛ به دنبال توضیح می‌گردد و زمانی راضی می‌شود که نیمکره راست مغز بتواند دلایل کافی را فراهم کند.همانطور که پیشتر گفته شد، شهود نتیجه‌گیری بدون نیاز به استدلال است و ما بیشتر اوقات چرایی این نتیجه‌گیری را نمی‎‌دانیم. در نتیجه افراد با نیمکره چپ غالب، باید نسبت به افراد دیگر به شهود فرصت پیشرفت بدهند، به آن آموزش داده و از آن بیشتر استفاده‌ کنند.

۳- معامله کنید و بیشتر ببینید

شبکه های عصبی نیمکره راست مغز باید آموزش ببینند تا الگوهای مورد نیاز برای معامله‌گری را تشخیص‌ داده و همچنین بتوانند ارتباطات میان داده‌های مختلف بازار را با دیدی وسیع‌تر مشاهده کنند.بهترین تمرین برای معامله‌گری، انجام معامله است. زمانیکه در حال معامله کردن هستید و نمودارها را رصد می‌کنید، به علت تکرار زیاد این پروسه به بلوغ چشمی خواهید رسید؛ یعنی مسیر عصبی آن توسط نورون‌های مغزی شکل گرفته و تشخیص الگوها، فرآیند تصمیم‌گیری، برقراری ارتباط بین چندین داده و سایر موارد به مراتب سرعت بیشتری پیدا خواهد کرد.

۴- تکنولوژی کامپیوتری

استفاده از کامپیوترها می‌تواند با سرعت بخشیدن به روند یادگیری، به شما کمک کند که شهود خود را آموزش دهید. این نرم‌افزارهای معاملاتی با ارائه سریع نمودارهای قیمت، ایجاد فیلترهای خاص و… می‌توانند به فرآیند رشد شهود کمک شایانی بکنند.

۵- رهایی از فشار

عدم پافشاری روی یک تصمیم

انعطاف‌پذیری

داشتن برنامه جایگزین

در خاتمه

شهود جزء جدایی‌ناپذیر موفقیت معامله‌گران بزرگ است، اما فقط شهود به تنهایی نمی‌تواند کمک کننده باشد. تفکر شهودی و تفکر تحلیلی مانند دوبال برای پرواز یک معامله‌گر هستند و حفظ تعادل بین عقل و غریزه برای داشتن بهترین عملکرد واجب است، چرا که شهود شما مصون از خطا نیست و اشتباهاتی را مرتکب خواهد شد.پس برای اینکه بتوانید نتیجه خوبی در معامله‌گری بدست آورید، باید از تمام ذهن خود استفاده کنید. این امر منوط به آن است که هر دو نیمکره چپ و راست خود را با متدهای اصولی و درست تربیت کنید تا بهترین نتیجه را دریافت کنید.

چگونه عمق بازار در بورس را ببینیم؟

چگونه عمق بازار در بورس را ببینیم؟

اخبار گوناگون در سامانه‌های معاملاتی، عمق بازار پنجره‌ای است که تعداد سفارشات خرید و فروش باز برای یک سهم را نشان می‌دهد و برای اندازه‌گیری عرضه و تقاضای نمادهای معاملاتی مختلف در چرا درک نمودار عمق بازار مهم است؟ بورس به سرمایه‌گذاران کمک می‌کند.

نمایش عمق بازار در بورس به صورت کلی و فراتر از چند مظنه که قبلا مشاهده می‌کردیم، یکی از قوانین جدیدی است که از سمت سازمان بورس وضع شده است. کارگزاران موظف شده‌اند تا عمق مظنه بازار را برای هر نماد از ۵ قیمت به تعداد کل در بازار افزایش دهند. با استفاده از این امکان جدید، از میزان عرضه و تقاضا آگاهی پیدا خواهید کرد و می‌توانید سفارش‌های خود را اصولی‌تر و بر مبنای اطلاعات دقیق‌تری ثبت کنید. در ادامه به بررسی بیشتر این مهم خواهیم پرداخت.

عمق بازار در بورس چیست؟

در گذشته برای هر نماد، ۵ پیشنهاد اول قیمت خرید و فروش قابل مشاهده بود. با تصویب قانون جدید از سمت سازمان بورس در اوایل سال ۱۴۰۱ و افزایش این ردیف‌های قیمتی امکان مشاهده عمق کل بازار فراهم شد. با استفاده از این اطلاعات، می‌توانید درک درستی از این بازار داشته باشید و تفاوت عملکرد حقیقی‌ها و حقوقی‌ها را متوجه شوید.

در واقع عمق بازار در بورس، تمام سفارشات خرید و فروش موجود برای سهم را نشان می‌دهد. هرچه میزان خرید و فروش در بازار بیشتر باشد، در اصطلاح آن بازار عمق بیشتری دارد. عمق بازار را با علامت اختصاری DOM نمایش می‌دهند که مخفف عبارتDepth of Market است.

با استفاده از این امکان، کسب سود از طریق بر هم‌زدن نظم بازار، کاهش پیدا می‌کند. برای اینکه بازار سرمایه شفافیت بیشتری در عملکرد خود داشته باشد، ابتدا مصوب شد تا نمودار عمق بازار در اختیار همگان قرار گیرد و به جای ۵ ردیف امکان مشاهده ۲۰ ردیف وجود داشته باشد.

در حال حاضر ۲۰ ردیف به نمایش کل ردیف‌های موجود در بازار تغییر پیدا کرده است و این اطلاعات به طور کلی باید در اختیار تمام سرمایه‌گذاران قرار گیرد. اهمیت عمق بازار در درجه اول به میزان نقدشوندگی آن است. هرچه بازار عمیق‌تر باشد، نقدشوندگی و سهولت معاملات در آن بیشتر است. مورد دوم افزایش میزان مشارکت سرمایه‌گذاران است که با افزایش میزان عمق بازار، بیشتر می‌شود.

عوامل موثر بر عمق بازار

با اینکه عمق بازار به حجم سفارشات اشاره دارد، اما عوامل زیادی وجود دارند که بر عمق بازار تاثیر‌گذار هستند. در ادامه به معرفی آن‌ها خواهیم پرداخت:

  • تعداد شرکت‌های بورسی
  • تعداد سهام‌داران حقیقی
  • نهادهای مالی فعال
  • حضور بازارساز به صورت فعال
  • شفافیت اطلاعاتی

مزایای مشاهده عمق بازار

  • آگاهی و اطلاع دقیق از میزان عرضه و تقاضا و سفارش‌گذاری بر اساس آن
  • جلوگیری از تغییرات قیمتی دست‌کاری‌شده توسط حقوقی‌ها و بازیگران سهم
  • رفع تبعیض موجود، چرا که قبل‌تر فقط کارگزاری‌ها و استیشن‌ها امکان دسترسی به این اطلاعات را داشتند.
  • امکان تابلو‌خوانی بهتر و کاراتر، از طرفی تحلیل بهتر برای قیمت سهام
  • با استفاده از این اطلاعات امکان پیاده‌سازی تحلیل عمق بازار وجود دارد.
  • جلوگیری از تصمیمات هیجانی معامله‌گران حقیقی
  • ایجاد منفعت برای سهام‌داران خرد
  • اطلاعات مستند و تایید‌شده برای استفاده در تحلیل‌ها
  • ایجاد شفافیت و کارایی بیشتر برای بازار

راه‌های افزایش عمق بازار

  • تشویق افراد حقیقی برای سرمایه‌گذاری
  • ایجاد ابزار‌های نوین مالی
  • تنوع‌بخشیدن به شرکت‌های بورسی

چگونگی مشاهده عمق بازار در آساتریدر آگاه

در سامانه‌های معاملاتی، عمق بازار پنجره‌ای است که تعداد سفارشات خرید و فروش باز برای یک سهم را نشان می‌دهد و برای اندازه‌گیری عرضه و تقاضای نمادهای معاملاتی مختلف در بورس به سرمایه‌گذاران کمک می‌کند.

اضافه شدن فهرست مظنه خرید و فروش نمادهای مختلف، مزیتی است که با استفاده از آن در سامانه معاملاتی آنلاین آگاه، می‌توان با شناخت بهتری به معاملات بازار سرمایه قدم چرا درک نمودار عمق بازار مهم است؟ گذاشت و موقعیت بهتری را در سفارشات خرید و فروش اخذ کرد.

دسترسی به این قابلیت تازه و استفاده از آن بسیار آسان است. کاربران آساتریدر، به راحتی و با مراجعه به بخش دیده‌بان این سامانه، می‌توانند برای هر نمادی که مد نظرشان است، عرضه و تقاضا و حجم سفارشات در قیمت‌های مختلف را مشاهده کنند. سپس با اطلاع از همه مظنه‌ها‌ی خرید و فروش آن نماد، به معامله سهم‌های مختلف در این بازار بپردازند.

برای این کار، کافی است نماد مورد نظرتان را انتخاب و روی پنجره عرضه و تقاضا کلیک کنید.

با کلیک روی آیکون عمق بازار، تمامی مظنه‌های سهم مورد نظرتان را مشاهده خواهید کرد.

این اطلاعات به صورت جدول، نمودار خطی و نمودار میله‌ای نیز نمایش داده می‌شوند.

کلام آخر

یکی از قوانین جدید سازمان بورس، الزام برای نمایش کل معاملات موجود برای هر سهم در بازار است که در واقع عمق بازار نامیده می‌شود. هرچه عمق بازار بیشتر باشد، میزان مشارکت و نقدشوندگی در آن بازار نیز بیشتر است.

نمایش عمق بازار ، باعث جلوگیری از برخی عوامل مانند دست‌کاری قیمت توسط حقوقی‌ها می‌شود، که بر شفافیت و کارایی بازار تاثیر دارد.

امکان مشاهده عمق بازار در اپ آساتریدر آگاه فراهم شده است و به سادگی می‌توانید برای اخذ تصمیمات بهتر از آن استفاده کنید.

رابطه هیجانات بازار بورس با موضوع تاب آوری چیست؟

ویژگیهایی مانند کنار آمدن با خوبی ها و تلاش برای مفید واقع شدن در زندگی فردی و اجتماعی بدون اینکه قید و شرطی برای آن گذاشته شود،اینکه بتوانیم از خود شناختی واقعی کسب کنیم و روی نقاط ضعف خود نه تنها سرپوش نگذاریم بلکه در مواجهه با ضعف ها من دیگری از خود را یا من بهتری را درون خود تقویت کنیم و اینکه مسائل را به خوبی و با توجه به منفعت جمعی نه فردی حل کنیم،ویژگیهایی است که در صورت تحقق می توان گفت ما تاب آور هستیم، تاب آوری که نشان می دهد جامعه افراد با کفایتی تربیت کرده که در شرایط سخت و آسان در کنار یکدیگر در مواقع بحرانی وغیر بحرانی از یکدیگرحمایت به عمل می آورند. طیف قابل توجهی از مهارت ها و راهبردهای زندگی را در دوره های مختلف زندگی آموزش دیده و در بزرگسالی آن را در کارکردهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی خود در عرصه اجتماع به منصه ظهور رسانده اند، لذا اینجاست که مقوله تاب آوری حائز اهمیت می شود و این زنگ خطر را برای ما به صدا در می آورد که نشانه هایی که از رفتار جامعه ایرانی دیده می شود بیانگر چیست؟ آیا تاب آوری یک مفهوم نادیده گرفته شده و ناآشنا در هرم تربیتی ماست. دکتر محسن عامری شهرابی استاد دانشگاه در مصاحبه با رادار اقتصاد این موضوع را درجامعه ایرانی مورد تحلیل قرار داده تا از نزدیک متوجه این موضوع شویم که چرا مشکلات ما تا این اندازه عمق گرفته است.

ظرفیت جامعه ایرانی به لحاظ تاب آوری اجتماعی و فرهنگی یا اقتصادی را با ذکر مثالی عینی برای ما توضیح دهید که حد واندازه آن به چه میزان است؟

تاب آوری اجتماعی شبیه به انسجام است و یک فاکتوربیرونی به شمار می رود. به عبارت دیگر به کار گیری مولفه هایی چون آموزش و تربیت منجر به افزایش تاب آوری اجتماعی می شود.یکی از نمونه های فقدان تاب آوری درایران در بیماری کرونا به خوبی از سوی بخش زیادی از مردم به نمایش گذاشته شد. با اینکه مردم می دانستند و مکرر به آنها توصیه شده بود که در زمان شیوع کرونا مسافرت رفتن اشتباه است وباید در خانه بمانند اما در برابر این دستورالعمل ها مقاومت کرده و می کنند؛ این مساله نشان می دهد روی تاب آوری ایرانیان کار نشده است،اگر از همان کودکی روی ارزش ها و تاب آوری به دلیل ماندگاری آن برنامه ریزی و فعالیت های لازم صورت داده شده بود اینک با مردمی با تاب آوری بالای اجتماعی ، فرهنگی واقتصادی رو به رو بودیم که در برابر مسائل مختلف بی قراری کمتری از خود نشان می دادند.

تفاوت تاب آوری فرهنگی با تاب آوری اجتماعی چگونه مشخص می شود؟

نقطه افتراق تاب آوری فرهنگی با اجتماعی در بیرونی و درونی بودن آنهاست. شاید بتوان شکل ساختمان را به صورت ظاهری تغییر داد اما چون درون به صورت واقعی اصلاح نشده نمی توان کار چندانی روی آن انجام داد. تاب آوری فرهنگی برخلاف تاب آوری اجتماعی و فرهنگی به نقطه اشباع نمی رسد، نکته مهم این است که تاب آوری اجتماعی و اقتصادی در کوتاه مدت کنترل شدنی است، به عبارتی می توان یک نهاد مالی را با تزریق پول احیا کرد و جان تازه ای به این نهاد مالی بخشید، یا در بحث اجتماعی با تصویب و اجرای قوانین و مقررات و ایجاد ارتباطات و نظم می توان تاب آوری اجتماعی را حاکم کرد در صورتی که تاب آوری فرهنگی پیش ازهر موضوعی نیازمند معماری فرهنگی است. در واقع زمان بیشتری برای نهادینه سازی تاب آوری نیاز دارید. برای اینکه تاب آوری اقتصادی فردی بالا برود و موفق تر عمل می کند باید تاب آوری اجتماعی و فرهنگی او افزایش بیابد؛ به عبارتی انسان هایی که تجربه شکست های اقتصادی ومالی دارند عملکرد بهتری بعد از احیا خواهند داشت، لذا به تکامل و تعادل رساندن جامعه با تاب آوری فرهنگی بسیار حائز است چرا که جامعه پی در پی در حال تکامل است و نمی توان نقطه کامل را مشخص کرد و برای خود خط سیری از مبداء تا مقصد ترسیم کرد.

نهادینه کردن تاب آوری در انسانها از چه زمانی باید آغاز شود؟

با این مثال برایتان توضیح می دهم. در این ارقام و آمارها می توان تفاوت غربی ها با ما را اینگونه توضیح داد که از سن 8 تا 12 سال و 12 تا 18 سال بر روی تاب آوری کودکان و نوجوانان کار می شود. شاید این مساله تفاوت عمیق کارکردی بین آنچه تاب آوری فرهنگی را در غرب نسبت به آسیا و آفریقا و درمیان اعراب افزایش داده، نشان دهد که آنها تاب آوری را از همان کودکی در بچه ها نهادینه می کنند در حالی که ما انتظار داریم افراد بالغی که تغییر چندانی نمی کنند در جوانی یا میانسالی به یک باره بدون هیچ آموزش قبلی تاب آور شوند!

یعنی رساندن جامعه به تاب آوری زمان بر است و یک فرآیند سخت پیش روی جامعه قرار دارد؟ تفاوت وجودی انسان ها مانع نهادینه سازی فوری تاب آوری است؟

بی تردید همه انسان ها متفاوت از هم خلق شده اند شاید گفت بیش از 90 درصد انسان ها متفاوت از هم متولد شده اند، بنابراین تفاوت ها نقطه افتراق فرهنگ ها را ایجاد می کند، اگر این تفاوت درک شود طرح بحث به مراتب ساده تر و راهکارهای آن کارکردی تر عنوان می شود. ممکن است یک فرآیند در فرهنگ ایرانی از اهمیت فراوانی نسبت به فرهنگ دیگری برخوردار باشد، درحالی که در فرهنگ دیگری حتی مردم آن سرزمین هیچ اطلاعی ازاین موضوع ندارند، تاب آوری چنین مفهومی دارد . بنده همواره این موضوع را بیان می کنم که هیچ کس نمی تواند برای کشور یا ملت دیگری نسخه بپیچید، انسجام اروپا در اتحادیه اروپا در ده سال آینده به دلیل تفاوت ملت ها محکوم به شکست است. آلمان در زمانی از اتحاد سود برد که بین آلمان شرقی و غربی دیوار کشی شده بود، لذا گمان کردند همیشه می توانند از ظرفیت اتحاد بهره مند شوند در صورتی که واقعیت رخداد فرهنگی این است که انسان ها متفاوت از هم هستند، ژرمن ها متفاوت از آنگلوساکسون ها هستند و متفاوت از وایکینگ ها، ساکسون ها، بنابراین در همه جای دنیا و در ایران نیز نمی توان برای همه ی قومیت ها و مذاهب نسخه ی واحدی پیچید اینجاست که تاب آوری و زمان بری آن در این موارد معنا می یابد.

مهمترین تفاوت های تاب آوری فرهنگی با اقتصادی و اجتماعی چیست؟

تاب آوری اقتصادی را با اخذ وام و حمایتهای مالی می توان ترمیم کرد. تاب آوری اجتماعی را با تدوین و تصویب قوانین و مقررات و تاکید بر اجرای آن می توان تغییر داد در حالی که تاب آوری فرهنگی نیازمند آموزش، تربیت، برنامه ریزی، صبر و پشتکار است.رسیدن به تاب آوری فرهنگی پیش زمینه هایی دارد لذا برای قرار گرفتن دراین مسیر باید الگو سازی شود که زیباترین نوع آن در دیدگاه شیعی مطرح شده و مقام معظم رهبری به نکته ای اشاره کردند که یکی از زیباترین نطق های ایشان به شمار می رود، ایشان اشاره کردند که یاران پیامبر و حضرت علی علیه السلام مانند طلحه و زبیرها هیچ گاه به جهت انجام یا عدم انجام فرایض دینی زیر سوال نرفتند بلکه به دلیل " آنجایی که باید می بودند، اما نبودند" غفلت از حضور در زمان درست، زیر سوال رفتند، چرا که حضور به معنای رعایت و حفظ اصول است، بنابراین اینجاست که متوجه اهمیت تاب آوری فرهنگی می شویم چرا که بر اصول متمرکز است ، این اصول مشخص می کند که انسان ها باید در چارچوبی باشند که یک ضلع آن صبر و استقامت است که با دو جنبه روانی و فیزیکی انسان را در مسیر تاب آوری قرار می دهد. از سوی دیگر تکامل یا حرکت رو به جلو مهم است و ضلع آخر این مربع تلاش و کار موضوع برجسته ای است. اگر این فاکتورها با آموزش، برنامه ریزی و تربیت در طول زمان فراهم شود اینجاست که می توان در مسیر افزایش تاب آوری فرهنگی حرکت کرد.

برای مهندسی تاب آوری فرهنگی جامعه از چه ابزارها و نهادها و سازمان هایی باید بهره مند شویم که وجود آنها در افزایش تاب آوری موثرتر عمل کند؟

به هر حال واضح است فرهنگ قابل مهندسی شدن نیست، به این دلیل که ارزشهای فرهنگی باید در زمان مناسب خود ساخته شوند، ضمن اینکه زمان طلایی نباید از دست برود. اینجاست که ورود وحضور نهادهای تاثیر گذار در فرآیند تاب آوری فرهنگی چون خانواده، مدرسه ودانشگاه بسیار حائز اهمیت است. اگر ارزشهای اشاره شده در زمان کودکی شکل نگیرد نمی توان از یک انسان جوان بالغ انتظار نهادینه شدن تاب آوری فرهنگی را داد چرا که انسانها از زمانی به بعد قابل تغییر نیستند فقط از قالبی به قالب دیگر تغییر شکل می دهند.

تفاوت انسان هایی که تاب آور تر هستند با جامعه ایرانی که تاب آوری را چندان در خود نهادینه نکرده را چرا درک نمودار عمق بازار مهم است؟ با مثال توضیح دهید که در چه رفتارهایی بروز و ظهور می کند؟

خوشبختی یک احساس درونی است و مشخصه انسان خوشبخت خستگی ناپذیری انسانی است که کار را بر هر چیز دیگری ارجحیت می دهد و اکنون خود را لحظه به لحظه کنترل می کند؛ انسان خوشبخت هیچ گاه از مشکلات عقب نمی کشد، در حالی که موفقیت توام با پیروزی و شکست یا برد و باخت است که برد و باخت در فرهنگ ما مقوله آشنایی است. دراین فرهنگ ما از همان دوران کودکی به فرزندانمان مسابقه دادن را یاد می دهیم غافل از اینکه به سرعت از مسابقه دادن خسته می شوند. یک بازیکن فوتبال لیگ اروپا به صورت میانگین در 90 دقیقه 12 کیلومتر می دود در حالی که بازیکن ما 5 کیلومتر می دود، به عبارتی تاب آوری فیزیکی دراین جسم ناتوان دیده می شود. یک مثال درباره ژاپنی ها بزنم که چرا تاب آوری مردم این کشور بسیار بالاست؟ به این دلیل که از کودکی می آموزند تلاش کنند؛ مربع خوشبختی که براساس تلاش شکل می گیرد از کودکی باید در افراد نهادینه شود و این مربع خوشبختی در حاکمیت چرا درک نمودار عمق بازار مهم است؟ رابطه کار وذهنیت است، لذا اینجا متوجه می شویم که برای بحران و بیماری چون کرونا نمی توانیم نسخه جهانی بپیجیم و برنامه داشته باشیم به این دلیل که مردم ما به روز کار نمی کنند چرا که نمی توانند دو روز آینده خود را پیش بینی کنند؟

سوالی که ذهن بنده را درگیر کرده که این است که تاب آوری اقتصادی را با یک کمک مالی دولت می توان افزایش داد، اما ایران در حال حاضر در شرایطی به سر می برد که با فشارهای جهانی متعددی رو به روست، از این جهت می خواهیم به تاب آوری فرهنگی ورود کنیم که تاب آوری ایرانی چگونه قابل افزایش است تا در سایر حوزه های اجتماعی و اقتصادی هم این تاب آوری درعمل دیده شود؟

هیجانات مردم به بازار بورس، ورود و خروج آنها بعد از یک ریزش آنی، نمایش دهنده علنی عدم تاب آوری مردم است یعنی مردم ما زندگی را با برد و باخت می سنجند، ایرانی زندگی را مسابقه می بیند لذا در فضای ذهنی ایرانی بردن یک افتخار به شمار می رود در حالی که در قاعده زندگی برد و باخت پوچ ترین مفهوم زیستن به شمار می رود؛ چرا که زندگی در سایه تلاش است که امکان زیست را به ما می دهد، لذا باید تجربه زیست ایرانی ها از مفاهیمی چون برد و باخت تخلیه شود. متاسفانه لذت بردن از مفهوم زندگی در ما تهی است اینجاست که مردم فکر می کنند چون چند نفر در بورس سودهای کلانی به دست آورده اند آنها هم باید برنده این بازار شوند؛ درحالی که اگر ارزشهای من نهادینه شده و هوش هیجانی من کنترل شده باشد در برخورد با بسیاری از مشکلات و موانع باید با قاطعیت بیشتری رفتار کنم؛ بنده ایرانی ها را در مقایسه با ژاپن و اروپائیان به شدت پولدار و دارای دارایی های زیاد می بینم اگر این دارایی ها را تبدیل به اندازه مقیاسی در فرهنگ ایران کنیم متوجه می شویم که اندازه دارایی ایرانی از متوسط رو به پایین بیشتر از دارایی اروپاییان است، اما ایرانی جماعت هیچ گاه راضی نمی شود به این دلیل که زندگی را بر مبنای برد و باخت چیده است.

چگونه می توانیم تاب آوری فرهنکی راارتقاء دهیم؟

باید آموزش داشته باشیم، آموزش منتج به تربیتی که نشان دهد تاب آوری در ما نهادینه شده است. بر فرض مثال سال 80 یک میلیون تومان پول داشتم که می توانستم با آن سکه ، دلار، سهام بورس یا چند متر زمین بخرم، بعد از گذشت پانزده سال که از کارکرد یک میلیون در بازارهای مختلف و سودی که از هر بازاری عایدم می شود تراز بگیریم، اگر این زمان که در حال تراز گیری از سود و زیان خود هستم به این نقطه برسم که مفهوم و ارزش ذاتی زندگی به مراتب بیشتر از دارایی هاست، اینجاست که با افزایش حجم پرونده های قضایی؛ افزایش دروغ و کلاهبرداری و نیرنگ در سطح جامعه مواجه نمی شویم، لذا اگر این تاب آوری در افراد از همان کودکی نهادینه نشده باشد آدمها را از سن خاصی به بعد نمی توان تاب آور کرد. برای هر تغییر فرهنگی نیازمند حداقل 5 تا 10 سال زمان وبرنامه ریزی هستیم.

این تغییر چگونه باید دنبال شود؟

اول از طریق خانواده، مدرسه و محیط کار، رسانه و شبکه های اجتماعی ؛ لذا این چهار نهاد می توانند هر اتفاق اجتماعی را شکل دهند، به این معنا که یک رئیس می تواند در کارمند خود تغییر ایجاد کند، اما پدر فرد مورد نظر نمی تواند این تغییر را ایجاد کند به این دلیل که در ذهن رئیس و کارمند خدماتی داده وگرفته می شود، معلم می تواند تغییر دهد، پدر و مادر در سنین کودکی و نوجوانی فرزند می توانند فرهنگ را در ذهن فرزند خود نهادینه کنند. ضمن اینکه رابطه نهادی بین رئیس و کارمند با رابطه عاطفی بدون پیش فرض با پدر و مادر بسیار متفاوت است.هنگامی که در مدل رهبری سازمانی قرار می گیرد یعنی در این سازمان در برابر کارمند نقش همان پدر و مادر را ایفا می کنی،وقتی از کارمند خطایی سر می زند شما ده برابر نگران تر می شوی، اینجاست که مدیر با رهبر فرق دارد و سرپرست با رئیس و رئیس با مسوول دیگر عملکرد متفاوتی دارند، لذا برای تغییر در فرهنگ به کارگیری نسخه هایی با هدایت از سوی مدیران فرهنگی با رتبه های مختلف بسیار مهم است.

چگونه این اتفاق رقم می خورد؟

از اینجای کار باید روی نماد سازی و الگو سازی در ایران کار کرد چرا که ایرانی ها به شدت پنهان کار هستند و این موضوع به شدت درایران یک مساله است.فاصله زندگی اجتماعی ایرانی با فاصله زندگی فردی بسیار زیاد است در حالی که براساس آموزش در غرب این فاصله به شدت کاهش یافته است،هر چند از بین نرفته اما تا حد امکان کاهش داده شده، در حالی که در ایران این فاصله به شدت زیاد است و متاسفانه هر چند سال بر عمق آن افزوده می شود. به طور روشن وقتی ابزاری به عنوان موبایل برای شفاف بودن به من وجامعه کمک کند، من ایرانی را پنهان تر کرده است. من ایرانی از خدمات به روز شده موبایل به خوبی استفاده نمی کند چرا که لذت و حظ او پیش از این تعریف شده، لذا شاخص کردن چند اتفاق در جامعه ایرانی برای افزایش تاب آوری فرهنگی بسیار حائز اهمیت است، شفافیت یک موضوع مهم دراین هرم است اما متاسفانه جامعه ایرانی اکثر اوقات تاب آوری در برابر شفافیت را ندارد که این نیز یک خطای استراتژیک به شمار می رود، متاسفانه در ایران اگر سخن راست بگویی چون شفافیت تاب آورده نمی شود انسان به هزار رنج و سختی می افتد یا دچار چنان چرا درک نمودار عمق بازار مهم است؟ مصیبت هایی می شود که از صداقت و راست گویی خود بعضا پشیمان می شود.

به ویژگی فرهنگی ایرانی ها که مسابقه دادن با هم است اشاره کردید اثر این ویژگی فرهنگی و مخفی کاری که معلول ویژگی حسد ورزی بین ماست، یا همان رقابتی که من از شما مخفی می کنم چون شما خود را رقیب من می دانی این حسادت و مخفی کاری به وجود می آید،اثر این ویژگی فرهنگی روی نوسانات اقتصادی اعم از نرخ ارز، بازار سرمایه چیست و آیا منجر به افزایش اثر روی نوسانات بازارهای مختلف می شود؟

صددرصد. البته باید بین احساس و عقل تفکیک ایجاد کرد؛بین شور مندی یا شعور مندی. جامعه ایرانی بسیار شورمند است . به صورت نمونه ما در بحران های طبیعی که نیازمند مشارکت عمومی بوده ایم با بهترین نرخ مسوولیت اجتماعی رو به رو شدیم و همه ی مردم با شور و احساس در مشکلات برای یاری رسانی به یکدیگر حضور به هم رسانیده اند که از آن به عنوان غیرت و حمیت ایرانی یاد می شود. اما اگر به طور دقیق رفتار ایرانی ها را در دو عرصه متفاوت مورد بررسی قرار چرا درک نمودار عمق بازار مهم است؟ دهیم متوجه اختلاط معانی می شویم به این معنا که در بحران ها از پول می گذریم چرا که با شور و با دل و احساسمان هزینه می کنیم اما وقتی بحث پول به میان می آید، پدیده ای به نام اقتصادی یا مالی، واکنش مردم متفاوت از واکنش احساسی آنها به حمایت از مردم بحران زده می شود. به طور خلاصه گفت بین شناخت های مردم ایران باید تفکیک ایجاد شود به این دلیل که هر کسی برای خود تفکیک داشته باشد. پدیده ای به نام بورس یا خرید و فروش های احساسی فقط در فرهنگ های ایرانی پیدا می شود، در فرهنگ های خارجی همانقدر که سود تعریف شده زیان هم تعریف شده و افراد با آن کنار می آیند چرا که برای هر پروژه و فعالیت اقتصادی برنامه ریزی بلند مدت دارند در حالی که به دلیل تاب آوری ضعیف اجتماعی ایرانیان وقتی مساله پول به میان می آید با مساله احساس حل می شود لذا شاهد هستیم با ریزش یک بازار چون ایرانی تاب آوری ندارد بلافاصله سرمایه خود را به بازار دیگری انتقال می دهد، در واقع از عقل استدلال گر خود برای این موضوع کمک نمی گیرد، به این دلیل که چنین مهارتی را در خانواده، مدرسه و محل کار و رسانه ها به ما آموزش ندادند. متاسفانه تمام زندگی ایرانی براساس بردن ، باختن و نمایش بازی کردن برای یکدیگر بنا شده است، مردم ما نمایشی هستند، بچه ها را از کودکی یاد می دهند که خود را در برابر دیگران به معرض نمایش بگذارد و از وجود و ذات و ظرفیت خود لذت نمی برد، این نوسانات زمانی از بازارها جمع می شود که تاب آوری اجتماعی افزایش داده شود.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.